کمی نوستالژیای شب شنبه با چاشنی رومانس!

کسی آلبومی از جلال الدین منبری سراغ دارد؟ تنها تصنیفی که از وی سراغ دارم تصنیف محبوب «یاد تو» است با آن آغاز شورانگیزش. (فایل صوتی را از اینجا بشنوید)
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت

یاد امتحان ریاضی دو شریف و دلهره هفتاد درصد افتادن‌ها و عطر چای و گوش دادن به موسیقی و غرقه شدن در احساسات رومانتیک به جای درس خواندن می‌افتم!

گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت

تصنیف را گوش می‌کنم و یک بار دیگر فکر می‌کنم که کسی در شکوه غزل به پای سعدی نمی‌رسد…

3 Responses to “کمی نوستالژیای شب شنبه با چاشنی رومانس!”

  1. محسن Says:

    حقیقتا کسی در شکوه غزل به پای سعدی نمی‌رسد…

  2. shab Says:

    اي همه هستي ز تو پيدا شده
    خاك ضعيف از تو توانا شده

  3. زوربای یونانی Says:

    حالا که برمی گردم به عقب، چه دوست داشتنی بود دلهرة دادن امتحان رياضی دو توی تالارهای يک تا شش …
    دلهرة دنبال شمارة دانشجويی نمره توی ليست سورت شده گشتن …
    چقدر دلم مي خواهد که برگردم اون روزها….
    توی ميدون گلها، بچه های لوبينت بدست رو مسخره کردن …
    گزارش های آزمايشگاه رو کپ زدن …
    بدو بدو بعد از امتحان به سينما عصر جديد رفتن …
    چه روزهايی بود..

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a