Archive for March, 2002

Sunday, March 31st, 2002

نيما چهل سايت فارسي برگزيده اش را معرفي کرده و فکر ميکنم به يک سايت خيلي خوب اجحاف شده و آن persiadesign.com است.
پرشيا ديزاين (که اخيرا هم فارسي يونيکدي را به صفحاتش اضافه کرده است)‌ جزو معدود سايتهايي بود که از همان اول با طراحي خوبآغاز به کار کرد و به نظرم با در […]

Sunday, March 31st, 2002

در اين ممالک سرمايه داري گاهي به چنان عناصري از سوسياليسم مطلق برميخوريد که باور کردني نيست.
قبلا راجع به تلفنهاي همراه و نحوه هزينه و قيمت آن توضيح دادم. اگر بخواهيد تلفن ثابت بگيريد نحوه سوسياليستي قيمت گذاري آن را راحتتر درک ميکنيد. موضوع از اين قرار است که براي هزينه تلفن، مستقل از اينکه […]

Saturday, March 30th, 2002

کيارش مادر نازنينش را از دست داده. ميدانم که هيچ چيز برايش تسلي بخش نيست. نه نوشتن نامه اي. نه هيچ سخن ديگري. ميدانم. فقط بايد کيلومترها کيلومترها کيلومترها دور بود تا بلکه بلکه بلکه بلکه فهميد که چينين دوري و چنين رنجي چه اندازه از طاقت بيرون است چه اندازه از طاقت بيرون است […]

Saturday, March 30th, 2002

فکر ميکنم نوشتن اولين رمان آن-لاين فارسي توسط آقاي قاسمي واقعه اي بسيار مهم است و يادداشتي درباره آن نوشته ام.

Friday, March 29th, 2002

آقا، تخصص من لنگه دستکش گمشده است و نه لنگه کفش. از پذيرفتن موارد جديد معذوريم.

Friday, March 29th, 2002

يکي از عجايب اين ممکلت نظم و ترتيب، بيمارستانهاي آن است.
خدا نکند در اينجا که همه چيزش روي نظم و ترتيب است و قانون، گزارتان به بيمارستان بيافتد. فقط اگر در حال مرگ باشيد سريع سراغتان مي آيند و گرنه بايد ساعتها منتظر بمانيد که کسي بگويد حالت چطور است. يکي از دوستان دختر کوچکي […]

Monday, March 25th, 2002

يک سوال قديمي هست که اگر منزل شما آتش بگيرد و فرصت داشته باشيد فقط سه کتاب از کتابخانه تان برداريد و فرار کنيد، آن کتابها کدامند؟
اين را که پرسيدم هپلي هپو اول فکر کرد ميگويم يک کتاب، و گفت جن زدگان داستايوفسکي. بعد از اينکه گفتم سه تا، انتظار داشتم دو تا به قبلي […]

Monday, March 25th, 2002

شده امضاي خودتان را نشناسيد؟ شده است که اسمتان را پاي يک متن نشناسيد؟ شده بخواهيد يک حقله دود را با تمام وجود ببلعيد؟ شده که در آينه به خود، به چشمان خود خيره شويد و بازنشناسيدشان و دهشت کنيد. از آن همه ماجرا که در انها موج ميزند و نميشناسيدشان. از آنهمه غريبگي. […]

Sunday, March 24th, 2002

مثل اينکه سال جديد با اشتباهات فاحش شروع شد و ادامه دارد…
ديروز سرخاراندن را خواراندن نوشتم و سه پيام دوستانه و خشن و تا حدي ملامت آميز دريافت کردم. اما از آنجا که قرار است متون قبلي را ويرايش نکنيم فقط اعلام ميشود که بر اشتباه واقف گردانيده شديم و ممنون. راستش هميشه با اين […]

Sunday, March 24th, 2002

آقا، ما هم کلي پيام تبريک داشتيم ولي مثل بعضي ها شماره و عدد نداديم و فخرفروشي نکرديم! به هر حال از همه دوستان ديده و ناديده که ابراز لطف کردند ممنونم و سال خوشي برايشان آرزو ميکنم. اميدوارم همه آنها را که نديده ام بزودي ببينم و دوستان قديم را هم هر چه […]

