<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کوچ: روزنگار شایان مشاطیان از تورنتو</title>
	<atom:link href="http://torontoreport.com/fa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://torontoreport.com/fa</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 06 Nov 2009 06:28:57 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>آغاز نهمین سال وبلاگ‌نویسی</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/11/1005/</link>
		<comments>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/11/1005/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 06:27:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شایان</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنگار تورنتو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://torontoreport.com/fa/?p=1005</guid>
		<description><![CDATA[گرچه دیر به دیر می‌نویسم اما به هر حال همچنان این وبلاگ به راه است و امروز هشت سالش تمام می‌شود.
امیدوار بودم وقتی به نوشته‌های قدیمی نگاه می‌کنم اگر عصبانی نمی‌شوم حداقل خنده‌ام بگیرد اما متاسفانه در مورد اغلبشان چنین اتفاقی نیافتاد پس نتیجه می‌گیریم که در طی این مدت فرق چندانی نکرده‌ام که زنگ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گرچه دیر به دیر می‌نویسم اما به هر حال همچنان این وبلاگ به راه است و امروز هشت سالش تمام می‌شود.</p>
<p>امیدوار بودم وقتی به نوشته‌های قدیمی نگاه می‌کنم اگر عصبانی نمی‌شوم حداقل خنده‌ام بگیرد اما متاسفانه در مورد اغلبشان چنین اتفاقی نیافتاد پس نتیجه می‌گیریم که در طی این مدت فرق چندانی نکرده‌ام که زنگ خطر را به صدا درمی‌آورد!</p>
<p>امیدوارم در سال آینده فعال‌ترشوم و حرف‌های تازه‌ای برای گفتن داشته باشم.</p>
<p>عزت زیاد!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/11/1005/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مارش پنگوئن ها</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/09/996/</link>
		<comments>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/09/996/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 01:57:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شایان</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنگار تورنتو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://torontoreport.com/fa/?p=996</guid>
		<description><![CDATA[دیشب مارچ  پنگوئن ها را دیدم. واقعا درس استقامت و امید و خوش بینی بود.   حکایت این است:

پنگوئن ها برای جفتگیری و تخم گذاری هر سال حدود بیست سی کیلومتر از محل زندکی شان در اقیانوس به سمت قطب جنوب حرکت می کنند (در واقع تاتی تاتی می کنند) چون قطر یخ در آنجا مناسبتر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیشب <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/March_of_the_Penguins" target="_blank">مارچ  پنگوئن ها</a> را دیدم. واقعا درس استقامت و امید و خوش بینی بود.   حکایت این است:</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="march of the penguins" src="http://farm1.static.flickr.com/20/71423903_2c849f4976_o.jpg" alt="" width="471" height="320" /></p>
<p>پنگوئن ها برای جفتگیری و تخم گذاری هر سال حدود بیست سی کیلومتر از محل زندکی شان در اقیانوس به سمت قطب جنوب حرکت می کنند (در واقع تاتی تاتی می کنند) چون قطر یخ در آنجا مناسبتر است و بر اثر  سرمای تابستان ترک بر نمی دارد. از آنجا که در طی راه و در مقصد غذایی وجود ندارد باید پیش از حرکت آنقدر بخورند که تا حدود سه ماه دوام بیاورند. آنجا که رسیدند  جفتگیری می کنند و مادر تخم می گذارد و تخم را به پدر تحویل می دهد و خودش به سمت اقیانوس برمی گردد تا غذا بخورد. در تمام این مدت پدر تخم را روی پاهایش و چسبیده به شکمش نگه می دارد و در عین حال سر جایش هم تکان می خورد که یخ نزند. تخم را زمین هم نمیشود گذاشت چون بلافاصله یخ میزند. مادر که به اقیانوس رسید و حسابی غذا خورد دوباره برمی گردد تا جوجه را که حالا از تخم درآمده از پدر تحویل بگیرد و پدر بتواند برود غذا بخورد. خلاصه دو سه بار دیگر این جریان ادامه دارد و هر با نوبتی یک نفر بچه را نگه میدارد تا اینکه آن یکی برود غذا بخورد و بیاید تا اینکه بالاخره  جوجه آن قدر بزرگ شود که بشود به حال خودش رهایش کرد. فعلا چندین قرن است که این داستان ادامه دارد و تقریبا همه موجودات دیگر قطب جنوب را ترک کرده اند بجز پنگوئن ها.</p>
