مهاجرت دوباره (این بار از کانادا به امریکا) باعث شده درگیر خیلی موضوعات ذهنی شوم.
بیش از همه اینکه به نحوی کاملا جدی همان طور که اخبار ایران را دنبال میکردم دارم اخبار کانادا را هم دنبال میکنم! هر روز یک سری به تورنتو استار میزنم و هر خبری که در سایتهای دیگر راجع به کانادا باشد را حتما میخوانم. اذعان میکنم که نسبت به آن بی تفاوت نیستم. این تجربه باعث شده است فکر کنم شهروند جهانی چقدرمعنی دارد. در اینکه مسائلی هست که همه ساکنان زمین کم و بیش با آن مواجهند تردیدی نیست اما وقتی نه تنها کشور مادری بلکه کشوری که چند سالی در آنجا زندگی کردهای برایت مهم میشوند (و فکر میکنم این تجربه برای خیلیها قابل تعمیم است) پس واقعا مرز این شهروند جهانی کجاست؟ مثلا اگر قرار باشد یک موضوعی به نحو خاص به نحو مردم ایران باشد و به ضرر بقیه مردم دنیا طرف کدام را خواهم گرفت؟ تا وقتی از ایران بیرون نیامده بودم خیلی به وطن گرایی اعتقادی نداشتم و وزنه به سمت شهروند جهانی و همه ما یکی هستیم و.. بیشتر میچربید ولی انگار هر چه بیشتر میگذرد وطنگراتر میشوم.
فقط یک مساله مانده و اینکه اگر سه چهار بار دیگر به نقاط دیگر مهاجرت کنم تکلیف چیست؟!