تاملی بر مناقشه روز با درخشان

استدلالی که حسین درخشان برای مختل کردن سایت روز ارایه می‌کند جای تامل بسیار دارد. اساس دعوا به روایت حسین این است: حسین به طور خلاصه می گوید «قرار»ی با سایت روز یا شرکت دست اندرکار داشته است و آنها به تعهداتشان عمل نکرده‌اند و به همین خاطر او هم با استفاده از امکانی که داشته است کار سایت را مختل کرده است. برای توجیه این کار هم مثال می‌زند که اگر کارگران چاپخانه مزد نگیرند روزنامه چاپی را منتشر نمی کنند.

نکات:
۱. وقتی کسی قراری با سازمان یا فردی می گذارد، بسته به علاقه‌اش به موضوع همکاری، ممکن است تقاضای یک قرارداد سفت و سخت و پیش پرداخت و غیره کند، یا به خاطر اطمینانی که دارد یا مطلوبیتی که انجام آن کار برایش دارد بدون هیچ یک از آنها، وظایفی را به عهده بگیرد. مسلما در حالت اخیر قدری ریسک تقبل کرده است که حتما در ازای مطلوبیتی بوده است. این مطلوبیت می تواند در مورد حسین نفس به راه انداختن یک رسانه باشد، درآمدهای آتی باشد، کمک به معروفیت و ماندن در صدر اخبار باشد و… (استدلال به شیوه حامد قدوسی!) اما قدر مسلم این است که هیچ کس هفت تیر بر روی شقیقه حسین نگذاشته است که این ریسک را بپذیرد و ریسک گاهی اوقات برد دارد و گاهی اوقات باخت.

۲. حالا فرض کنید که طرف قرار شما به تعداتش عمل نکرد. شما دو راه دارید: یا شخصا وارد عمل شوید و طرف را مجبور به انجام تعهداتش کنید یا به مرجع ذیصلاح مثل دادگاه مراجعه کنید و با ارایه شواهد و دلایل تقاضای حقوق و خسارت کنید. حسین از قرار معلوم تمایلی به مراجعه به مرجع قانونی نداشته است. بر این اساس، من اصلا تعجب نمی‌کنم روزی حسین را در یکی از چهارر اه‌های تورنتو مشغول کتک کاری با یک راننده تاکسی ببینم چرا که طرف به ماشین حسین کوبیده است. کسانی که به خاطر تصادف از ماشین پیاده شده و کتک کاری می کنند، عینا استدلال حسین را دارند: آنها هم معتقدند طرف مقابل «قرار» یا قراردادی که وجود داشته است (که حق تقدم با آنها است) را محترم نشمرده و به ماشین آنها زده است و به جای اینکه منتظر شوند پلیس بیاید و طرف را برای جبران خسارت به دادگاه بفرستد، شخصا حکم را «صادر» و «اجرا» می‌کنند. استدلال حسین برای اجرای حکم صادر شده توسط خودش و به شیوه‌ای که خودش تعیین کرده است مثل این است کارکنان چاپخانه نیویورک تایمز (در مثال حسین) هم اگر حقوقشان را نگرفتند درهای چاپخانه را ببندند یا ممکن است به نتیجه برسند که چاپخانه را به این خاطر آتش بزنند و طبعا طبق استدلال حسین حق دارند این کار را بکنند. حسین ممکن است استدلال کند که روند دادگاه طولانی است، یا هزینه بر است، یا شواهد کافی برای اثبات نظرش ندارد، وقتش را ندارد، حالش را ندارد و خلاصه شکایت از آن سازمان برایش عملی نیست. در این صورت باید گفت مشکل این بوده است که وارد یک رابطه با ریسک بالا شده است و می‌توانست نشود ولی مجوز عکس العملی اینچنین به وی نمی‌دهد.