<p>جالب اینکه همه پنگوئن ها که در قطب پراکنده اند هر سال در همان روز و تقریبا همان ساعت به محل جفتگیری و تخم گذاری می رسند. در انتخاب جفت دقیق هستند و در بین همدیگر قدری میگردند تا جفت خود را پیدا کنند (البته از نظر ظاهر به چشم ما انسانها که همه مثل هم هستند. فکر کنم از چشم آنها هم آدمها همه شکل هم هستند). اگر مادری برنگردد که به بچه غذا دهد جوجه از گرسنگی میمیرد. اگر مادر دیر کند پدر جوجه را رها میکند تا برود غذا بخورد وگرنه خودش هم میمیرد (فکر کنم دوستان اقتصاددان از این یک تکه رفتار خیلی خوششان بیاید چون با همه تئوری های اقتصادی همخوانی دارد). اگر پنگوئنی جوجه اش  را در اثر سرما یا گرسنگی از دست بدهد ممکن است سعی کند جوجه یکی دیگر را بدزدد که در این صورت گروه مانع آن میشود. و وقتی پدر برگشت از صدای جوجه آن را در میان جوجه های دیگر پیدا می کند.</p>
<p>خلاصه حکایتی دارند این پنگوئن های قطب جنوب. نمی دانم اگر قرار بود برای دموکراسی تلاش کنند چکار می کردند!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/09/996/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مردان مدیسون</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/09/984/</link>
		<comments>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/09/984/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Sep 2009 05:40:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شایان</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنگار تورنتو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://torontoreport.com/fa/?p=984</guid>
		<description><![CDATA[مردان مدیسون مرا یاد علی حاتمی می اندازد. بازسازی گذشته فریبنده با جزئیات بسیار. گذشته ای رویایی که همین چهل پنجاه سال پیش  این دور و برها بوده است وبه راحتی از کنار ما گذشته است.
پانوشت:
دوستی تذکر داد که مَد مخفف مدیسون بوده است که برای نام سریال انتخاب شده. عنوان تصحیح شد.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a title="مردان دیوانه" href="http://www.amctv.com/originals/madmen/" target="_blank">مردان مدیسون</a> مرا یاد علی حاتمی می اندازد. بازسازی گذشته فریبنده با جزئیات بسیار. گذشته ای رویایی که همین چهل پنجاه سال پیش  این دور و برها بوده است وبه راحتی از کنار ما گذشته است.</p>
<p>پانوشت:</p>
<p>دوستی تذکر داد که مَد مخفف مدیسون بوده است که برای نام سریال انتخاب شده. عنوان تصحیح شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/09/984/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سقف شیشه ای</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/09/977/</link>
		<comments>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/09/977/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 19:56:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شایان</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنگار تورنتو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://torontoreport.com/fa/?p=977</guid>
		<description><![CDATA[در مورد وجود سقف شیشه ای برای مهاجران مطالب زیادی گفته شده است. اینکه اگر اسمت مایکل و ماریا نباشد باعث میشود از حدی جلوتر نروی و&#8230;
تجربه من این است:  سقف شیشه ای دقیقا آنجایی شروع می‌شود که قدرت سخنوری ات برقراری روابط جدید کفاف نمی‌کند. تجربه و مدرک تحصیلی و ثروت و روابط قطعا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در مورد وجود سقف شیشه ای برای مهاجران مطالب زیادی گفته شده است. اینکه اگر اسمت مایکل و ماریا نباشد باعث میشود از حدی جلوتر نروی و&#8230;</p>
<p>تجربه من این است:  سقف شیشه ای دقیقا آنجایی شروع می‌شود که قدرت سخنوری ات برقراری روابط جدید کفاف نمی‌کند. تجربه و مدرک تحصیلی و ثروت و روابط قطعا کمک می‌کنند تا سقف شیشه ای را بشکنی اما اگر می‌توانستم به زبان انگلیسی  در همان سطحی سخنوری کنم که در زبان فارسی، مطمئنا اوضاع فرق می کرد. فکر می‌کنم اوباما هم شاهد خوبی در تایید تجربه من باشد.</p>
<p>میخواهم در اولین فرصت به مدرسه بروم و ادبیات انگلیسی بخوانم!</p>
<p>و در ابتدا کلمه بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/09/977/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سن!</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/09/975/</link>
		<comments>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/09/975/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Sep 2009 04:52:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شایان</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنگار تورنتو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://torontoreport.com/fa/?p=975</guid>
		<description><![CDATA[دیروز برای اولین بار در عمرم به یکی گفتم من سن تو بودم..چنین می‌کردم و چنان!
