هزینه صرفه جویی
جایی در خبرها خواندم که در دولت جدید، برای جلوگیری از ریخت و پاش، سفر مدیران دولتی به خارج به شدت محدود شده است. البته قابل درک است که رفتن به سفر خارج یک امتیاز محسوب میشود، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر کسب ویزا برای سفر که ممکن است به یک فرد ویزا داده نشود ولی یک مدیر برای شرکت در نمایشگاه یا کنفرانس توجیه معتبری برای درخواست ویزا دارد. و فرض کنیم درصدی از سفرهای مدیران بازدهی لازم را ندارد یا اصلا فرض کنیم درصدی کاملا بیهوده است. اما اگر ارتباط کل مدیران را با خارج از کشور قطع کنیم به خاطر اینکه درصدی سو استفاده میکنند یا مفید نیستند، آیا در مجموع حذف سفرهای مفید به نفع کل کشور است؟ برای تصمیم گیری در مورد این مسائل به جای اینکه رویکرد اخلاقی داشته باشیم باید کل سود و زیان را بسنجیم. از آن طرف، برای بهینه کردن صرف این هزینه ها میتوان استاندارد وضع کرد، روشهایی را طراحی کرد که مطمئن شد سفرها بیشترین فایده را دارند از طریق اخذ گزارش، ربط سفر به موضوع کاری مدیر و هزار روش دیگر. اما با قطع ارتباط مدیران (چه تصمیمگیر و چه میانی) ممکن است مجبور شویم در بسیاری از زمینه ها چرخ را دوباره اختراع کنیم (اگر ایده اش به ذهنمان برسد) یا با هزینه بسیار زیادی که به کل سازمان و بودجه تحمیل میشود تجاربی کسب کنیم که با یک سفر قابل یادگیری است.
من هفت هشت سال مدیر دولتی بودم و علی رغم اینکه درگیر کار تکنولوزی و توسعه اینترنت در کشور بودم هیچ وقت فرصتی فراهم نشد تا برای سمینار، کنفرانس یا بازدیدی به کشور دیگری بروم (و اگر هم رفتم با هزینه شخصی بود) در حالی که میدانستم رویدادهای بسیاری است که اگر در آنها شرکت کنم هم به لحاظ حرفه ای برایم مفید است و از نظر شخصی احساس پیشرفت میکنم و هم به نفع سازمانم خواهد بود. و چه بسا اگر این «سد» خارج از کشور رفتن نبود و موقعیت ارتباط و تماس با دنیای بیرون را داشتم هیچ وقت مهاجرت نمیکردم. نمیدانم اگر ایران مانده بودم چقدر میتوانستم برای آن سازمان یا کشور مفید باشم ولی اگر فرض کنیم چنین میبود، باید گفت که این مورد یک نمونه است که برای صرفه جویی یک سفر در سال برای یک مدیر، هفت هشت سال تجربه وی یک باره از دسترس خارج شد هر چند شخصا برای من بد نشد و تجارب بسیاری کسب کردم اما گاهی باید مراقب هزینه صرفه جویی هم بود.
یک مثال دیگر هم بزنم: وقتی که در سایت کامپیوتر دانشکده ریاضی فعال بودم یک کامپیوتر از سایت دزدیده شد و حراست دانشگاه و کلانتر محل میخواستند سایت دانشکده را تا پیدا شدن کامپوتر (که اصلا معلوم نبود پیدا شود یا نه) ببندند. یادم است دکتر تابش به ایشان گفت اصلا فرض کرده است سالی یک کامپیوتر از سایت دزدیده میشود و سایت نمیتواند به این خاطر تعطیل شود. آقای حراست ارزش آن یک کامپیوتر را که دزدیده شده بود درک میکرد، چون میدانست برای اینکه آن را جایگزین کند چقدر باید در فروشگاه بپردازد، اما تصوری از هزینه ای که به خاطر تعطیلی سایت به دانشجویان و دانشگاه و کشور تحمیل میشود نداشت، که البته بسیار بیشتر از یک کامپیوتر است.