<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="wordpress/1.5.1.3" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>Comments on: علم و دین</title>
	<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/</link>
	<description></description>
	<pubDate>Fri, 21 Nov 2008 21:53:24 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=1.5.1.3</generator>

	<item>
		<title>by: Hosein</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-73564</link>
		<pubDate>Mon, 07 Jan 2008 16:25:03 +0000</pubDate>
		<guid>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-73564</guid>
					<description>آقای نویسنده! شما از کجا این تناقض را فهمیده اید؟ آیا در متن دین رفته اید یا نظریات و به عبارت دیگر حدسیات خود را به دین و مذهبیون می چسبانید؟
یا این که مذهبیون ما را با کشیش های مسیحی مقایسه می کنید
کی گفته که میشه نیروگاه اتمی رو از روی قرِآن ساخت؟ و کی می تونه به یقین بگه که نمیشه همچین کاری کرد؟
آیا شما به تمام اعماق این کتاب مبین پی برده اید؟
من و هیج کس  دیگر توقع ندارد که تمام مسائل علمی را از متون دینی استخراج کند چون خداوند این مسائل را بر عهده خود انسان و تلاش او گذاشته است امانمی توان چنین قاطعانه به قرآن چسباند که قرآن چی دارد و چی ندارد
کمی در تحلیل های خود دقت کنید.
متشکرم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[	<p>آقای نویسنده! شما از کجا این تناقض را فهمیده اید؟ آیا در متن دین رفته اید یا نظریات و به عبارت دیگر حدسیات خود را به دین و مذهبیون می چسبانید؟<br />
یا این که مذهبیون ما را با کشیش های مسیحی مقایسه می کنید<br />
کی گفته که میشه نیروگاه اتمی رو از روی قرِآن ساخت؟ و کی می تونه به یقین بگه که نمیشه همچین کاری کرد؟<br />
آیا شما به تمام اعماق این کتاب مبین پی برده اید؟<br />
من و هیج کس  دیگر توقع ندارد که تمام مسائل علمی را از متون دینی استخراج کند چون خداوند این مسائل را بر عهده خود انسان و تلاش او گذاشته است امانمی توان چنین قاطعانه به قرآن چسباند که قرآن چی دارد و چی ندارد<br />
کمی در تحلیل های خود دقت کنید.<br />
متشکرم!
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: هادی</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-37452</link>
		<pubDate>Tue, 23 Jan 2007 09:10:05 +0000</pubDate>
		<guid>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-37452</guid>
					<description>با عرض ادب خدمت دوستان عزیز                                  قبل از هر مطلبی لازم میدانم تذکر بدم مطالبی که عرض خواهم کرد از روی صداقت بوده وقصد توهین به هیچ کسی را ندارم.            اولن توصیه میکنم دوستانی که تا حال  کتاب &quot;چرا مسیحی نیستم&quot; نوشته ی &quot;برتراند راسل&quot; فیلسوف وریاضی دان ومنطق دان بزرگ را مطالعه نکرده اند مطالعه کنند تا بسیاری از مطالب راجع به مذهب و جهره ی واقعی ان برایشان روشن شود.                        به نظر بنده مذاهب به شکل عام خرافه بوده ودلیل این همه تناقض علم و دین نیز همین نکته می باشد.همجنین تنها راه احتمالی رسیدن به خوشبختی برای بشر زدودن خرافات در هر شکل(مذهبی سنتی و...) است.                                                        باید بگویم بنده به عنوان یک ملحد دشمنی ای با مذهبیون ندارم و مشکل من با مذهب است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[	<p>با عرض ادب خدمت دوستان عزیز                                  قبل از هر مطلبی لازم میدانم تذکر بدم مطالبی که عرض خواهم کرد از روی صداقت بوده وقصد توهین به هیچ کسی را ندارم.            اولن توصیه میکنم دوستانی که تا حال  کتاب &#8220;چرا مسیحی نیستم&#8221; نوشته ی &#8220;برتراند راسل&#8221; فیلسوف وریاضی دان ومنطق دان بزرگ را مطالعه نکرده اند مطالعه کنند تا بسیاری از مطالب راجع به مذهب و جهره ی واقعی ان برایشان روشن شود.                        به نظر بنده مذاهب به شکل عام خرافه بوده ودلیل این همه تناقض علم و دین نیز همین نکته می باشد.همجنین تنها راه احتمالی رسیدن به خوشبختی برای بشر زدودن خرافات در هر شکل(مذهبی سنتی و&#8230;) است.                                                        باید بگویم بنده به عنوان یک ملحد دشمنی ای با مذهبیون ندارم و مشکل من با مذهب است.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: ناتانائیل</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13750</link>
		<pubDate>Mon, 21 Aug 2006 12:14:41 +0000</pubDate>
		<guid>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13750</guid>
					<description>سلام.
از خواندن مطالب شما به راحتی می شود فهمید که خیلی اهل تفکر و تعمق و تفحص هستید.
این خیلی خوب است، اما به نظر این حقیر این مسئله ی تعارض دین و دانش آنقدرها هم که شما می گوئید جدی نیست!
اگر تحصیل علم در سایه ی ایمان و مذهب صورت بگیرد و از صمیم قلب بپذیریم که خدا خالق همه چیز است، دیگر همه ی نکات و عجایب خلقت را هم به راحتی و بدون تردید می توان بررسی و هضم کرد و از آنها لذت برد!</description>
		<content:encoded><![CDATA[	<p>سلام.<br />
از خواندن مطالب شما به راحتی می شود فهمید که خیلی اهل تفکر و تعمق و تفحص هستید.<br />
این خیلی خوب است، اما به نظر این حقیر این مسئله ی تعارض دین و دانش آنقدرها هم که شما می گوئید جدی نیست!<br />
اگر تحصیل علم در سایه ی ایمان و مذهب صورت بگیرد و از صمیم قلب بپذیریم که خدا خالق همه چیز است، دیگر همه ی نکات و عجایب خلقت را هم به راحتی و بدون تردید می توان بررسی و هضم کرد و از آنها لذت برد!
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: A friend</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13740</link>
		<pubDate>Sun, 20 Aug 2006 12:39:07 +0000</pubDate>
		<guid>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13740</guid>
					<description>دراز کردن نوابغ ایرانی قرون وسطا هم در این بحث و گواه گرفتن از آنها در امتزاج علم و دین هم از آن حرف هاست و تنها نشان دهنده این است که مردم جز دیدن عکس قلابی آنها در کتاب ادبیات مدرسه چیزی راجع به آنها نمی دانند یا دلشان را به سمینار های فرمایشی تلویزیونی (شیخ پشم الدین کشکولی) خوش کرده اند. شما اگر یک بار در زندگیتان فرضا یکی از کتب &quot;شیخ اشراق ، شیخ شهید، جناب حضرت سهروردی&quot; را مطالعه کنید از نزدیک می بینید که (سوای احترامی که برای او در چهارچوب زمانی خودش قائل ام) او چیزی بیش از یک متفکر قرون وسطا (به عبارت دقیق و بهتر:  دوران تاریکی) چیزی نیست و تازه تعجبی هم نداشته که در آن دوران عقب افتادگی فکری بشر و با آن اراجیفی که در کتاب های همین &quot;بزرگان علمی&quot; ازشان می خوانید آنها به &quot;امتزاج&quot; علم و دین و ستاره شناسی و کیمیا گری و خیلی چیز های بی ربط دیگراعتقاد داشته باشند. به جای این باید تخیل کنید که اگر آنها اکنون زنده بودند به چه چیز هایی اعتقاد می داشتند.(احتمالا بیشترشان در ناسا کار می کردند نه در مکان های مذهبی) جالب است که آدمهای مذهبی، انگار که سحر شده باشند، حتی برای یک ثانیه هم نمیتوانند از بالای کوه پیش فرض های &quot;قدسی&quot; شان پایید بیایند و ببینند که : &quot;پادشاه لخت است&quot;.

