آقای خاتمی، شما هم؟!
آقای خاتمی پس از صدور ویزا به خاک امریکا گفته است در صورتی که بخواهند از وی و همکاران انگشت نگاری کنند تن به این کار نمیدهد زیرا شان وی و همکارانش اجل از این حرفهاست.
خوب یک نفر از آقای خاتمی بپرسد در حالی که این «قانون» امریکا است که شهروندان حدود 56 کشور جهان هنگام ورود و خروج انگشت نگاری شوند چرا ایشان به این قانون تن نمیدهد؟ اگر شما از این قانون ناراحت هستید و در شان شما نیست خوب به امریکا نروید. اما اینکه شان برخی اجل از قانون باشد که میشود همان مملکت گل و بلبل خودمان که این همه شما منادی قانونگرایی در آن بودید.
August 30th, 2006 at 3:31 pm
شايان توهم؟
صرف اينكه خارج از مجاري حقوقي، قانوني وضع شود قابل قبول فرض شود كمي مشكل نيست؟ تصور كن قوانيني را كه نازي ها وضع ميكردند اگر با اين استدلالات تحمل ميشد، جهان از ايني هم كه هست گندتر نميشد؟. فكر كنم در هر نظام اخلاق اجتماعي برتافتن و عدم تمكين به بضي قوانين خيلي عملي ضد عقلي محسوب نشود.
August 30th, 2006 at 5:09 pm
محسن تو هم؟!!!
خارج از مجاری حقوقی قانونی کجا بود؟! دولت امریکا کاملا حق دارد برای ورود و خروج اتباع بیگانه به کشورش قانون وضع کند و اصلا قابل مقایسه با مداخله در کشورهای دیگر نیست. حتی اگر کشوری به کشور دیگری اعلام جنگ بدهد ممکن است تحت شرایطی قوانین بین المللی را زیر پا گذاشته باشد گاهی هم از نظر قوانین بین الملل کاملا قانونی عمل کرده باشد کما اینکه از نظر داخلی اگر رئیس یک کشور به کشور دیگر اعلام جنگ کند کاملا قانونی عمل کرده است.
اینکه سرپیچی از قانون عمل عقلانی است یا نه بحث دیگری است، و اینکه آیا گاهی مجاز است یا نه بر میگردد به اینکه عمل غیرعقلی را گاهی مجاز بدانی یا نه، به هر حال نفس زیرپا گذاشتن قانون یا خود را «اجل» از آن دانستن سر جایش است، توجیهی برایش بتراشی یا نه بحث دیگری است.
August 31st, 2006 at 8:48 am
ای بابا شایان جان
قبول کن که این توهین به ملت 56 کشور جهان است که از تمام مردمش انگشت نگاری کنند حتی از متفکرین و اهالی فرهنگ و قلم و . . .
به نظر من ایشان حق دارند به هر کسی که می خواهند ویزا بدهند و به هر کس شک دارند ندهند و این اصلا توهین به حساب نمی آید ولی اینکه باوجود اینکه ویزا داده اند بخواهند انگشت نگاری کنند از آنجا که این در عرف روابط بین الملل نیست حتما توهین تلقی می شود مخصوصا اگر چنین برخوردی با نمایندگان و نمادهای یک ملت چنین برخوردی شود و البته اگر آقای خاتمی چنین جایگاهی نداشتند شاید اینطور سخت نمی گرفتند.
