Archive for October, 2005

و ما ادراک ما چين!

Monday, October 17th, 2005

مادر سمت هر چه مي‌رود که براي خودش يا به قصد سوغات فرنگ بخرد با تعجب مي‌بيند که گرانتر از ايران است. درست است. قيمت اجناس با ميزان فاصله کشور شما با چين تعيين مي‌شود! ايران نزديک‌تر است؟ پس ارزانتر است! به همين سادگي.

کساني که شرکت خودشان را اداره مي‌کنند مي‌دانند که هر چقدر هم موفق باشند و درامد شرکت خوب باشد باز هم بايد به فکر جذب سرمايه‌گذاري بيشتر باشند تا به پله بعدي بروند وگرنه بزودي رقبا شما را از گردونه بيرون مي‌کنند. ديروز با کسي که هميشه مقداري زيادي پول در شرکت‌هاي مختلف سرمايه‌گذاري مي کند حرف مي‌زدم تا به سرمايه‌گذاري در شرکتم وسوسه‌اش کنم. همان اول بسم الله گفت فلاني چند هفته‌اي دير به سراغم امدي و پول‌هايم را در يک شرکت چيني سرمايه‌گذاري کردم! طرف يک شرکت ساخت مبلمان و دکوراسيون راه انداخته است که از ثروتمندان کانادايي سفارش مبلمان گرانقيمت مي‌گيرد (از روي مجله‌هاي اروپايي) و مي‌برد در چين مي‌سازد و حمل مي‌کند به کانادا. يکي نيست بگويد حالا اگر يک زمينه‌اي هم هست که چيني‌ها خيلي فعال نيستند ديگر شما شورش نکنيد!

اگر هنوز در دانشکده‌هاي علوم اقتصادي و سياسي ايران واحد چين ارائه نمي‌شود دانشجويان عزيز بدانند اصولا چيزي راجع به دنياي جديد نمي‌آموزند! ضمنا احمدي نژاد و اورانيوم را بي‌خيال. بنده از هفته آينده آموختن زبان چيني را شروع مي‌کنم.

رئيس جمهور بعدي؟

Sunday, October 9th, 2005

فکر مي‌کنيد رئيس جمهور بعدي امريکا هيلاري کلينتون باشد يا کاندوليزا رايس؟!

زندگينامه کلينتون

Sunday, October 9th, 2005

دارم زندگينامه بيل کلينتون را مي‌خوانم که شامل دو قسمت است: تا سال‌هاي رئيس جمهوري و دوران رئيس جمهوري. قسمت اول مملو از قصه‌هاي آدم‌هاي مختلف است که برخي از آنها خيلي گيرا است. مثلا قصه زني را مي‌گويد که در دوران پيري دچار آلزايمر شده و بناچار وي را به خانه سالمندان منتقل مي‌کنند اما طرف هر روز براي چند دقيقه خودآگاهيش را به دست مي‌آورده و به همسرش زنگ مي‌زده که اينجا کجاست مرا آوردي؟ چرا مرا اينجا رها کرده‌اي؟ بيا مرا ببر. طرف هم شرمنده و ناراحت خودش را به زنش مي‌رسانده اما زن در همان فاصله پيش از انکه مرد به وي برسد دوباره به عمق فراموشي خود بازمي‌گردد و دوباره و دوباره و دوباره…