زیسته ها: ابراهیم حجتی
Saturday, November 4th, 2006روایت محسن از زندگی پدر
روایت محسن از زندگی پدر
آقاي اميني ارزياب بانک کشاروزي بود و هميشه به عنوان کارشناس به مزارع کشاورزاني که تقاضاي وام کرده بودند سر ميزد و وضعيتشان را به بانک گزارش ميداد. اولين بار که جيپ لندرور صحرايي ديدم وقتي بود که آقاي اميني تقريبا نصفه شب از ماموريت برگشته بود و از پشت جيپش يک جعبه زردآلوي درشت […]
روزنامه گلوب اند ميل ستوني دارد به نام «زندگی هایی که زیسته اند» و در آن شرح حال یک نفر که تازه مرده است را درج میکند. يکي مثل هر کس ديگري در اين جامعه و در اين دنيا. يکي که نه لزوما سياستمدار معروفي است يا هنرمندي شهير. يکي مثل عموي من، خاله شما، […]