<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="wordpress/1.5.1.3" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>کوچ: روزنگار شایان مشاطیان از تورنتو</title>
	<link>http://torontoreport.com/fa</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 04 Jul 2008 03:04:39 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>en</language>

	<item>
		<title>محیط زیست</title>
		<description><![CDATA[	پس از مدتها فکر می‌کنم موضوعی پیدا کرده‌ام که می‌توانم در باره آن وبلاگ بنویسم: محیط زیست و تغییرات آب و هوایی کره زمین.
	واقعیت این است که هر چه گرفتار زندگی روزمره باشیم یا از وقایع سیاسی و اجتماعی اطرافمان ناخشنود باشیم، دست آخر همین یک کره زمین است و فاجعه‌ای که دارد برای آن [...]]]></description>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2008/07/937/</link>
	</item>
	<item>
		<title>و اینک تورنتو</title>
		<description><![CDATA[	دیده‌اید چه عشقی دارند اصفهانی‌ها نسبت به اصفهان؟ هر جای دنیا که باشند قلبشان به عشق اصفهان می‌تپد. انگاری که به طول تاریخ اصفهان با آن زیسته‌اند و با آن بزرگ شده‌اند.فکرش را بکن که هفتصد هشتصد سال پیش وقتی مردم در وسط بیایان به چنان شهر عظیمی با بناها و باغ‌ها و زنده‌رودش می‌رسیده‌اند [...]]]></description>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2008/05/936/</link>
	</item>
	<item>
		<title>قهرمان</title>
		<description><![CDATA[	سرزمین غمگین سرزمینی است که قهرمانی ندارد&#8230;. نه! سرزمین غمگین سرزمینی است که نیاز به قهرمان دارد.
برتولت برشت

]]></description>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2008/03/935/</link>
	</item>
	<item>
		<title>جملات قصار</title>
		<description><![CDATA[	بعضی چیزها هست که هیچ وقت فکر نمی‌کنی در زندگی به آن‌ها علاقه‌مند شوی، مثلا من می‌دانم که اهل خواندن فال نیستم و احتمالا هیچ وقت نخواهم شد: «اگر متولد شهریور هستید امروز یک فکر ناب به ذهنتان می‌رسد» و&#8230;.  اما بعضی چیزها هستند که با کمال تعجب به آنها علاقه‌مند می‌شوی. مثلا من [...]]]></description>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2008/03/934/</link>
	</item>
	<item>
		<title>آینده مهاجرت به کانادا</title>
		<description><![CDATA[	از قرار معلوم دولت محافظه‌کار کانادا قصد دارد طرحی را به مجلس اراپه کند که به جای جذب مهاجر و سپس اعطای شهروندی به مهاجرین، به متقاضیان ویزای کار اعطا کند (که البته در مقایسه با بررسی پرونده‌های مهاجرت بسیار سریعتر خواهد بود) و سپس کسانی که با ویزای کار به کانادا آمده‌اند در داخل [...]]]></description>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2008/03/933/</link>
	</item>
	<item>
		<title>رؤیای امریکایی؛ بخت آزمایی اسلامی</title>
		<description><![CDATA[	امریکا را رؤیاپردازان ساخته‌اند. در گذشته‌ای نه چندان دور هالیوود مظهر این رؤیا بود. اما داستان فقط منتهی به  کسانی که در هالیوود به رویاهایشان دست یافتند نمی‌شود. آن چند صدم درصدی که توانسته‌اند بدون تکیه بر ثروت موروثی یا روابط خانوادگی یا دوستان بانفوذ به ثروت و شهرت برسند الهام بخش میلیونها نفر [...]]]></description>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2008/02/932/</link>
	</item>
	<item>
		<title>تهران، بعد از سه سال</title>
		<description><![CDATA[	مهاجرت که می‌کنی، ایده تناسخ را بهتر می‌فهمی. انگار که یک زندگی پشت سر گذاشته‌ای و زندگی دیگری شروع کرده‌ای. روزها و شبهایی هستند که به طور مداوم به زندگی قبلی‌ات فکر می‌کنی. به نقاط خوب و بدش. به چیزهایی که ازشان فراری بودی دوباره نگاه می‌کنی، به قسمتهای خوبش فکر می‌کنی. از بعضی تصمیمهای [...]]]></description>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2008/01/931/</link>
	</item>
	<item>
		<title>!!!</title>
		<description><![CDATA[	



]]></description>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2007/11/930/</link>
	</item>
	<item>
		<title>بعد از شش سال</title>
		<description><![CDATA[	عملا هفت هشت ماهی می شود که وبلاگ ننوشته ام و نخوانده ام. حتی فکر میکردم شاید این هم کاری بوده که دوره ای داشته (حداقل برای من) و گذشته است. راستش دیگر حرف چندانی برای مخاطب در ایران ندارم چرا که دیگر مطلقا نمیدانم آنجا چه میگذرد یا چه چیز ممکن است جالب یا [...]]]></description>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2007/11/929/</link>
	</item>
	<item>
		<title>تاثیرگذارها</title>
		<description><![CDATA[	محسن مرا به بازی تاثیرگذارها دعوت کرده است.  از آنجا که هر چه جوانتر باشی تاثیر بیشتری میگیری طبعا بیشترین تاثیر را بعد از خانواده از کسانی پذیرفته ام که در سالهای اول دانشگاه با آنها محشور بوده ام: دکتر تابش، باستانی و شهشهانی.
دکتر تابش نبوغ عجیبی در تدارک دیدن امور و باز کردن [...]]]></description>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2007/05/928/</link>
	</item>
</channel>
</rss>
