Saturday, August 31st, 2002
يادداشتهاي پراکنده سفر به آمريکاقسمت پنجم: از متروپوليتن تا بروکلين
حکايت غريبي است. انسان هرگز زندگي را با اين نيت شروع نميکند که ورشکسته، الکلي، حقه باز و يا دزد شود… و يا يک دروغگو.
- ريموند کارور
قانوني که زنان ايراني را مجبور به ترک تابعيت کشور ميکند، چون با مردي افغاني ازدواج کرده اند، ديگر از عجايب است. کاري نداريم که در همه جاي دنيا ازدواج با تبعه آن کشور موجب ميشود به همسر هم تابعيت اعطا شود (حتي در کشورهاي صنعتي که به هر حال عده اي فقط به اين […]
اين روزها که جنگ و جدل براي برکناري نخست وزير کانادا شدت گرفته است ناخوآگاه وضعيت را با نحوه انتقال قدرت در ايران مقايسه ميکنم. يک ايده معروف هست که ميگويد در قديم (مثلا زمان افلاطون)، موضوع اصلي فلسفه سياست، اين بود که «چه کسي حکومت کند»، چون نحوه حکومت کردن معلوم بود. قواعدي […]
Hello from New York! I’ll be back with the “Safar-Naameh”…
See you all soon!
دنياي کامپيوتر و ارتباطات مسابقه وبلاگ برگزيده برگزار ميکند. اگر قصد داريد کوچ را انتخاب کنيد اينجا کليک کنيد، اگرنه لطفا کليکتان را بگذاريد بعدا يک مصرف بهينه برايش پيدا ميکنيم.
يک سايت پيدا کرده ام که انواع و اقسام راههاي خودکشي را آموزش ميدهد! اگر بخواهيد برايتان کتاب راهنما هم ميفرستد. فلسفه آنها هم اين است که همه «حق مردن» دارند اما بسياري اوقات راهش را نميدانند و به دردسر مي افتند و به همين خاطر کلي نکات مهم در آن ذکر شده است. مثلا […]
اميدوارم جناب اسپيلبرگ مثل بيضايي در ميان خوانندگان وبلاگ طرفدار نداشته باشد، اما واقعا Minority Report ضعيفترين و بدترين فيلمي بود که از اسپيلبرگ ديدم. البته بماند که بعضي ظرافتهاي اسپيلبرگي را داشت و جلوه هاي ويژه فيلم هم قشنگ بودند اما در هاليوودي بودن و کليشه اي/گيشه اي بودنش اصلا نبايد شک کرد. نميدانم […]
جالب است که از ميان اينهمه سايت و روزنامه ايراني بايد خبر درگذشت مصطفي رحيمي را اولين بار در بي-بي-سي بخوانيم. اينطور وقتها ميشود فهميد که درخلال اين ناآراميهاي اجتماعي و سياسي چه چيزي از دست ميرود. حتي پندار هم چيزي ننوشت.
غريبه هيچ نگفت:خالي بود دو دشت پيشاني اش،خالي چو دستاني بي حوصله، که تکه نخي پوسيده را به بازي بگيرند.
غريبه هيچ نخواست:جز جرعه اي شراب و نخي سيگارتا در بعداز ظهر خشک تابستان، به ياد خاطره اي دور، در زير سايه ي درختي، لختي بياسايد
غريبه هيچ نبود:جز گردشِ بي پايانِ چشماني سرگردان،بر خطوطِ مبهم […]
اگر يک بار وقتي ساعت شش رسيديد خانه و از خستگي در جا خوابيديد و بعد ساعت ۳ شب از خواب بيدار شديد و ديگر خوابتان نبرد و نشستيد به وبگردي و در عين حال خيلي گرسنه تان شد و در خانه نان نداشتيد ميتوانيد قدري سيب زميني رنده کنيد و بگذاريد نم نم در […]
هر ايالت کانادا براي خود پرچمي جداگانه دارد. پرچم انتاريو هم اين شکلي است:
ظاهرا بخش نظرسنجي از نظر حجم محدوديت دارد و نميتوان متني با دو يا سه پاراگراف را در آن گذاشت. اين نامه را سيمين درباره آن داستان دست فرستاده است:
شايان جان سلامداستانت بسيار قشنگ است، نکات جالبي دارد که به آن ارزش خاص ميدهد.۱) مواردي را که راوي مطرح ميکند، که مردم به دفعات درباره […]
محمدتقي جعفري هميشه لطيفه اي را نقل ميکرد به اين مضمون: از يک نفر ميپرسند آن کدام امام بود که در شام، بالاي منار توسط شغال خورده شد. طرف هم جواب ميدهد که اولا امام نبود و پيغمبر بود. ثانيا بالاي منار نبود و ته چاه بود. ثالثا شام نبود و کنعان بود. رابعا شغال […]
چشم باز ميکنمو هر چه هست ناپديد ميشودجز طرح روشن خوابي تو در توهزار تو - دستي به پيشاني مرطوب شب زده امو نبض سراسيمه از هياهويي گنگ:از پشت پيچي نمايان ميشومسايه اي با خودش يکي ميشودابري وحشت زده ميگريزدجنگلي به دريا فرو ميشودرعدي از آسمان به زمين مي افتدديگر بار چشم در چشم خواب […]
بعضي وبلاگها را هميشه ميخوانم اما نميدانم چرا لينکشان را اضافه نميکنم. يکيش هم کتابدار است. هميشه دقيق و سودمند و به اندازه مينويسد. ممنون.