جدی جدی بیست سال پیش من دانشجوی سال اول دانشگاه بودم و حالا باید به کارآموز شرکت که دانشجوی سال اول دانشگاه است یادآوری کنم اگر یک روز دو ساعت اضافه ماندی تا کارهایت را تمام کنی دلیل نمی‌شود که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز برای اولین بار در عمرم به یکی گفتم من سن تو بودم..چنین می‌کردم و چنان!</p>
<p>جدی جدی بیست سال پیش من دانشجوی سال اول دانشگاه بودم و حالا باید به کارآموز شرکت که دانشجوی سال اول دانشگاه است یادآوری کنم اگر یک روز دو ساعت اضافه ماندی تا کارهایت را تمام کنی دلیل نمی‌شود که فردا دو ساعت دیر بیایی سر کار!</p>
<p>مسعود، مجید، مرتضی! کجایید که دو سه شب پشت سر هم تا صبح می‌ماندیم دانشکده تا شبکه راه بیاندازیم؟!ما دیوانه بودیم یا این‌ها واقعا تنبل هستند؟!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/09/975/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هدف وسیله را توجیه می کند؟</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/970/</link>
		<comments>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/970/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 17:22:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شایان</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنگار تورنتو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/970/</guid>
		<description><![CDATA[هنوزملت دارند بحث میکنند هدف وسیله راتوجیه میکند یا نه. خوب بابا اگر ارزش هدف بیش از ارزش وسیله بود می شود وسیله را فدا کرد. کسی هست کفش نپوشد چون با راه رفتن (هدف) ته کفش (وسیله) ساییده می شود؟
مساله اصلی در  تعیین ارزش هدف و ارزش وسیله است. یکی می گوید  [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هنوزملت دارند بحث میکنند هدف وسیله راتوجیه میکند یا نه. خوب بابا اگر ارزش هدف بیش از ارزش وسیله بود می شود وسیله را فدا کرد. کسی هست کفش نپوشد چون با راه رفتن (هدف) ته کفش (وسیله) ساییده می شود؟</p>
<p>مساله اصلی در  تعیین ارزش هدف و ارزش وسیله است. یکی می گوید  برای حفظ &#8220;چیزی&#8221; چند نفر بمیرند اشکالی ندارد. حالا اگر به جای &#8220;چیزی&#8221; بگذاریم &#8220;وطن&#8221; احتمالا تعداد موافقان با آن خیلی بیشتر می شود تا اینکه به جای آن بگذاریم &#8220;سیستم سیاسی&#8221;.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/970/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تولید یا بازنشر</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/969/</link>
		<comments>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/969/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 16:22:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شایان</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنگار تورنتو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/969/</guid>
		<description><![CDATA[محض کنجکاوی و قدری هم به اقتضای شغل مدتی فیس بوک باز شدم تا از آن سر در بیاورم. باید بگویم غیر از پیدا کردن بعضی دوستان قدیمی آنچه بیش از همه توجهم را جلب کرد فقر تولید مطلب به زبان فارسی است. به جز عکسهای شخصی و خانوادگی, تعداد معدودی خبر و ویدئو می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>محض کنجکاوی و قدری هم به اقتضای شغل مدتی فیس بوک باز شدم تا از آن سر در بیاورم. باید بگویم غیر از پیدا کردن بعضی دوستان قدیمی آنچه بیش از همه توجهم را جلب کرد فقر تولید مطلب به زبان فارسی است. به جز عکسهای شخصی و خانوادگی, تعداد معدودی خبر و ویدئو می بینید که تقریبا نصف شبکه دوستان همان ها را دوباره به اشتراک می گذارند. نمی خواهم اهمیت گردش اطلاعات را نادیده بگیرم, اما برای اینکه منظورم را بهتر برسانم فرض کنید می خواهید مجموعه ای از مطالب ارزشمند را که به زبان فارسی منتشر می شود از روی وب گردآوری کنید. فکر می کنید چند مطلب دندان گیر به دست می آید. باید بگویم تقریبا نزدیک به صفر.  شاید گاهی مطلبی در وبلاگ های جدی پیدا کنید ولی بیش از این نباید انتظاری داشت. </p>
<p>اگر بپذیریم که بالاترین پرطرفدارترین سایتی است که کاربرهای فارسی زبان مطالب مورد علاقه شان را به آن معرفی می کنند نگاهی به بخش های غیرعمومی آن مثل اقتصاد به خوبی نشان می دهد که چقدر وضع بد است. مثلا در همان بخش اقتصاد تقریبا تمام مطالب اقتصادی به نحوی دارد به مسائل سیاسی می پردازد.</p>
