Articles from July 2003

قبرستانهاي تورنتو جزو زيباترين بخشهاي شهر هستند، آنقدر كه گل و گياه و دار و درخت دارند. قبرها در ميان آن همه درخت و چمن اصلا احساس اندوه ايجاد نمي‌كنند. خصوصا روزهاي تعطيل كه ملت هميشه در صحنه تورنتو در حال دوچرخه سواري و دويدن همه جا را قرق مي‌كنند و شادابي مضاعفي به [...]

از اهالي مسكو، كسي مهمان ناخوانده نمي‌خواهد؟

امروز اعلام شد وزير خارجه كانادا موضوع مرگ زهرا كاظمي را با وزير خارجه  اتحاديه اروپا در ميان ‌گذاشته است تا از طريق اتحاديه اروپا فشار بر ايران براي محاكمه مسببين قتل كاظمي افزايش يابد. اخبار سراسري كانادا با اعلام اين خبر،  ضمن استقبال وزير خارجه كانادا از دستگيري پنج نفر در اين ارتباط، از قول [...]

آقاي آصفي محترم، اگر منظورتان از «ايرانيان مقيم كانادا» ما هستيم، كه نه تنها در وحشت به سر نمي‌بريم بلكه از اينكه وقتي يك نفر مزاحم ديگران مي‌شود يك نيروي پليسي وجود دارد كه مي‌شود از آن تقاضاي كمك كرد و طبق وظيفه‌اش عمل مي‌كند خيلي هم احساس امنيت مي‌كنيم.
مگر اينكه جنابعالي را هم آقاي [...]

اين مطلب را سال ۷۷ نوشتم كه در روزنامه همشهري چاپ شد. بعد از گذشت ۵ سال فكر ميكنم هنوز اين بحثها تازه هستند!

متاسفانه هنوز به اطلاعات نگاه امنيتی داريم و تا زمانی كه به انتشار اطلاعات و دسترسی همگانی به آن اينگونه نگاه كنيم با مشكل روبرو هستيم >> اصل مقاله

دوستي تعريف مي‌كرد كه در ايتاليا، مردم به صنايع بازيافت تن نمي‌دهند چون اين صنايع در اختيار مافيا است و سود حاصل از بازيافت به جيب آن مي‌رود. داشتم فكر مي كردم حالا گذشته از اينكه با تقريب نسبتا خوبي همه چيز در ايتاليا در اختيار مافيا است، اما نهايتا كمك نكردن به يك [...]

اول از همه بگويم كه من موافق استعفاي آقاي خاتمي نيستم! در اينكه تلاشهاي ايشان فضاي سياسي را شفاف كرد هم شكي نيست. از اصل اينكه آقاي سروش نامه مي‌دهد و آقاي خاتمي جواب مي‌دهد هم احساس خوبي ندارم نه به اين دليل كه دلم براي جفتشان مي‌سوزد يا اصولا موافق يا مخالف حرفهايشان باشم، [...]

“بیخوابی ناشی از رويای مهاجرت”

وقتي صحبتهاي خاتمي راجع به دستگيري روزنامه‌نگاران را مي‌خواندم به نظرم بسيار سست و بي‌رمق آمد. چيزي مثل اينكه «اين موضوع قابل بررسي است» با احساسي كه مردم از اوضاع دارند و دلشان يك عكس العمل قاطع، سريع و مقرون به نتيجه مي‌خواهد كيلومترها فاصله دارد. اما وقتي امروز صبح ترجمه انگليسي همان حرفها [...]

در يک خيابان شلوغ، سر چهارراه، در پياه‌رو روي يک چهارپايه کوچک نشسته است. مسن است و لباسهايش رنگ و رو رفته و آفتاب خورده است. يک کي بورد بدون سيم روي پايش گذاشته و در حالي که مثل خواننده‌هاي بنگي سرش دوران مي‌کند به‌ هر جنبنده اي که از جلويش رد مي‌شود نگاه مي‌کند. [...]

رام کردن زن سرکش

“Like almost everyone, I receive a lot of spam everyday, much of it offering to help me get out of debt or get rich quick. It’s ridiculous”
Bill Gates, Chairman of Microsoft

دكتر شكرخواه مطلبي نوشته است راجع به يك وبلاگ. من مي‌خواهم راجع به وبلاگ نويسها بنويسم. از يك وبلاگ مي توان فهميد كه صاحب آن:
- چقدر با جامعه پيرامونش ارتباط برقرار كرده است، يا اينكه در دنياي ذهني‌اش باقي مانده و سعي دارد دنيا را از طريق شبكه بشناسد و درك كند.
- آيا هيچ وقت [...]

کنفرانس منطقه اي جامعه اطلاعاتی سازمانهاي جامعه مدنی غرب آسيا و خاورميانه در منطقه آزاد کيش

بعد از تلاش نافرجام تورنتو براي ميزباني بازيهاي المپيك ۲۰۰۸، اين بار كانادا با خوش اقبالي امتياز برگزاري مسابقات المپيك ۲۰۱۰ را به دست آورد. براي كشوري كه هر ده سال يكي از شهرهايش را محور توسعه و فعاليت قرار مي‌دهد، فرصتي بهتر از اين براي رونق دوباره ونكوور نيست. گرچه طي سالهاي اخير، با [...]

امروز اول جولاي سالگرد رسمي تولد كانادا است. از صبح مراسمي در اتاوا برگزار شده است كه همه مقامات شركت كرده‌اند و انواع و اقسام گروههاي مختلف مشغول زدن و خواندن و رقصيدن و هنرنمايي هستند. از رقصهاي ملحي بوميان كانادا تا رقص و موسيقي سلتيك. از موسيقي كلاسيك تا پاپ. علاوه بر نخست وزير، [...]

در كانادا مغازه‌هاي كوچكي كه تعداد محدودي لباس را با سليقه چيده باشند خيلي كم است، بر عكس آنچه در ايران و اروپا رايج است. ما عادت داريم به مغازه‌اي برويم، لباسي را بپسنديم و صاحب مغازه سايز ما را از آن پشت يا قفسه مخصوص بياورد و باز كند و توضيح دهد. انگار كه [...]

سي بي سي جزو شبكه‌هاي باكلاس كانادا است كه همه برنامه‌هايش خيلي حسابي و معقول هستند، اما شبهاي تعطيل، فيلمهاي بي‌مايه‌اي پخش مي‌كند كه مملو از خشونت هستند. هنوز هم نمي‌دانم آيا واقعا ما ايرانيها اينقدر از خشونت بيزار هستيم و از كوچكترين حركتي كه بوي خشنونت بدهد فراري هستيم، يا اينكه واقعا اين صحنه‌ها [...]

همسايه جديد ما يك خانم و آقاي كانادايي هستند كه يكي دو سال است با هم ازدواج كرده‌اند. جوان، همه عمرش پايش را از هاليفكس بيرون نگذاشته و بالاخره در سي و هشت سالگي همراه شوهرش براي اولين بار اروپا را ديده و به پاريس رفته است. هنوز هم به شلوغي و هرج و مرج [...]