نکاتی بیشتر در باره طرح ساماندهی

وبلاگها کارکردهای متفاوتی دارند که یکی از آنها کارکرد رسانه ای است اما همانطور که اغلب ما فکر میکنیم وجه غالب آن وجه رسانه ای نیست. به عنوان مثال اینکه تعداد زیادی از افراد به طور مرتب شرح احوال خودشان را بنویسند پس از مدتی تبدیل به یک منبع موثق تاریخ اجتماعی خواهد شد. توجه کنیم که در ایران اغلب تاریخ سیاسی نوشته شده است، اما مثلا اگر ما بخواهیم بدانیم که عادات رفتاری یا فرهنگی پنجاه سال پیش چه بوده است منابع زیادی در اختیار نداریم و وبلاگها میتواند در دراز مدت این خلا را پر کند. حالا سوال این است که واقعا وجه رسانه ای وبلاگ چقدر قوی است. باید گفت دامنه کارکرد رسانه ای وبلاگ بسته به نویسنده وبلاگ، میزان بازدید، و موضوع وبلاگ متفاوت است.

آیا کنترل بر وبلاگها عملی است؟ اینکه به وبلاگها و تاثیر آنها در همه جای دنیا توجه میشود شکی نیست. خیلی سازمانها و شرکتها حتی در امریکای شمالی کارمندانشان را از نوشتن وبلاگ منع میکنند یا نسبت به آن حساسند پس اینکه سازمانهای اجتماعی هر کدام به نوعی در این باره موضع دارند حرفی نیست. موضوع این است که آیا دولتها (به عنوان متصدی بزرگترین سازمان اجتماعی که در آن زندگی میکنیم) حق دارند یا میتواند چنین نظارتی اعمال کنند یا نه. اگر بخواهیم از دید رسانه ای به وبلاگ نگاه کنیم و برخوردی که دولت با آن داشته است باید گفت دولت در قبال وبلاگ نهایتا موضعی را پذیرفته است که مدتها است از آن تقاضا میشود در مورد سایر نشریات بپذیرد. یعنی اینکه انتشار نشریه مجوز لازم نداشته باشد، اما انتشار آن توسط دست اندرکاران آن اعلام شود، همانطور که در اغلب کشورهای دنیا اجرا می شود و اگر مطلب خلاف قانونی منتشر کرد یا به کسی توهین کرد در دادگاه جوابگو باشد همانطور که همه میتوانند حرف بزنند اما اگرتوهین کنند یا دروغ بگویند باید جوابگو باشند.. البته بدیهی است تا به حال چنین اتفاقی برای نشریات چاپی در ایران نیافتاده است ولی دولت سعی میکند آن را به عنوان یک سیاست در قبال وبلاگها اعمال کند. خوب میتوان از این فرصت استفاده کرد و گفت اگر وبلاگ به خاطر ماهیت رسانه ای آن باید رسما ثبت شود (نه آنکه برای ایجاد آن مجوز گرفته شود) پس قاعدتا میتوان این را به سایر رسانه های با قالب متفاوت (مثل روزنامه، مجله، تلویزیون و…) هم تسری داد.

در پاسخ به اینکه آیا چنین امری عملی است و اینکه آیا دولتها می توانند در دراز مدت چنین کنترلی را اعمال کنند بستگی به هزینه اجرای آن و واکنش جامعه دارد. به هر حال دولتها همه میخواهند در همه جا از جمله رسانه ها نفوذ کنند. هنوز مدت زیادی ازدرز این خبر که مکالمات تلفنی مردم در امریکا بدون حکم قاضی و با اتکا به قوانین ضد تروریستی بعد از 11 سپتامبر شنود میشده است نمیگذرد. همه میدانیم که داستان کنترل رسانه در ایران از رادیو شروع شده و تا ماهواره ادامه داشته و حالا اینترنت موج بعدی است. وقتی سرویسهای داده روی موبایل از این فراگیرتر شود آن هم مطرح خواهد شد کما اینکه هم اکنون هم در مورد اس.ام.اس واکنشهایی نشان داده میشود. در نهایت باید دید حساسیت دولت تا چه اندازه در این مورد بالا خواهد رفت و جامعه چه واکنشی نشان خواهد داد، و کدام طرف بیشتر حاضر است هزینه های این تقابل را تحمل کند. یک نکته را هم در نظر داشته باشیم: ساماندهی تکنولوزی در جامعه ایران دچار چالشهای زیادی است. در حالی که در زمینه تکنولوزیها و سیستمهای خیلی قدیمیتری (مثل حمل و نقل و ماشین) هنوز نتوانسته ایم به ساماندهی قابل قبولی برسیم، در حالی که هم مردم و هم دولت دلشان میخواهد مشکل ترافیک حل شود، دیگر اینکه یک طرف ماجرا نه تنها علاقه ای نداشته باشد حتی موضع هم بگیرد اجرای آن را به مراتب مشکلتر میکند.

در مورد عواقب معرفی این طرح (و نه حتی اجرا) باید گفت به هر حال خیلی ها هستند که نمیخواهند خلاف قانون رفتار کنند و وقتی هزینه های انجام کاری زیاد میشود از آن صرف نظر میکنند. ممکن است تعداد افرادی که به طور ناشناس مینویسند و از سرویسهای عمومی استفاده میکنند که نام دامنه نیاز به ثبت ندارد بیشتر شود که در مجموع از نظر اجتماعی نتیجه جالبی به نظر نمی آید. حدس میزنم مهمترین عاقبت این اقدام اضافه شدن یک برگ دیگر به پرونده قانونهای غیر قابل اجرا باشد که حساسیت عمومی را نسبت به قانون کمتر میکند (مستقل از اینکه با این طرح موافق باشیم یا مخالف).

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a