چند افسانه در باره خارج -6
دکتر حسابی آدم بسیار مهمی در عرصه علمی خارج از کشور بود. در اولین روز کاریاش یک دسته چک سفید امضا در کشوی میزش پیدا کرد که اگر چیزی لازم داشت و حسابداری بسته بود خودش برود هر چه دلش خواست بخرد
دکتر حسابی آدم بسیار مهمی در عرصه علمی خارج از کشور بود. در اولین روز کاریاش یک دسته چک سفید امضا در کشوی میزش پیدا کرد که اگر چیزی لازم داشت و حسابداری بسته بود خودش برود هر چه دلش خواست بخرد
4 Responses to “چند افسانه در باره خارج -6”
سلام
اگه این حرف افسانه بوده بس خود پسر دکتر حسابی دروغ گفته است
چون من خودم مستقیما این حرف رو ازش شنیدم
خوب دور هم جمع ايد
ياد آريد اي مهان زين مرغ زار
يك صبوحي در ميان مرغزار
كمي از گپ ها و چايي خوردن ها يتان را براي اينجا نگهداريد
من جريان دکتر حسابی رو نمی دونم ولی يکی از استادهای مکانيک توی شريف هم مشابه اين حرف رو می زد… البته با پايين آمدن سطح اخلاقيات دانشگاهيان…که گاهی از دزد سر گردنه هم بدترهستند طبيعی است که مقررات خيلی سفت و سخت تر شده باشد….
پسر دکتر حسابی کدوم حرفش راست بوده؟