شاد باشی و برقرار
August 31st, 2006 at 4:53 pm
مصطفی، این حرف تو مثل این است که بگویی اگر به من ویزا دادند دیگر در مرز عکس مرا با پاسپورتم تطبیق ندهند. من نمیفهمم چرا تطبیق عکس با پاسپورت توهین نیست ولی تطبیق اثر انگشت توهین محسوب میشود؟ مگر برای انتخابات از همه نمیخواهند که اثر انگشت بگذارند پای ورقه رای. پس آن هم توهین است؟
اینکه تا به حال چیزی در عرف بین الملل رایج نبوده است و از جایی به بعد رایج بشود هم دلیل توهین آمیز بودن نیست. یک کشور تصمیم گرفته است پایگاه داده افرادی که از آن کشور بازدید میکنند را پیشرفته کند تا در آینده راحتتر بتواند افراد را شناسایی کند. اشکالش چیست؟ مطمئن باشید اگر این فن آوری در ایران هم موجود بود دم در تمام ادارات دولتی یکی یک دانه گذاشته بودند آن وقت به نظر شما اصلا چیز عجیبی نمی امد. از آن گذشته، این جور پروتوکلها دو طرفه است. مثلا برزیل جزو کشورهایی است که اتباعش توسط امریکا انگشت نگاری میشوند، برزیلیها هم امریکاییها را انگشت نگاری میکنند. هیچ کدام هم احساس توهین نمیکند. راستش من هیچوقت با انگشت نگاری مشکلی نداشته ام و از قضا انگشت نگاری دارد تبدیل به یکی از بدیهی ترین روشهای تشخیص هویت میشود و همین الان در بسیاری از مراکز با امنیت بالا (مثل اتاقهای سرور) نه تنها اثر انگشت بلکه چشم افراد هم تطبیق داده میشود و بار اخلاقی و ارزشی دادن به تکنولوزی به نظرم پوپولیستی است.
September 1st, 2006 at 7:32 am
ببخشيد شرمنده شايان جان. ميشه بگي اگر چه قانوني وضع شود آن وقت ميشود بدان نسبت غيراخلاقي يا غير اجتماعي يا عناويني از اين دست داد؟ مگر اينكه معتقد باشي اساسا قانون وضع شده بد وجود ندارد. يعني هر قانوني كه وضع شود پس خوب است كه فكر كنم يا كلمه خوب را بايد خيلي موسع معني كرد يا ترفند ديگي را بكار بست. در اينصورت سنگسار و ارتداد و هزار قانون ديگر از اين دست كه اتفاقا از مجاري قانوني وضع ميشود هم نبايد مورد اعتراض هيچ كس قرار گيرد.
September 1st, 2006 at 10:44 am
محسن جان. موضوع ارزشگذاری قانون یا بررسی تبعات آن یا داوری اخلاقی یا اجتماعی در باره قانون بحث دیگری است. حرف من این است که خاتمی گفته من اجل از قانون هستم. خوب البته قانونی که بر اساس آن سقراط هم زهر خورد شاید قانون بدی بود اما سقراط به آن تن داد. موضوع بابی است که خاتمی برای تفسیر قانون، تمکین به آن یا رد آن ارائه میکند. طبق آنچه خاتمی گفته است، میشود فرض کرد یک جایی بگوید فلانی را سنگسار نکنید چون شان او اجل از این است اما برای برخی دیگر ممکن است شانشان اجل نباشد!
حالا اگر میخواهی بگویی که قانون انگشت نگاری مسافران غیراخلاقی است چون آنها احساس بدی میکنند، به نظر من قابل قبول نیست. من همان اندازه از انگشت نگاری بدم می آید که کسی لب مرز جلویم را بگیرد و بپرسد کجا میروی، چرا میروی، آدرست چیست، شغلت چیست و… پس آن را هم باید متوقف کرد؟
خاتمی ممکن است بگوید امریکاییها اگر کسی را نمیشناسند اشکالی ندارد که از او انگشت نگاری کنند اما سران کشورها یا شخصیتهای مهم را باید مستثنا کنند و من هم جزو شخصیتهای مهم هستم و ممکن است امریکاییها هم بپذیرند که وی را به جمع شخصیتهای مهم اضافه کنند اما اگر نکنند مرتکب عمل غیراخلاقی نشده اند.
September 4th, 2006 at 11:52 am
مثل اينكه آقاي خاتمي بدون انگشت نگاري وارد امريكا شد.
نتيجه: امريكاييها هم مثل ايرانيها در مملكت گل و بلبل زندگي ميكنند.
September 5th, 2006 at 2:35 am
آقا شايان
حتما توجه داري كه آقاي خاتمي به سازمان ملل رفته نه آمريكا! بنابراين انگشت نگاري كه سهل است آمريكا مجبور است حتي اگر هم نخواهد به وي يا امثالهم ويزا بدهد…اشتباه مي گويم؟
September 5th, 2006 at 7:07 am
سلام
شايان عزيز ، من تازه با اين وبلاگ آشنا شدم و چون براي مهاجرت به كانادا اقدام كرده ام بيشتر به مطالبي كه مي نويسي علاقه مند شدم به حق كه قلم شيوا و رواني داري به دور از تعصب و جانبداري خاص از كسي يا چيزي كه اين خود بالاترين تعهد يك نويسنده است .
