بالاخره چشم ما به جمال يك كار گرافيكي خوب روشن شد. علي رغم اينكه تبليغات اينقدر در اينجا مهم است اما نميدانم چرا اينقدر سطح كارهاي گرافيكي و هنري پايين است. به ندرت ميتوانيد يك تبليغات خوب هنري ببينيد. هميشه از ديدن كارهاي گرافيكي اينجا به اين نتيجه ميرسم كه هنرمندانشان افراد بسيار پر كاري [...]
Articles from January 2002
اقتصاد آمريکاي شمالي اساسا بر مبناي عرضه خدمات و کالا استوار است و به همين خاطر دو مقوله اهميت خاصي مي يابند: تبليغات و شغل (به معني پيدا کردن کار). تکنيکهاي مرسوم تبليغات مثل اگهي و تابلوهاي تبليغاتي مختص خدمات و کالاهاي عمومي است. به عنوان مثال کالاهاي استاندارد شده (مثل لوازم خانه) يا خدمات [...]
تجربه اي که در نوشتن راجع به مطالب مختلف در کوج و روزنگار تورنتو دارم، و همين طور نوشته هاي بقيه دوستان همه يک موضوع را تاييد ميکنند. هر چه نوشته ها از قضاوت (و حتي گاهي اوقات تحليل) دور ميشود و به گزارش خالص نزديک ميشود، جذابيت بيشتري مي يابد.
ظاهرا اينها جزو نخستين [...]
ديروز از خيابان بلور که يکي از خيايانهاي اصلي و مرکزي شهر است ميگذشتم و ديدم چند جوان عرب پلاکادري در دست گرفته اند و در پياده رو بر ضد چيزي شعار ميدهند. يکي که بلندگو هم در دست داشت برگه اي دستم داد که راجع به عمليات اسرائيل و محکوميت آن بود. همه مردم [...]
يکي از روش هاي توليد و بازاريابي محصولات نرم افزاري در اينجا که خيلي هم متعارف است به اين شکل صورت ميپذيرد: شرکتي يا فردي بر روي يک نرم افزار سرمايه گذاري محدودي ميکند و پس از انکه آن را قدري جلو برد و به مرحله اي رسيد که قابل نمايش باشد و بخش از [...]
در كنار تبليغات و نظريهپردازيهاي مارشال مك لوهان، افراد منتقد بسيار جدياي هم وجود دارند كه اساسا با اين روند صنعتي شدن و جهاني شدن موافق نيستند و آن را خوش نميدارند. يكي از اين افراد لوئيس مامفرد (Lewis Mumford) است.مامفرد كه از سال 1895 تا 1990 زندگي كرد، بيش از شش دهه در موضوعات [...]
يكي از سنتهاي فرهنگي خيلي خوب اينجا، دقت مردم در پاسخ دادن به تلفنها و اي-ميلها است. همه هم آن را رعايت ميكنند و آنقدر دقيق است كه اگر براي كسي پيغام گذاشتيد و به شما زنگ نزد يا نامهتان را جواب نداد، حتما برايش مشكلي پيش آمده يا عمدا پاسخ نداده است. البته اين [...]
امروز كار بر روي سايتي به من پيشنهاد شد كه اصلا موضوع آن را دوست ندارم. از طرفي داشتم حساب دو دو تا چهار تا ميكردم كه اگر انجام بدهم چقدر برايم نفع مادي دارد و اگر انجام ندهم آخر برج اوضاع جيبستان چه ميشود كه ناگهان باز هم ياد يك فيلم افتادم كه اسمش [...]
مثل اينكه كنايه ما كارگر افتاد و دوستان يا مطلب فرستادند، يا حداقل نامه و پيغامي فرستادند كه مطالب در راه است…توجه شما را به مطالب تازه جلب ميكنم كه هر سه به تاريخ 17 ژانويه درج شد. مطالب بنده هم موكول شد به فردا.
در به كار بردن لغات مربوط به زمان دچار مشكل هستم، چون در هر ساعتي از شبانهروز عدهاي به سايت سر ميزنند و نميتوان هيچ زمان مشتركي را فرض كرد. به هر حال امشب بلاگر خيلي اذيت كرد و همه حس و حال نوشتنم رفت. فقط يك خبر خوب اينكه به جمع نويسندگان كوچ، يك [...]
يكي از خدماتي كه اينجا بسيار باب است، سرويسي است به اسم AirMiles. داستان از اين قرار است كه اگر شما عضو اين خدمت شويد، يك كارت به شما ميدهند تا هر بار كه خريد ميكنيد اطلاعات خريدتان ثبت ميشود. در ازاي هر قلم كالا هم چند امتياز به شما تعلق ميگيرد. از شكلات گرفته [...]
خواندن بعضي مطالب يك باره شوق خواندن را در شما بيدار ميكنند. مثلا يك قطعه از يك داستان. برخي نويسندهها با نحوه نوشتنشان به شوق نوشتن دامن ميزنند. به نظرم سيلوراستاين از اين دست است، يا حداقل براي من هميشه اين طور بوده است. اما يك اشكال وجود دارد. با خواندن نوشتههايش يك دفعه احساس [...]