۳. اما نکته دیگری که برای من خیلی جالب است این است که حسین به عنوان کسی که خودش را مدافع مطبوعات و رسانه و اینترنت می داند ابدا ابایی از اینکه یک رسانه را بکشد ندارد! یعنی نهایتا (اگر بخواهم قضاوت ارزشی بکنم) برای این رسانه ارزشی فراتر از یک ابزار برای کسب درآمد برای آن قایل نیست و اگر این فعالیت به کسب درآمد برای خودش نیانجامید، ترجیح می‌دهد که وجود نداشته باشد. نمی خواهم بگویم این نگاه غلط است یا درست است، اما وقتی کسی که مدعی است به خاطر این چیزها از وطن آواره شده، تحت فشار است، بازحویی شده و … نهایتا حاضر است آن را فدای حقوق خود کند (اگر در مناقشه مورد بحث حق را کاملا به حسین بدهیم که کار کرده و حقوق نگرفته است) دیگر چه توقعی از بقیه. به عبارتی حسین برای احقاق حق خودش، دارد حقوق بقیه را که همکارانش و هزاران خواننده سایت است نادیده میگیرد. خوب است یک بار با خودش داوری کند که حق وی از کل این رسانه چقدر است که به خود اجازه میدهد آن را به این خاطر نابود کند. حتی اگر نقش و اهمیت خود را 99 درصد بداند و بقیه همکاران و خواننده را یک درصد فرض کند، باز هم نمی تواند سایت را بخواباند. مگر اینکه خودش را صد در صد ماجرا بداند که بحث دیگری است.

۴. تمام استدلال بالا بر این فرض استوار بود که روایت حسین از ماجرا درست است و او حقوقش را در ازای کاری که کرده دریافت نکرده است. اما من شخصا به عنوان کسی که دایم در حال استخدام افراد و کارکردن با حرفه‌های مختلف است هیچ وقت نمی‌توانم کوچکترین کاری به فردی با این ذهنیت واگذار کنم، چون کسی که به خود حق می‌دهد بر اساس قضاوتش از نحوه انجام یک قرار یا قرارداد دست به هر عملی بزند، حتی در صورتی که یک قرارداد مکتوب هم داشته باشد، حتی در صورتی که حقوقش را هم دریافت کرده باشد ممکن است در نقطه‌ای به این نتیجه برسد که حقش ضایع شده پس باید احقاق حق شود و اگر نشد پس می تواند هر عکس العملی که دلش خواست نشان دهد. به عبارتی، تفسیر خودش را مبنای «صدور حکم» و «عمل» قرار می‌دهد و چون هر کسی در هر شرایطی می‌تواند تفسیری از اوضاع موجود داشته باشد، و قایل به داوری فرد یا مرجع دیگری هم نیست و ضرورتی نمیبیند که منتظر صدور حکم توسط یک مرجع سوم شود هیچ وقت نمی توان در یک رابطه حرفه‌ای به وی اطمینان کرد.

فکر می‌کنم به رسمیت شناختن دادگاه برای رفع اختلاف‌ یکی از مبانی جامعه مدنی باشد و مثلا اینکه در پاکستان یا افغانستان یا آفریقا یک نفر از این خانواده خشم میگیرد و یکی دیگر را ازآن یکی قبیله بر اساس رای و تصمیم خودش میکشد در واقع دارد همان منطق حسین را دنبال میکند.

9 Responses to “تاملی بر مناقشه روز با درخشان”

  1. آشنا Says:

    آشکار
    اين حسین آقا وقتي از ايران برگشت اون حسین آقا نيستش. سبک نگارشش هم كاملا عوض شده يا انگار کس ديگه اي واسش مينويسه. اينکه چه حرفايي ميزنه هم كه همه اگاهند.به هر حال مامور است و …

  2. کمانگیر Says:

    با منطق و بی طرف بود. ممنون.

  3. بهرنگ Says:

    به هر حال بايد به مديران «روز» هم خرده بگيريم كه چرا كارشون غيرحرفه‌اي بوده و نه در ايران، كه در خارج از ايران، جايي كه قانون حاكمه، بدون بستن قرارداد محكم و سفت و سخت، كارشون رو دادن دست درخشان. حالا در مورد داستان اختلاف مالي و اين‌ها هم به نظرم بايد محتاط‌تر مي‌بودن (به خاطر «حسين درخشان» بودن طرف مقابل)
    در خصوص اشتباه بودن كار درخشان هم با نظرتون كاملاً موافقم. ولي موجب نمي‌شه كه بگيم درخشان رو بايد كشت يا خفه كرد. آدمه، ولي اشتباه كرده.
    در ضمن، من به اون آقا يا خانم آشنا هم اعتراض دارم. نبايد به اين سادگي به افراد انگ بچسبونيم. همين كارهاست كه موجب شده داستان اپوزيسيون خارج‌نشين، كمدي به نظر برسه

