|
اينترنت به
خاطر شش
مشخصه
غيرقابل
رقابت به
تدريج به
قويترين
رسانه تبديل
ميشود:
-
امكان به
لحظه نگاه
داشتن مطالب
و اطلاعات با
كمترين
هزينه
-
اعطاي حق
انتخاب
مطالب به
مخاطبان، هم
از نظر موضوع
و هم از نظر
زمان دسترسي
و مطالعه
-
امكان به
كارگيري
شيوههاي
خودكار
اطلاع رساني
راجع به
مطالب جديد
-
تركيب
تمام
صورتهاي
رسانهاي
پيشين: متن،
تصوير،
موسيقي
-
دو طرفه
بودن ارتباط
اينترنتي
دربرقراري
رابطه بين
پديدآورندگان
و مخاطبان به
آسانترين
شكل
- و بالاخره
عدم وجود هر
گونه
محدوديت
براي كنترل
مطالب
منتشره شده
توسط
نويسندگان
اگر دقت كنيم
موفقيت در
اجراي درست
حتي يك مورد
از اين عوامل
براي موفقيت
هر رسانهاي
كافي است در
حالي كه
اينترنت اين
همه را يك جا
دارد.
اما آنچه اين
جادوي دوره
ما را هر روز
جذابيتي
دوچندان ميبخشد
امكانات بيشمار
و گاه غير
قابل پيشبيني
آن در تركيب
اين امكانات
منحصر به فرد
است. فارغ از
هزاران
پايگاه داده
و سرويسهاي
خدماتي مثل
تجارت
الكترونيك،
مدت زيادي
ازعمر
ابزارهاي
ارتباطي
كابران در
اينترنت نميگذرد.
اين داستان
كه با BBS آغاز شد
به سرعت و يكي
پس از ديگري
با ايجاد
امكانات
مختلف رابطه
بين كاربران
سير تكاملي
طي كرده و با
هر يك به
نيازي پاسخ
گفته است:
گروههاي
گفتگو (با
ارسال يك
نامه براي
تمامي اعضاي
يك گروه)، گفت
و گوي دونفره (كابران
قديمي
اينترنت
دستور talk در
كامپيوترهاي
وكس را به ياد
ميآوردند)،
اتاقهاي گفت
و گو و چت،
فرومها (يا
ميادين گفت و
گو)، تله
كنفرانس و
بالاخره
پديده جديد:
وبلاگ.
وبلاگ: يك
رسانه
وبلاگ را
بايد ابزاري
دانست كه با
تركيب يك
امكان
ساختاري و يك
سبك محتوايي،
ماهيتي
دوجانبه دارد:
از طرفي با
فراهم كردن
امكان درج
مطالبي در قد
و قواره
مقالات كوتاه
و بلند و به
روز كردن
راحت و سريع
آن، پهلو به
برنامههايي
ميزند كه
جزو نرمافزارهاي
خبري و اطلاعرساني
(news portal systems) طبقهبندي
ميشوند، و
از نظر
محتوايي، حال
و هوا و سبك يك
گفت و گو را
دارد، گفت و
گو با خود يا
با ديگري.
شايد عدهاي
مايل باشند
كه وبلاگ را
يك دفتر
خاطرات شخصي
بدانند كه به
جاي سنت
هميشگي (انتشار
پس از سالها
وپس از برخي
حك و اصلاحها)،
روزانه به
روز ميشود و
در اختيار
همه قرار ميگيرد.
اما واقعيت
اين است كه
وبلاگ فقط در
لحن شبيه
دفتر خاطرات
است. زيرا
نويسنده ميداند
كه به محض
اتمام نوشتن،
همه مخاطبان
بلافاصله آن
را خواهند
ديد و چه كسي
است كه موقع
نوشتن مطلبي
در حالي كه
ميداند حتي
ده خواننده
دارد، به
آنچه
خوانندگانش
برداشت ميكنند
نيانديشد؟ و
اين همان
اتفاقي نيست
كه در هر
رسانهاي ميافتد؟
كتابهاي
مورد علاقهتان
را از كجا
پيدا ميكنيد
و ميشناسيد؟
فيلمهاي
جديد؟
موسيقي؟ و دهها
موضوع ديگر
كه طبيعيترين
منبع براي
اطلاع از
آنها (در
فقدان منابع
مكتوب مثل
نشريات)
شنيدن از
دوستان و
آشنايان همسليقه
است و بعد از
آن در ميان
ستونهاي
معرفي نشريات
دلخواهتان.
و آيا وبلاگ
اين هر دو را
يك جا ندارد؟
اگر بپذيريم
كه يكي از
وظايف رسانهها،
كمك به
مخاطبان براي
رهايي از
بمباران
اطلاعاتي
وآگاهي و كمك
به انتخاب از
ميان دهها
اثر و محصول
مختلف است،
آنگاه با
پيدا كردن
چند وبلاگ
دلخواه،
كساني كه
سليقهشان با
شما همخواني
دارد و همت ميكنند
كه آنچه
يافتهاند را
به اختصار
معرفي كنند،
ديگر چيزي كم
خواهيد داشت؟
افرادي كه
مطالب بسيار
دارند كه
بگويند اما
به دلايل
مختلف از نشر
آنها در
نشريات پرهيز
ميكنند كم
نيستند.
موضوع فقط به
انتقادهاي
سياسي يا
اجتماعي
برنميگردد،
بلكه بيش از
آن، بيان
راحت و آزاد
خود است و
آنچه در
درونيترين
لايههاي
ذهني و رواني
ميگذرد.
موضوعي كه
براي همه
آسان نيست.
اما اگر
بدانيد كه
هيچ كس از
هويت شما
آگاه نميشود
و به راحتي
بدون اينكه
حتي لازم
باشد يك نفر
مطالب شما را
بخواند و سپس
منتشر كند،
ميتوانيد
آنچه در شما
ميگذرد را
به راحتي
افشا كنيد،
آيا وسوسه
نميشويد
برخي ناگفتههايتان
را با ديگران
در ميان
بگذاريد؟ اين
نكته دقيقا
موضوعي است
كه بسياري به
عنوان يك
عامل در عدم
رشد رمان در
فرهنگ ما
تلقي ميكنند:
اكراه از
خودافشايي.
و بالاخره
وبلاگ تمام
آن شش مشخصه
موجود در
اينترنت را
يك جا دارد در
حالي كه هر يك
از ابزارهاي
پيشين
اينترنتي
تنها بخشي از
آن را با خود
داشت.
اينترنت
مخلوق عجيبي
است. آيا
عجيبترين
مخلوقي كه
بشر اين
دوران ميتوانست
ايجاد كند؟
بزرگترين
خدشه بر
اينترنت تا
كنون، وجود
هزاران
پايگاه
اطلاعاتي
مختلف و سر
درگمي در
ميان آن بوده
است. ببينيم
چگونه پس از
ابداع فهرستهاي
موضوعي و
موتورهاي
جستجو
اينترنت
مانند يك
موجود
هوشمند، گام
ديگري براي
هرچه كاراتر
بودن خود
برداشته است....
آيا بايد
منتظر چشمههاي
بيشتري از
اين جادوي
دورانمان
باشيم؟
بازگشت
|