<p>بگذارید ویکی پدیای فارسی را در نظر بگیریم. فکر می کنید چند تن از ما وقت جدی می گذارد تا در زمینه تخصصی خودش در آن مطلب بنویسد و به غنای آن کمک کند.  تعداد اندک مقالات آن به نسبت جمعیت وبلاگ باز و شبکه باز فارسی زبان خیلی گویا است.</p>
<p>خلاصه اینکه نمی خواهم بگویم فیس بوک و شبکه های مشابه آن مسوول این هستند اما به تنوع وقت کشی اینترنتی و بیهوده از این مطلب به آن مطلب رفتن هم کمک شایانی می کنند و این دامی است که احتمالا بسیاری از ما به راحتی به آن گرفتار می شویم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/969/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مالاریا یا کچلی؟ مساله این است</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/968/</link>
		<comments>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/968/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 28 Aug 2009 06:59:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شایان</dc:creator>
				<category><![CDATA[جملات قصار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/968/</guid>
		<description><![CDATA[از زمانی که مالاریا در کشورهای پیشرفته ریشه کن شده است، هزینه‌ای که صرف تحقیقات برای درمان کچلی می‌شود بیش از سرمایه‌گذاری برای ریشه کن کردن مالاریا در کشورهای فقیر است.
بیل گیتس. در یکی از سخنرانی‌های تد تالک &#8211; 
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>از زمانی که مالاریا در کشورهای پیشرفته ریشه کن شده است، هزینه‌ای که صرف تحقیقات برای درمان کچلی می‌شود بیش از سرمایه‌گذاری برای ریشه کن کردن مالاریا در کشورهای فقیر است.</p>
<p>بیل گیتس. در یکی از سخنرانی‌های تد تالک &#8211; </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/968/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>علم و عمل</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/967/</link>
		<comments>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/967/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 26 Aug 2009 04:24:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شایان</dc:creator>
				<category><![CDATA[جملات قصار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/967/</guid>
		<description><![CDATA[&#8220;تدریس نظریه های علوم انسانی در دانشگاه های ایران یکی از عوامل ضایعات و صدمات به اموال عمومی در جریان انتخابات اخیر بوده است. &#8221;
-اعترافات سعید حجاریان
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;تدریس نظریه های علوم انسانی در دانشگاه های ایران یکی از عوامل ضایعات و صدمات به اموال عمومی در جریان انتخابات اخیر بوده است. &#8221;</p>
<p>-اعترافات سعید حجاریان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/967/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فلسفه کفر است</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/966/</link>
		<comments>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/966/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 20:36:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شایان</dc:creator>
				<category><![CDATA[زيسته‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/966/</guid>
		<description><![CDATA[امروز یاد گفتگویم با محمد زهیر، استاد فلسفه دانشگاه کابل افتادم  که حدود هشت سال پیش در تورنتو انجام شد. گاهی بد نیست آدم قدری به عقب برود و بعضی مطالب وبلاگش را بخواند!
فلسفه کفر است
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز یاد گفتگویم با محمد زهیر، استاد فلسفه دانشگاه کابل افتادم  که حدود هشت سال پیش در تورنتو انجام شد. گاهی بد نیست آدم قدری به عقب برود و بعضی مطالب وبلاگش را بخواند!</p>
<p><a href="http://torontoreport.com/kooch/articles/zahir.htm">فلسفه کفر است</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://torontoreport.com/fa/archives/2009/08/966/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