ممنون از تمام اطلاعاتي كه بي شائبه در اختيارمان مي گذاري .
September 7th, 2006 at 3:51 pm
شایان عزیز!
1. حتما خبر داری که بخشی از هم دانشگاهی هامون رو که برای شرکت تو گردهمایی دانشگاه شریف تو سانتکلارا میرفتند، همین کشور قانونمدار با داشتن ویزای معتبر امریکا از تو فرودگاه برگردونده و بعضی هاشون رو هم تو زندون سن خوزه 24 ساعت بازداشت کردند، اون هم بر اساس نص قوانین ایالات متحده بوده…
2. حتما خبر داری که چند سال پیش جعفر پناهی فیلمساز برجسته ایرانی (و نه ایمن الظواهری) رو که برای گرفتن جایزش وارد امریکا شده رو بازداشت کردند و زنجیر به پاهاش زدند و سوار هواپیما کردند و برش گردوندند؟
3. از این مثالها زیاده و شما هم مثل هر کس دیگه خیلی از اینها رو شنیدی و میدونی… خیلی دوست دارم نظر شما رو راجع به این رفتارهای به اصطلاح قانونی و خصوصا دو موردی که گفتم بدونم.
4. آقای خاتمی برای گذراندن تعطیلات به میامی بیچ نمیرفتند که شما میگی ناراحتی نرو. ایشون رو دعوت کردند برای سخنرانی و گفت و گو. بهتر بود شما که اینقدر قانونگرا هستین میگفتین که شما که نمیتونید شأن مهمونهاتون رو رعایت کنید مهمون دعوت نکنید!
5. کجای دنیا برای مقامات اینچنینی، تشریفاتی مثل انگشت نگاری انجام میشه که انتظار دارین برای شخصی مثل خاتمی انجام شه؟
6. آقای خاتمی نگفتند که شائ من اجل قانون هستش که شما برآشفتین؟ ایشون گفتند شان بنده و همراهانمون اجل اینه که به توهمات امریکایی ها راجع به انگشت نگاری تن بدیم که به نظر من واژه توهم زیباترین تفسیر از این عمل هستش.
4. طوری از احراز هویت حرف میرنید که انگاری خاتمی یک جانی بالفطره هستش و باید هویتش احراز بشه که مبادا جامعه امریکا دچار مشکلات امنیتی بشه!!
5. خواهش میکنم مسائل رو اونقدر طوری نبینیم که از اونور بام بیفتیم. رفتارهای غیرقابل دفاع کشورمون باعث نمیشه که هر کاری هم که مخالفان کشور میکنند رو تمام و کمال تایید کنیم.
September 11th, 2006 at 5:33 am
آقای کوروش!
1. هم دانشگاهی های عزیزمون موقع پرکردن فرم ویزا و دریافت ویزا در کنسولگری ها آگاه شده بوده اند که داشتن ویزا نه تنها تضمینی برای ورود به خاک ایالات متحده نیست، که حتی در بعضی موارد شما را مجاز به سوار شدن به هواپیما هم نمی داند. قبول دارم برخورد بسیار زشتی هستش ولی دقیقا قانونی هست که باید مورد اطاعت قرار بگیرد.
2. جعفر پناهی هم از قانون - درست یا نادرست- سرپیچی کرده و باید مطابق قانون با ایشون رفتار کنه. قانون به این دلیل کار میکنه که برای همه از پناهی تا ایمن الظواهری یکسان هست. پابند و بازداشت بسیار زننده هستش ولی مسافری که از انگشت نگاری سرپیچی می کنه طبق قانون - که به نظر من هم زیبنده نیست - باید در چنین شرایطی باشه تا هواپیمای برگشت مهیا بشه.
4. آقای خاتمی اگر ویزای G4 دیپلماتیک داشته باشه مسئله رعایت شاءن درسته. ولی در شرایط معمولی با من به که کنفرانس دعوت می شم و به عنوان یک شهروند ساده وارد خاک ایالات متحده میشم چه فرقی داره؟ مسئله منهتن بیچ و پالم بیچ نیست، مسئله اینه که این همه آدم با ویزای عادی وارد آمریکا میشن.
