Archive for March, 2008

قهرمان

Monday, March 17th, 2008

سرزمین غمگین سرزمینی است که قهرمانی ندارد…. نه! سرزمین غمگین سرزمینی است که نیاز به قهرمان دارد.
برتولت برشت

جملات قصار

Saturday, March 15th, 2008

بعضی چیزها هست که هیچ وقت فکر نمی‌کنی در زندگی به آن‌ها علاقه‌مند شوی، مثلا من می‌دانم که اهل خواندن فال نیستم و احتمالا هیچ وقت نخواهم شد: «اگر متولد شهریور هستید امروز یک فکر ناب به ذهنتان می‌رسد» و…. اما بعضی چیزها هستند که با کمال تعجب به آنها علاقه‌مند می‌شوی. مثلا من به آگهی‌های تبلیغاتی درست همان زمانی علاقه‌مند شدم که به گهرواژه (خیلی سعی کردم فارسی را پاس بدارم!) یا جملات قصار. مثلا این یکی را ببینید: «من هیچ وقت سانتا را باور نکردم، چون می‌دانستم عمراً یک سفیدپوست جرآت کند بعد از تاریکی پایش را در محله ما بگذارد!» ، یا مثلا این یکی: «روزهای سخت می‌گذرند، اما آدم‌های سخت می‌مانند».

فکر می‌کنم مینیمالیسم کلمات قصار و آگهی‌های تبلیغاتی آن‌ها را جذاب می‌کند (دوستان ایدپولوگ و چپ و… لطفا برای چند لحظه‌ای اینکه آگهی در خدمت سرمایه‌داری و جامعه مصرفی است را فراموش کنند، داریم بررسی محتواشناختی می‌کنیم فارغ از انگیزه!). سلیقه کسری در انتخاب جملات قصار را می‌پسندم. مثلا اینکه نقل کرده بود «ثروت آدمها را عوض نمی کند، نقاب را ازچهره هایشان بر میدارد.»

فکر می‌کنم اوقاتی که دست و دلت به وبلاگ نویسی نمی‌رود نقل جملات قصار راه حل خوبی است که با یکی دو جمله حرفت را زده باشی بدون روده‌درازی.

از این پس آن‌هایی که به نظرم جالب است را نقل می‌کنم و چه بسا خودم هم ساختم!

یکی دیگر: چرا خداوند اینچنین مرا مجارات می‌کند؟ فقط به این خاطر که به وجودش باور ندارم؟!
Sidney Morgenbesser, Philosopher @ Columbia University

آینده مهاجرت به کانادا

Saturday, March 15th, 2008

از قرار معلوم دولت محافظه‌کار کانادا قصد دارد طرحی را به مجلس اراپه کند که به جای جذب مهاجر و سپس اعطای شهروندی به مهاجرین، به متقاضیان ویزای کار اعطا کند (که البته در مقایسه با بررسی پرونده‌های مهاجرت بسیار سریعتر خواهد بود) و سپس کسانی که با ویزای کار به کانادا آمده‌اند در داخل کانادا برای اقامت و سپس شهروندی اقدام کنند.

اگر قانون بالا رآی بیاورد معنی‌اش این است که نیاز کانادا به نیروی کار با سرعت بیشتری برطرف خواهد شد و انتظار سه تا پنج سال برای اخذ اجازه اقامت به دو یا سه ماه انتظار برای اخذ اجازه کار کاهش پیدا خواهد کرد، اما از آن طرف احزاب مخالف معتقدند محافظه‌کاران که همیشه در انتخابات کمترین رآی را از مهاجرین به دست می آروند عملا دارند روند مهاجر پذیری را کند و معکوس می‌کنند و نهایتا درها را خواهند بست. ظاهرا یک بار هم دولت قبلی محافظه کار سعی در کند کردن روند مهاجرت کرده است اما بعد از یک ماه به خاطر تبعات آن در بازار کار و کمبود شدید نیروی کار عقب نشینی کرده است. ناگفته نماند که دولت محافظه‌کار امریکا هم کم و بیش همین مسیر را دنبال می‌کند و سیاست انقباضی برای جذب مهاجر در پیش گرفته تا آنجا که صاحبان شرکت‌ها و دانشگاه‌ها در مورد کمبود نیروی کار و محصلین با استعداد به دولت هشدار می‌دهند.

یک بحث جامعه‌شناسی هم مطرح است و اینکه دیدگاه بالا به مهاجرین فقط به چشم واحدهای اقتصادی نگاه می‌کند که به جای تلاش در جذب آن‌ها در جامعه (از طریق اجازه اقامت و سپس شهروندی) همواره به آنها یادآورمی‌شود که تنها نیروی کار برای این جامعه هستند و هر وقت که دولت تصمیم بگیرد از ادامه اقامت و کار آن‌ها جلوگیری می‌شود و این احساس انفصال از جامعه و موقت بودن و اینکه همواره این احتمال هست که مجبور به ترک کشور شوند موجب آسیب‌های اجتماعی می‌شود. حتی دولت در نظر دارد محدودیتهایی برای تعداد افراد خانواده که می‌توانند همراه با نفر اصلی به کانادا بیایند قاپل شود که این موضوع حالت موقت بودن را حتی بیشتر تشدید می‌کند.