  4. ‌‌ Says:

    خوب طرف مقابل هم به‌خاطر قرارش با درخشان ریسکی رو پذیرفته و حالا این‌طور سه شده. مشکلش کجاست؟

  5. شایان Says:

    من چون مطلبی از جانب روز نخوانده ام در نتیجه روایت آنها را نمیدانم و نمیتوانم در مورد موضع آنها قضاوت کنم ولی طبعا اگر حساب و کتابی در کار باشد و از این کار حسین ناراحت باشند به مرجع صالح شکایت خواهند کرد. ریسک هم همیشه دو طرفه است و آن را نفی نمیکنم. شما سوار تاکسی هم شوید ریسک نحوه رانندگی طرف را پذیرفته اید که ممکن است شما را به کشتن دهد و او هم ریسک اینکه یک آدمکش یا دزد را سوار کرده باشد پذیرفته است. موضوع این است که در مقابل باخت در یک ریسک، چه عکس العملی نشان دهیم.

  6. كنج قفس Says:

    حسين ميگه: چطور از راننده هاي اعتصابي حمايت ميكنن ولي از اعتصابي ايشون حمايت نميكنن و اونو از عوامل رژيم ميدونن ؟!!
    حالا فرض كنيم مثلاً كليد دار خزانه دار فلان بانك بخاطر نگرفتن حقوق اعتصاب كنه و بگه هيچكس حق نداره از خزانه پول برداره ، اونوقت باز هم كسي از اين اعتصاب حمايت ميكنه ؟
    البته از مديران روز هم بعيده كه كنترل سيستم را بطور كامل به دست يك نفر بسپارن ، فرض كنيم در اين فاصله براي حسين اتفاقي مي افتاد ، اونوفت باز هم روز بايد تعطيل مي شد .
    الان هم كه دارن با يك طراحي بسيار آماتوري به كارشون ادامه ميدن !
    يعني انقدر قحط الطراح شده ؟ يا اينكه اونها فعلاً به كسي اعتماد نمي كنن !
    البته من فكر ميكنم حسين ميتونست اين اعتصاب رو جور ديگه اي طراحي كنه كه اگه واقعاً پولشو نگرفته به شيوه بهتري بتونه موضوع رو علني كنه تا به حقش برسه ( شيوه اي متمدنانه تر شايد ) :
    اول اينكه قبل از گرو كشي ، موضوع رو تو وبلاگ خودش عنوان ميكرد و ضرب العجلي براي تسويه تعيين ميكرد . در اينصورت مديران روز هم امكان پاسخ گويي داشتن و هم امكان تسويه .
    بعد داخل سايت روز يك لوگو تعبيه ميكرد و اين موضوع رو اعلام ميكرد .
    بعد از جمعه تا يك شنبه اقدام به گروكشي سايت ميكرد .
    اگه بعد از همه اين مراحل به نتيجه نميرسيد و يا حقايق بصورت دو طرفه مشخص نميشد ، در پايان اقدام عمل نهايي ميكرد .
    بهرحال ايشون فرمودند موضوع مربوط به شش ماه هست و در اين شش ماه كليه اقدامات فوق قابل اجرا بود .

  7. کوروش Says:

    تحلیل جالبی بود. من نمیدونستم که مشکل روز اینه. اگه گفته های شما همه واقعیت باشه، ایراد بزرگی به حسین درخشان وارده.

  8. Pari Says:

    اشکال به آقای باستانی وارد است که کار به این مهمی را به شخصی مانند درخشان سپرده بود.

  9. فرید Says:

    بسیاری در مورد اختلاف‌های حسین و “روز” مطالبی نوشته‌اند که می‌تواند چالب باشد. بغیر از گفته‌های حسین تقریبا فکت بیشتری موجود نیست (حد اقل برای من)، به همین دلیل نمی‌توانم در این باره اظهار نظر مفیدی بکنم. اما در باره نوشته شایان بدم نمی‌آد نظری بدم. با آنکه در کل با شایان موافق هستم دریک مورد اساسی از گفته‌های ایشان اختلاف نظر دارم و آن رابطه کارفرما و کارمند و قرار و قرارداد و ریسک کار است.
    بگه را اینجا بخوانید:
    http://neestan.blogspot.com

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a