يكي از بحثهايي كه در اينجا با آن مواجه شدم و بسيار برايم غيرمترقبه وعجيب بود، بحث راجع به استفاده از پرچم كشور در مراسم رسمي مختلف بود. از آنجا كه گروههاي سياسي مختلفي در خارج از كشور حضور دارند، برخي از آنها معتقدند بايد پرچمي مورد استفاده قرار گيرد كه عاري از نشان مربوط [...]
اينجا بر عكس آنچه همه انتظارش را داشتند هنوز سرما از راه نرسيده است. برعكس، هوا بسيار هم لطيف است. بخصوص امروز كه باران دلچسبي هم آمده و ساعاتي پيادهروي موجب انبساط خاطر فراوان شد. دوست داشتم تا كنار ساحل بروم اما كمبود وقت باعث شد منصرف شوم. البته همان موقع به اين فكر افتادم [...]
در مهاجرت، يكي از موانع اصلي در برقراري ارتباط با جوامع ميزبان، مشكل زبان است. مهاجرين معمولا چون خوب زبان نميدانند طبعا نميتوانند خود را خوب نشان دهند و خصوصا وقتي بحثي تخصصي در ميان باشد، اين ضعف در زبان، به حساب ضعف شما در دانش و سواد و تخصص گذاشته ميشود. تجربه تلخي كه [...]
از وسط پاركي كه سر راهم به كلاس است ميگذرم. هوا تاريك شده و چراغها از لابه لاي شاخه درختان ديده ميشوند. قدري دير شده و با عجله ميروم چون درست پيش از اينكه راه بيافتم دوستي كه مدتها دنبالش بودم روي مسنجر آمد و پيغام داد. گرچه عجله دارم اما سكوت ناگهاني پارك، [...]
انتخاب اسامي در اين مملكت كوچك اما كامل وبلاگستان (كه يك مدل كامل از فرهنگ و مردم ما است) خيلي جالب است. به خوبي ميتوان ديد چه عناصري در آن وارد شدهاند و آن را به نحوي تغذيه ميكنند، يا به عنوان مفاهيمي بر آن تاثير ميگذارند. اسامي زير توجه مرا به نحوي جلب كردند [...]
در پاسخ به دوست عزيز، كاوه، كه راجع به عدم نشاط در كوچ و نوشتههاي آن تذكر داده بود ميتوان به بعضي نكات اشاره كرد. نخست اينكه قطعا هيچ عمدي در كار نبوده و اينها گزارشهاي روزانهاي هستند كه توسط افراد مختلف تهيه شدهاند. حال اگر در اين وجه مشترك هستند علت آن را بايد [...]
چند نامه
سلام جناب آقاي مشاطيان. اميدوارم كه مرا به خاطر بياوريد، كاوه هستم از دانشگاه صنعتي شريف. مدت زماني است كه مطالبتان را در كوچ مطالعه ميكنم. خواستم هم سلامي عرض كنم و هم نكتهاي درباره نوشتههاي شما و ساير هموطنان عزيز مقيم تورنتو يادآور شوم. محتواي مطالب و موضوعات آنها، همچنين مطالب خواندني [...]
در اينكه بلاگر در انتشار مطالب اعمال سليقه ميكند بحثي نيست، اما نميتوانم بفهمم سليقه و خط قرمزش چيست! به هر حال متن زير را قبل از همينگوي نوشته بودم، اما حذفش كرده بود. احتمالا در بازنويسي يك كم تغيير كرده است:
اصلا به ما نيامده كه از نعمات جامعه سرمايهداري بهرهمند شويم. هر قدر استفاده [...]
اين هم يك قصه سرگرمكننده ديگر در ارتباط با سال جديد كه اين طرفها خيلي مد است. قصههاي سرمايهداري مرفه بيدرد!
cheapest place buy viagra online cheapest online place buy viagra order forms buy viagra cheap viagra overnight delivery cheap viagra fast shipping mail order viagra lowest price viagra check money legally purchase viagra buy [...]
اما حكايت جامعه سرمايهداري. قبلا راجع به خدمات مشتريان مطلب نوشته بودم. ولي هر بار كه دوباره سر و كارم با ادارهاي ميافتد، دوباره از اينكه اين همه خدمات منظم و مرتب بدون كوچكترين فشار عصبي و در روال كاملا منطقي ارائه ميشود ناگزير با سيستمهاي خودمان مقايسه ميكنم. براي كاري اداري به محل سازمان [...]
براي چند تا كار اداري رفته بودم بيرون و از زندگي در جامعه سرمايهداري قدري لذت بردم كه در قسمت بعد توضيح ميدهم چرا، اما وقتي برگشتم و تلويزيون را روشن كردم ناگهان خشكم زد. چون خمسه (هنرپيشه معروف) با يك دست كت و شلوار شيك و كراوات قرمز و يك عينك نيم قاب خيلي [...]
يكي از مراكز اصلي در تورنتو مجموعهاي اداري است كه شهرداري را هم شامل ميشود و نام آن City Hall است. هر سال مراسم تحويل سال نو در اين مكان برگزار ميشود. در واقع امسال هفدهمين سال برگزاري اين جشن (يا به قول پلاكاردهاي برنامه Bash) بود. برخلاف انتظار آتشبازي در كار نبود، در [...]
January 31, 2002 | Posted by Shayan R.
Categories:
Tags: |
آخرین حواشی