5. مقامات اینچنینی باید ویزای مخصوص بگیرند تا شاءن شون رعایت بشه. وگرنه با ویزای شرکت درکنفرانس برای کسی تمایزی قائل نمی شوند.
6.همونطور که گفتم اگر نگران شاءن هستند از راه قانونی آن اقدام کنن. قلدری که نمیشه!
7.وقتی آقای خاتمی به عنوان شهروند عادی وارد امریکا میشن باید مانند شهروند عادی هم با ایشان برخورد بشه. مگر منو شما جانی بالفطره هستیم؟ ایشان هم مثل ما!
September 13th, 2006 at 7:51 am
سینا خان!
1. ظاهرا اونقدری که شما ناراحتین که خاتمی انگشت نگاری نشده، خود امریکایی ها نیستند و اونقدری گه شما این مسئله رو قلدری میدونید اونا نمیدونند! توصیه میکنم نگرانیتون رو به طریقی به استحضارشون برسونید تا دیگه چنین گافی مرتکب نشند!
2. نه تنها آقای خاتمی، بلکه خیلی های دیگه هم نگران شان خود یا کسانی هستند که به نام کشورشون شناخته میشند… فکر میکنم عبارت « قلدری که نمیشه!» که در انتهای جملتون اومده در این شرایط معنی خاصی نداشته باشه، چون دیدید و دیدیم که کردند و شد! هر چند بنده اصلا و ابدا از حرکت آقای خاتمی تعبیر قلدری نمیکنم، کما اینکه امریکایی ها هم نکردند، چون به اعتقاد من امریکایی ها خیلی بیشتر از شما نگران مورد قلدری واقع شدن هستند دوست عزیز! و هیچ ابا و ملاحظه ای هم ندارند؛ مگه نه اینکه برای وزیر بهداشت ایران حتی ویزا هم صادر نشد؟
حرکت آقای خاتمی فقط یک پافشاری ساده بر حقی بود که نه تنها ایشون بلکه خیلی های دیگه (و ازجمله خود دولت امریکا) هم براشون قائل بودند و شدند.
3. بنده و شما هم اگه از انگشت نگاری ناراحت میشیم میتونیم مث آقای خاتمی بگیم که شأن ما اجل این حرفاست، ولی اگه کسی برای حرفمون اعتباری قائل نبود نخواهیم که برای اشخاص دیگه هم این اعتبار رو قائل نباشند! اگه هم قد کسی نبودیم، نخواهیم که بقیه قدشون رو اندازه ما کوتاه کنند! با منطق شما میشه این رو هم گفت که آقای جورج بوش! تو که کنسول هات به ماها ویزا نمیدند و به راحتی ما رو رد میکنند، غلط کردی که شخصا دستور صدور ویزای آقای خاتمی رو صادر کردی! مگه ما چه فرقی با اون داریم؟ جفتمون که ویزای عادی میخواستیم؟!؟
4. خیلی جالبه که دوستان طوری راجع به قوانین ایالات متحده حرف میزنند که انگار این قوانین وحی منزل هستش و کلام خداوند! چرا یکیمون نمیاد به اینکه ایرانی ها انگشت نگاری میشند اعتراض کنه؟ چرا اصولا ما باید انگشت نگاری بشیم؟ چرا نباد به ایرانی ها ویزا بدند؟ جالبه اونقدری که همه نگران انگشت نگاری نشدن آقای خاتمی هستند، هیچ کی نگران این بخش قضیه نیست!
October 8th, 2006 at 1:32 pm
زمان می خواد تا باور کنی قانون مداری فرق داره با قبول هر قانونی که وجود داره. اگر زمانی که فردی شما رو به عنوان فرد درجه 2 حساب کرد به خاطر قانون مداری !! لب به سخن نیاری همه فکر می کنند که بله درست همینه و ما شهروند درجه دو هستیم.
خاتمی با اینکار به خودش احترام گذاشته. کاری که ما نمی کنیم و برامون عادیه که حتی در دوبی که در مقابل ایران بسیار بی ارزشه به scan قرنیه تن بدیم بدون اینکه بپرسیم چرا ؟!! و هرسال هم بیش از سال قبل می ریم دوبی و بر می گردیم!