كـــــــــــوچ     نشريه ايرانيان مهاجر 

http://www.torontoreport.com/kooch

 Font

 

فلسفه كفر است

گفتگو با محمد زهير افق، مدرس فلسفه دانشگاه كابل

شايان رضا مشاطيان
shayanrm@hotmail.com

 

 

 محمد زهير، از قبايل پشتو است، بيش از پنجاه سال سن دارد و حدود شش سال است به كانادا پناهنده شده است. در ابتدا از مصاحبه امتناع مي‌كند و با كنجكاوي مي‌خواهد بداند اين مصاحبه براي من چه سودي دارد و چه انگيزه‌اي دارم. سه بار قرار مي‌گذاريم و از هر دري حرف مي‌زنيم تا كم ‌كم اعتمادش جلب مي‌شود.  اما در مجموع كم حرف است و با جملات كوتاه و مختصر سعي مي‌كند جواب‌هاي دقيق بدهد. در باره  خودش زياد نمي‌دانم، فقط وقتي درباره دانشكده فلسفه حرف مي‌زند قدري بغض مي‌كند و وقتي به اينكه خانواده‌اش هنوز پاكستان هستند و هنوز نمي‌توانند با هم باشند اشاره مي‌كند به وضوح جشمانش پر اشك مي‌شود و راه براي گفتگوي بيشتر بسته مي‌شود... طبق اظهار خودش حدود پانزده جلد كتاب در فلسفه نوشته است و ده‌ها مقاله و جزوه كوتاه در موضوعات مختلف فلسفه. يكي را هم تحت عنوان تعريف و مفهوم زبان كه به انگليسي است، حروفچيني منقحي دارد و در تعداد كم تكثير و مجلد شده برايم آورده است.  آنچه در پي مي‌آيد چكيده‌اي از گفتگوها است كه به طور پراكنده صورت گرفت واغلب به زبان انگليسي. از اينكه به خط خودش و به فارسي بنويسد هم احتراز كرد. نوعي احساس عدم اطمينان...

  • اگر موافقيد در ابتدا قدري راجع به دانشگاه كابل و مدرسه فلسفه صحبت كنيم. سابقه فلسفه در افغانستان چقدر است، چه تعداد دانشجو و استاد داريد و....

 دانشگاه كابل يك دانشگاه مادر است كه همه رشته ها در آن ارائه مي‌شود.در زمان ظاهر شاه رونق خوبي داشت تا اينكه جنگ‌هاي داخلي شدت گرفت و دانشگاه رو به افول گذاشت. چهار گروه در دانشگاه وجود داشت: علوم طبيعي، پلي‌تكنيك، اقتصاد و ادبيات كه در ادبيات مدرسه‌هاي اجتماعيات، فلسفه، روزنامه نگاري و زبان‌هاي مختلف قرار داشت.

به معناي واقعي كلمه چيزي به اسم فلسفه در افغانستان وجود ندارد و جز تدريس فلسفه يونان و غرب  و ترجمه آنها چيزي ديگري وجود ندارد.

  •  حدودا چه تعداد دانشجو و استاد در فلسفه بودند؟

هر سال حدود سي طلبه در فلسفه پذيرفته مي‌شد و حدود هشت يا نه نفر هم مدرس فلسفه بودند. گروه‌هاي ادبيات و اجتماعيات هم مستقل فعاليت مي‌كردند. در زمان ظاهرشاه استاداني از خارج دعوت مي‌شدند كه بعد از تعطيلي مدرسه همه پراكنده شدند

  • يعني با شدت گرفتن جنگ...

نه. پيش از اينكه جنگ شدت بگيرد و دانشگاه تعطيل شود، مدرسه فلسفه تعطيل شد. گروه‌هاي مجاهد مدرسه فلسفه را تعطيل كردند چون اعتقاد داشتند كه فلسفه كفر است و طالبان هم كه آمد تا مدتي دانشگاه برقرار بود و آنها هم مخالف فلسفه بودند و بعد هم كلا تعطيل شد. تا پيش از آن تعدادي از زنان هم در مدرسه فلسفه درس مي‌خواندند.

  • مدرسه فلسفه كي تعطيل شد؟

حدود سال 92 و 93

  •  استادها چه كردند؟ همه به كشورهاي ديگر رفتند؟

تعدادي به پاكستان رفتند و بيتشر به اروپا و آمريكا. اما تعدادي از استادها دوباره مدرسه فلسفه را در پاكستان ادامه دادند كه فقط طلبه هاي افغاني آنجا درس مي‌خواندند كه آن هم بعد از مدتي تعطيل شد.

