اندر باب ریسک

از آنجا که یکی از بهترین راههای یادگرفتن درس، یاددادن آن است قدری در باره مدیریت ریسک بخوانید تا من هم برای امتحان مدیریت ریسک آماده شوم:

- ریسک تقریبا در تمامی شوون زندگی روزمره ما وجود دارد و در هر زمینه ای نقشی ایفا میکند
- مفهوم ریسک به معنی علمی آن نخستین بار هنگام ایجاد نیروگاه های هسته ای در انگلستان و امریکا مطرح شد
- مدیریت ریسک باید در مورد ریسکهایی که به طور منفرد در موضوعات خاص پیش می آید و همچنین ریسکی که برآیند عوامل مختلف است در نظر گرفته شود.
- ریسک اندازه گیری احتمال و عواقب دست نیافتن به یک هدف است
- حساسیت یک سازمان به ریسک تابع سه متغیر است: درجه آسیب پذیری از تاثیرات یک ریسک، اهمیت آسیب، توانایی سازمان در مهار آسیب
- تاثیر ریسک در طی زمان تغییر میکند و به همین دلیل فرآیند تصمیم گیری در مورد ریسک و مدیریت آن هم ثابت نیست (به عبارتی عکس العمل در برابر ریسک واحد در زمانهای مختلف ممکن است متفاوت باشد)
- جهان ما جهانی متغیر است و بجز مرگ و مالیات تقریبا هیچ امر قطعی دیگری وجود ندارد! در چنین جهانی، نتیجه هر گونه سرمایه گذاری بر هر موضوعی تا درجاتی مبهم و درنتیجه ریسکی است و به همین خاطر مدیریت ریسک یک عنصر کیلدی در هر گونه سرمایه گذاری برای اخذ نتیجه است.
- ریسک و فرصت دست در دست هم دارند. هر کسی در زندگی به دنبال فرصت است و به خاطر عدم قطعیت در امور دنیا است که فرصتها دست میدهند. ریسکهای مرتبط با فرصتها باید به نحو موثری مدیریت شوند اگر قرار است فرصتی مد نظر قرار بگیرد.
- ریسک رقبا را میترساند. ریسک آنها را از اینکه از فرصتها بهره برداری کنند باز میدارد و باعث میشود تا سطحی بیشتر پیش نروند.
- برای پیشرفت باید ریسک پذیر بود.
- ریسک هم خوب است و هم بد. ریسک نیروی موثر پشت نوآوری است و در همان حال تهدیدی بزرگ است اگر به درستی ارزیابی و مدیریت نشود. به خصوص در جایی که با موضوعات پیچیده سرو کار داریم که معمولا تکرار کارهای قبلی نیستند درجه ریسک به شدت بالا میرود.
- تصمیم گیری و ریسک عناصر بنیادی در فرآیند شناخت هستند.
- مردم بر اساس ریسک و پاداش حاصل از آن تصمیم میگیرند.
- میزان ریسک پذیری از فرد به فرد متغیر است و معمولا بر اساس تاثیرات احتمالی شکست یا موفقیت در ریسک پذیرفته میشود.
- فرآیند شناخت در انسان بر اساس یک برداشت ذهنی ریسک را ارزیابی میکند و نه محاسبات دقیق. اما این توانایی انسان یکی از عوامل اصلی در پیشرفت بشر بوده است.
- مغز انسان به طور خودکار بر اساس اطلاعاتی که از قبل به دست آورده است و تطابق آنها با اطلاعات جدید با به کار گیری روشهای پردازش الگو (Pattern Recognition) ریسک را ارزیابی میکند.
- رفتارهای محتمل بر اساس نتایج مورد قبول به دست می آیند و نتایج به دست آمده لزوما نتایج دلخواه نیستند.
- بیشتر محققین بر این باورند که فرآیند بالا در چهار مرحله صورت میپذیرد: تنظیم کردن، قاعده سازی، بررسی، و ارزیابی