Thursday, March 21st, 2002

هر سال آدم دو سه تا اشتباه فاحش مرتکب ميشود. من اولين اشتباه فاحشم را در روز اول سال نو مرتکب شدم!
موضوع مربوط به اين تلفنهاي موبايل ميشود. در اين ممالک استکبار براي اينکه موبايل (يا به قول اينجاييها cell phone) بگيريد اولش از شما پول زيادي نميگيرند. يعني تقريبا چيزي نميگيرند اما نرخ مکالمه […]

Wednesday, March 20th, 2002

ما هم اينجا مرخصي گرفتانده شديم (مدير پروژه به زور مرخصي داد و گفت حق نداري روز عيدتان بيايي سر کار) و سال نو را با راز نو اثر حسين عليزاده آغاز کرديم.
هموطنان گرامي قرار است در ميدان شهرداري جمع شوند و احتمالا قدري هم حرکات موزون و شادي جمعي در کار خواهد بود، […]

Monday, March 18th, 2002

تقريبا هر روز در تورنتو کنسرت موسيقي کوچکي در يک کليسا يا دانشگاه برگزار ميشود.
امشب هم گروه نسبتا مفصلي (حدود ۴۰ نفر) از فارغ التحصيلان دانشگاه يورک، رکوئيم موتزارت را اجرا کردند. گرچه با قدري ترديد رفتم و گرچه تعداد خواننده هاي مرد کمتر بود و نسبت به خواننده هاي سوپرانو ضعيفتر بودند، اما در […]

Sunday, March 17th, 2002

اينجا يکي از تفريحات سالم (!) مردم در روزهاي تعطيل رفتن به کتابفروشيهاي بزرگ و چند طبقه است.
معروفترين آنها که Chapters نام دارد (همان که چند وقت پيش با يکي ديگر مثل خودش ادغام شد) در اکثر نقاط شهر شعبه دارد و ميتوانيد برويد آنجا و ساعتها کتابها و مجلات مختلف را ورق بزنيد. […]

Friday, March 15th, 2002

بالاخره کابل شبکه ما هم بعد از يک ماه برقرار شد و شرکت معظم بل (به کسر ب) اشتباهشان را جبران کردند و مودم را پست کردند.
در واقع امور اداري در اينجا به نحوي است که اگر سوئ تفاهمي پيش نيايد يا به مشکل خاصي برنخوريد اغلب خدمات خوب است و قابل قبول. اما […]

Saturday, March 9th, 2002

ظاهرا بعد از نيويورک بيشترين آمار دوچرخه دزدي متعلق به تورنتو است. تفريبا کسي را نميشناسيد که دوچرخه داشته باشد و حداقل يک بار خود دوچرخه يا يکي از چرخهايش را ندزديده باشند.
حالا ما مانده ايم که سر اينهمه دوچرخه دزدي چه بلايي مي آيد چون تعداد فروشگاههاي دوچرخه دست دوم هم زياد […]

Thursday, March 7th, 2002

اختلاف فرهنگ را بايد درخلال رويدادهای هر روزه دريافت.
استادان دانشگاهی در کانادا به خاطر دستمزد کم و اختلاف بر سر ميزان افزايش حقوق اعتراض کرده اند و کلاسها تعطيل است. روزنامه عکسی انداخته بود که استادها پلاکارد به سينه آويخته اند و دارند راهپيمايی می کنند. هر قدر برای ما چنين صحنه هايی غريب و […]

Saturday, March 2nd, 2002

هر روز برای رفتن به محل کار از مترو و اتوبوس استفاده ميکنم. برای اينکه به موقع برسم بايد بين ساعت هفت و نيم تا هفت و پنجاه دقيقه در ايستگاه باشم. در آن فاصله سه اتوبوس به فاصله زمانی هر کدام ده دقيقه حرکت ميکنند.
چند روز اول دقيقا سر يک ساعت ميروم و […]