اندر اهمیت فقدان پدر
هیچ فکر کرده اید پیامبران به عنوان افراد موثری که عامل بیشترین تاثیر در زندگی مردم زمانه خود و قرنها بعد بوده اند تقریبا هیچ کدام پدر نداشته اند؟ پدر اغلب پیامبران یا وقتی پیامبر بچه بوده است درگذشته یا حتی قبل از اینکه به دنیا بیاید. قصه های مجید را که یادتان هست. اگر پدری بالای سر مجید بود که دائم امر و نهی اش کند و هدایتش کند اینهمه خلاقیت از مجید سر میزد؟ البته وجود مادربزگ مهربانی که دورادور هوای مجید را داشته باشد و یک سری اصول اخلاقی و کلی را برایش ترسیم کند ضروری است اما فقط در همین حد.
میگویند عیسی مسیح بیش از هر پیامبر دیگری بر بشر تاثیر گذاشته است. هم از حیث دامنه تاثیر و هم مقدار تغییری که در باور مردم دنیا و نگاهشان به دنیا ایجاد کرده است. البته با این تئوری اصلا جای تعجب نیست که حضرت عیسی برای به سرانجام رساندن چنان کار بزرگی حتی در مقام نظر هم نمیتواند پدر داشه باشد!
January 19th, 2007 at 5:22 am
فوق العاده بود
عین کارهای دکتر محمد جواد لاریجانی.
یادته که دکتر باستانی چه جوری لاریجانی را مینواخت
January 19th, 2007 at 7:04 pm
مشاهدهی بسیار جالبی است. با این حال کاش دربارهی این “تقریبا هیچ کدام” کمی بیشتر توضیح میدادید—مثلاً از پیامبرانی که نامشان در قرآن آمده (بیستوپنج تا؟)، چند نفرشان را *میدانیم* که پدر بالای سرشان نبوده؟ به نظرم در این مورد دربارهی شعیب و لوط و هود و صالح و زکریا و نوح و ادریس و یونس و داوود در کتاب چیزی نیامده. یعقوب و اسحق و اسماعیل و یحیی و سلیمان پدر داشتهاند، احتمالاً ابراهیم هم. اینها را بی نگاه به متن نوشتم؛ جستوجو البته ساده است.
January 19th, 2007 at 11:57 pm
تا حالا بهش فکر نکرده بودم
January 20th, 2007 at 12:30 am
محسن جان. من نفهمیدم بالاخره داری متلک میگی یا تعریف میکنی؟! باید خوشم بیاد یا بهم بربخوره؟!
January 20th, 2007 at 1:11 am
مدح شبيه به ذم بود.
January 20th, 2007 at 7:14 am
احسنت! به موضوع خیلی جالبی اشاره کردی! هرچند برخی از آنها پدر داشتند، اما باز به نکته قشنگی اشاره کردید که درخور توجه است. درکل خوشمان آمد.
January 21st, 2007 at 8:05 am
پیامبران به عنوان افراد موثر؟ غیر از محمد و عیسی که باقی اصلا شخصیت افسانهای هستند. ناسلامتی تو تا کانادا اومدی، بعد هنوز اینقدر خاورمیانهمحور هستی؟ پیامبران سرخپوستها کیا بودن؟ هند و چین؟ روم و یونان؟ آفریقا؟ اینکاها؟ چه پیامبری؟ چه کشکی؟ برای دست انداختن هم عمر این داستانها رو بیشتر نکن.
January 23rd, 2007 at 6:30 am
کاملا موافقم
January 27th, 2007 at 3:03 am
سلام
برای نوشتن این کامنت دو دل بودم ولی گفتم شاید جوابی بیاید از آنسویی که زمانی خود شاید مثل من و من ها بوده است
با هزاران بدبختی در انتشاراتی گمنام (نگیما) و با جرح و تعدیل زیاد ارشاد، کتاب شعرم با عنوان ” گاهی مرا به نام کوچکم بخوان” چاپ شد .
برای پخش به مشکل برخوردم و هیچ موسسه پخش و هیچ کتابفروشی حاضر به حتی امانی گرفتن کتابها نشد
به دنبال بازگشت سرمایه نیستم، دوست دارمکتابم حداقل توسط اهل آن و اساتید فن خوانده شود ولی وقتی همه را در کارتون چیده ام کنج اتاقم ، چگونه میشود؟
كامنتهايي كه تو يه ماه گذشته برام گذاشته شده بود رو دوباره مرور كردم كه اونايي رو كه نسبت به خريد كتابم (گاهي مرا بنام كوچكم بخوان) ابراز تمايل كرده بودن، پيدا كنم و بهشون بگم كه بعد از سه هفته تلاش، فقط يك كتابفروشي (البته كتابفروشي كه چه عرض كنم) قبول كرد فعلا ۱۰ تا از كتابام رو اماني با شرط ۴۰ درصد اون ۶۰ درصد من، بزاره تو مغازه تا ببينيم چي ميشه. آدرسش اينه : كتابفروشي نشر شهر-بلوار كشاورز-ضلع جنوبي پارك لاله-تلفن ۸۸۹۷۸۱۶۸ . راه ديگه خريد هم اينه كه آدرسشون رو بصورت يه كامنت واسم بزارن تا كتاب رو تقديم كنم
اگه جایی بشه خودم بیام و بخونم و نظرات رو بشنوم هم عالیه
شما تو کدوم موردش میتونین کمکم کنین؟