- در کنترل ریسک، مونیتورینگ و فهم تحول ریسک مهم هستند.
- ریسک ممکن است توسط عوامل درونی یا بیرونی ایجاد شود.
- ریسک بر دو نوع است: پیش بینی پذیر و غیر قابل پیش بینی
- ریسک قابل پیش بینی ریسکهای شناخته شده ناشناخته هستند! یعنی ریسکهایی که انتظار وقوع آنها میرود ولی معلوم نیست کی اتفاق بیافتند، مثل تغییر نرخ ارز.
- ریسکهای غیرقابل پیش بینی، ریسکهای ناشناخته غیرقابل شناخت هستند، مثل وقوع ناگهانی یک جنگ یا ورشکستگی یک شرکت عظیم.
- به طور کلی سه شرایط مختلف وجود دارد که تحت آنها تصمیم گیری میشود: شرایط قطعی، شرایط مبهم، و شرایط ریسکی
- در شرایط قطعی تصمیم گیرنده میداند که صد درصد نتیجه مورد انتظار حاصل میشود. اما بین شرایط مبهم و شرایط ریسکی تفاوت وجود دارد.
- در شرایط ریسکی، احتمال وقوع حوادث مختلف قابل محاسبه است، اما در شرایط مبهم امکان محاسبه احتمال هم وجود ندارد.
- اغلب تلاش میشود تا شرایط مبهم به شرایط ریسکی تیدبل شود.
- در تبدیل شرایط مبهم به شرایط ریسکی چهار نوع تصمیم گیری وجود دارد: 1. تصمیم گیرنده خوشبین است و سعی میکند با رویکرد «همه یا هیچ» نفعش را چند برابر کند و به اینکه ممکن است همه چیز را از دست دهد زیاد فکر نمیکند. 2. تصمیم گیرنده بدبین است و در نظر میگیرد که چقدر خسارت را میتواند تحمل کند و به همین خاطر به حداقل منفعت قانع میشود تا جلوی ضرر را بگیرد. 3. تصمیم گیرنده معمولا پاکباخته است و تلاش میکند تا میزان پشیمانی اش را تا حد امکان کم کند و همواره به اختلاف از دست دادن همه چیز یا به دست آردن چیزی فکر میکند. 4. تصمیم گیرند تا نتواند از شرایط مبهم به شرایط ریسکی برسد تصمیمی نمیگیرد.
- در مدیریت ریسک، پنج عامل مهم وجود دارند: 1. تعیین ریسک، طبقه بندی ریسک، تحلیل ریسک، رفتار ریسک، نتیجه ریسک.
- ریسک همواره با سه شاخص نوع ریسک، دامنه ریسک و تاثیر ریسک اندازه گیری میشود.
- در مدیریت ریسک، نقشه ریسک باید تعریف شود که شامل چهار نوع ریسک میشود: 1. ریسک قرمز: ریسک با احتمال بالا و تاثیر زیاد، 2. ریسک زرد بالا: ریسک با تاثیر زیاد ولی احتمال وقوع کم 3. ریسک زرد پایین: ریسک با تاثیر کم ولی احتمال وقوع بالا، 4. ریسک سبز: ریسک با احتمال کم و تاثیر کم.
- مدیریت ریسک لزوما به معنی حذف ریسک نیست، بلکه در حد امکان تغییر ریسک قرمز به ریسک سبز است.
- نادیده گرفتن ریسک خود یک عمل ریسکی محسوب میشود.
- حذف بعضی ریسکها اقتصادی نیست
- عقد قرارداد یک راه سنتی برای مدیریت ریسک است.
- قرارداد همچنین امکان کنترل ریسک را فراهم میکند.
- قرارداد با در نظر گرفتن نکات زیر ریسک را کنترل میکند: پیشنهاد پرداخت و قبول پیشنهاد (بین طرفین)، قابلیتها، تعهدات، نحوه برقراری ارتباط، نحوه فسخ رابطه

این قصه حالا حالا ادامه دارد…

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a