Archive for February, 2002
Thursday, February 28th, 2002
يک تقسيم بندي عمومي راجع به پرسشها وجود دارد که فکر ميکنم براي تحليل خيلي از مسائل مفيد است
يک گروه از سوالها به چراها ميپردازند و گروه ديگر به چگونه ها. جامعه اي که به چراها پاسخ گفته (يا حداقل فرض ميکند که پاسخ چراها را ميداند) لاجرم کاري جز پيدا کردن نحوه اجراي چراها […]
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Wednesday, February 27th, 2002
در ابتدای ورود به محيط جديد، همه تازگيها را ميبينيد و کوچکترين جزئيات به چشمتان می آيد.
به همان نسبت در برابر اجتماع ديواری احساس می کنيد که شما پشت آن هستيد و کم کم طول می کشد تا اين ديوار فروريزد ولی همزمان با فرو ريختن ديوار، ديدن آن جزئيات دشوارتر و دشوارتر می شود […]
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Tuesday, February 26th, 2002
قصه های دنور به روز شده است، کامپيوترم را فرمت کرده ام و هنوز فرانت پيج (!) ندارم که تيترهای پايين را به راحتی به روز کنم
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Sunday, February 24th, 2002
به مناسبت کسب مدال طلای جهانی در رشته هاکی روی يخ در چارجوب بازيهای المپيک زمستانی توسط تيم کانادا، امروز در تورنتو 8 اذر شد!
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Friday, February 22nd, 2002
هيچ يک سخنی نگفتندنه ميزبان ونه ميهمان ونه گلهاي داوودي
هايکو
(هر چه خواستم در حاشيه اين شعر چيزي ننويسم نشد. براستي همه آنچه از غنا و ظرافت شعر و سخن ميفهمم در همين چهار خط جمع است…)
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Monday, February 18th, 2002
اقاي شمس الواعظين شنبه در تورنتو سخنراني داشت و من اولين بار بود که در سخنرانيهايي از اين دست در اينجا شرکت ميکردم.
علت اينکه نوشتن راجع به آن را هم عقب انداختم اتفاقاتي بود که در حين آن افتاد. دلم ميخواست بيشتر راجع بهش فکر کنم و بعد بنويسم. نخست راجع به خود سخنراني بگويم […]
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Sunday, February 17th, 2002
سوريه باستان محل تلاقي سه تمدن ايران و روم و مصر بوده است و اين باعث شده هر کدام از اين تمدنها خصوصا تمدن اسلامي و رومي در هر دوره اي يادگارهاي خاصي در آن به جا بگذارند.
در مورد پالميرا توضيح دادم که از شهرهاي مهم دوره باستان و تقريبا همتراز پرسپوليس بوده است. ظاهرا […]
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Sunday, February 17th, 2002
سوريه باستان محل تلاقي سه تمدن ايران و روم و مصر بوده است و اين باعث شده هر کدام از اين تمدنها خصوصا تمدن اسلامي و رومي در هر دوره اي يادگارهاي خاصي در آن به جا بگذارند.
در مورد پالميرا توضيح دادم که از شهرهاي مهم دوره باستان و تقريبا همتراز پرسپوليس بوده است. ظاهرا […]
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Wednesday, February 13th, 2002
نامه اي از تهران گزيده اي از نامه هاي شهرزاد است که از اين پس گاهي يک نسخه هم به کوچ ميفرستد.*رانندگي در تورنتو از جمله مواردي است که با تهران و ايران تفاوت بسيار دارد…
اولا سرعت در هر خياباني بايد کاملا مراعات شود. نه کمتر از مقدار تعيين شده نه بيشتر. اگر آهسته تر […]
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Monday, February 11th, 2002
اين قافله عمر عجب ميگذرددرياب دمي که با طرب ميگذردساقي غم فرداي حريفان چه خوريپيش آر پياله را که شب ميگذرد
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Saturday, February 9th, 2002
چتر و دستكش چيزهايي هستند كه معمولا جا ميمانند يا گم ميشوند و فكر كنم همهمان عميقا از گم كردن هر دو اينها ناراحت ميشويم. اما گم كردن يك لنگه دستكش اتفاق خيلي بدتري است.
آخرين باري كه يك لنگه دستكش گم كردم چهارسال پيش بود كه به سوريه رفته بودم. منطقهاي در شرق سوريه است […]
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Saturday, February 9th, 2002
آن اوايل كه كوچ راه افتاده بود مطلب كوتاهي در مورد نشريات و روزنامهها نوشتم و اينكه چقدر طول ميكشد تا در يك جامعه جديد بتوان نيروهاي اجتماعي را شناخت و بر اساس آن بتوان به معني نهفته در اخبار و مقالات پي برد. به عبارتي ميان گرفتن اطلاعات جديد و توانايي تحليل و درك […]
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Thursday, February 7th, 2002
امروز در دانشگاه تورنتو International Day بود. دانشجويان كشورهاي مختلف هر يك با ميز كوچكي به معرفي كشور خود ميپرداختند و در عين حال برنامههاي مختص جامعه خود را تبليغ ميكردند.
البته ظاهرا هر سال اين مراسم به نحو مفصلتري برگزار ميشده است اما امسال هم علي رغم تعداد كم ميزها و گروهها باز هم جالب […]
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Wednesday, February 6th, 2002
داستان كوتاهي نوشتهام كه در نشريه “كانون ايرانيان دانشگاه تورنتو” به چاپ رسيده است. در واقع يك طبعآزمايي است در نوشتن داستانهاي بدون ماجرا…
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Tuesday, February 5th, 2002
“باد ما را با خود خواهد برد”، البته نه به شيوه رومانتيك عباس كيارستمي. بلكه در هواي منهاي بيست درجه و بادي با سرعت سي و پنج كيلومتر در ساعت!
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Sunday, February 3rd, 2002
يكي از دوستاني كه كاراته ميداند و از ايران ورزشهاي رزمي آموخته است توضيح ميداد كه فضاي اين ورزشها در ايران و كانادا تا حد زيادي متفاوت است.
در واقع اين ورزشها كه از ژاپن به ساير جاها رفته با نوعي معنويت و روح آزادگي و تواضع آميخته است و هميشه در كنار آموزش قدرت بدني […]
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »
Saturday, February 2nd, 2002
چيزهايي كه در ايران سال تا سال رخ نميداد و در تورنتو هر يكي دو هفته، يك بار پيش ميآيد:شنيدن موسيقي ايراني زنده (سه تار و…)، شركت در شب شعر و شنيدن اشعار حافظ و مولانا و…، ملاقات و معاشرت با دوستان قديم دانشكده و دانشگاه، صبحانه نان و پنير و چاي شيرين، آن هم […]
Posted in روزنگار تورنتو | No Comments »