  •  و شما به كانادا آمديد...

اول با خانواده به پاكستان رفتيم و من از آنجا به كانادا آمدم، پناهنده شدم.

  • يعني قبل از روي كار آمدن طالبان

فرقي نمي‌كرد. مجاهدين اول مدرسه را تعطيل كردند و جنگ همان موقع شدت داشت.

  • اينجا به كار فلسفه ادامه مي‌دهيد؟

هيچ مدرسه‌اي در كانادا ما را استخدام نمي‌كند و به طور فردي به مطالعات ادامه مي‌دهم و هر چند وقت يك بار مقاله يا جزوه‌اي مينويسم و چاپ مي‌كنم.

  •  با هزينه شخصي؟

هيچ ناشري خواهان اين نوشته‌ها نيست، اما دوستان افغاني كمك مي‌كنند كه به مطالعاتم ادامه دهم و براي نوشتن و تكثير هر جزوه مبلغي به من پرداخت مي‌كنند.  بعضي كانادايي‌ها هم هستند كه حمايتهايي مي‌كنند...

  • اما همه غيررسمي

بله. با هيچ كجا رسما كار نمي‌كنم

  • عناوين و موضوعات چه هستند؟ مي‌توانيد بعضي را مثال بزنيد؟

رساله درباره زيبايي‌شناسي، زبان چيست، تاريخ فلسفه يونان باستان، تعريف و تصنيف فلسفه...

  •  پس فكر مي‌كنيد نهايتا در كانادا به كار تدريس فلسفه مشغول شويد...

نه. اينجا از امثال ما انتظار كار علمي نمي‌رود. نياز به نيروي كار در زمينه‌هاي ديگر است. وارد شدن به حوزه‌هاي علميه آسان نيست و سابقه و مدارك و انتشارات زيادي نياز دارد.

  • قدري درباره افغانستان و تحولات اخير بگوييد. بازگشت ظاهرشاه و...

ظاهرشاه را افراد پير خيلي دوست دارند. جوان‌ها را نمي‌دانم. به هر حال تمام اين سال‌ها جنگ بوده است و در به دري.

  • فكر مي‌كنيد با شكست طالبان و پيروزي جبهه متحد اوضاع رو به راه شود...

عملا بعد از مدتها جنگ ديكر فرقي نمي‌كند كه كدام حاكم مي‌شود. مي‌دانيم هيچ كدام بدون حمايت آمريكا نتوانستند يك اينج طالبان را عقب برانند. احمد شاه مسعود هم خيلي جنگيد و پارتيزان خوبي بود اما در نهايت نتيجه براي مردم افغانستان فرقي نميكند.

  • يعني فكر مي‌كنيد اوضاع كي رو به راه شود تا بتوانيد دوباره به فعاليت‌هاي سابق برگرديد..

خوشبين نيستم. فكر نمي‌كنم به اين زودي‌ها اتفاقي بيافتد كه حتي خانواده‌هاي ما از ايران و پاكستان به افغانستان برگردند... فيلم ها را ببينيد. هر چي از افغانستان مانده تعدادي ساختمان خرابه است... با ديدن اينها ديگر حسي در آدم باقي نمي‌ماند براي خوشبيني به آينده...

  • جامعه كانادا چطور است. در آن احساس راحتي مي‌كنيد؟

اينجا خانواده اصل و محور نيست و فرديت خيلي زياد است. معنويت كم است. همه در حال كار براي اينكه بيشتر پول دربياورند. ما عادت نداريم. ما عادت به زندگي در خانواده داريم. با جمعيت زياد. اينجا همه از هم جدا هستند. دوستان هم فاصله دارند. همه چيز جاي خودش است و تكليف هر چيزي معلوم است. در ايران هم فكر مي‌كنم شما در اجتماع گرمتر هستيد. در اينجا با شما همه جا با احترام رفتار مي‌شود. اما احترام قانوني. خوب است كه حقوق فردي رعايت مي‌شود اما آن گرماي زندگي شرق را ندارد...

 http://www.TorontoReport.com/kooch
© 2001, All Rights Reserved.
 نقل مطالب سايت با ذكر نشاني و اطلاع به سايت آزاد است.