...و این بی توجهی فکری به حدی است که لختی پادشاه را به قول شایان به &quot;عملکرد ضعیف دین شناسان&quot; حواله می دهند.

تا کی باید علم، به گوش &quot;متفکران&quot; دینی سیلی بزند تا آنها بیدار شوند؟ رفتن به ماه؟ هوش مصنوعی، دانش ژنتیک، مشابه سازی انسان؟

یا آنها همینطور می خواهند تمام پدیده ها را پشت سر هم &quot;توجیه&quot; کنند؟

شاید هم به قول نویسنده ایتالیایی ، چزاره پاوزه :&quot; تا مرده ها هستند، کشیش ها نیز هستند؟&quot;

نکند وسوسه قدرت آنها را از این کوه جادو پایین نمی آورد؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[	<p>دراز کردن نوابغ ایرانی قرون وسطا هم در این بحث و گواه گرفتن از آنها در امتزاج علم و دین هم از آن حرف هاست و تنها نشان دهنده این است که مردم جز دیدن عکس قلابی آنها در کتاب ادبیات مدرسه چیزی راجع به آنها نمی دانند یا دلشان را به سمینار های فرمایشی تلویزیونی (شیخ پشم الدین کشکولی) خوش کرده اند. شما اگر یک بار در زندگیتان فرضا یکی از کتب &#8220;شیخ اشراق ، شیخ شهید، جناب حضرت سهروردی&#8221; را مطالعه کنید از نزدیک می بینید که (سوای احترامی که برای او در چهارچوب زمانی خودش قائل ام) او چیزی بیش از یک متفکر قرون وسطا (به عبارت دقیق و بهتر:  دوران تاریکی) چیزی نیست و تازه تعجبی هم نداشته که در آن دوران عقب افتادگی فکری بشر و با آن اراجیفی که در کتاب های همین &#8220;بزرگان علمی&#8221; ازشان می خوانید آنها به &#8220;امتزاج&#8221; علم و دین و ستاره شناسی و کیمیا گری و خیلی چیز های بی ربط دیگراعتقاد داشته باشند. به جای این باید تخیل کنید که اگر آنها اکنون زنده بودند به چه چیز هایی اعتقاد می داشتند.(احتمالا بیشترشان در ناسا کار می کردند نه در مکان های مذهبی) جالب است که آدمهای مذهبی، انگار که سحر شده باشند، حتی برای یک ثانیه هم نمیتوانند از بالای کوه پیش فرض های &#8220;قدسی&#8221; شان پایید بیایند و ببینند که : &#8220;پادشاه لخت است&#8221;.</p>
	<p>&#8230;و این بی توجهی فکری به حدی است که لختی پادشاه را به قول شایان به &#8220;عملکرد ضعیف دین شناسان&#8221; حواله می دهند.</p>
	<p>تا کی باید علم، به گوش &#8220;متفکران&#8221; دینی سیلی بزند تا آنها بیدار شوند؟ رفتن به ماه؟ هوش مصنوعی، دانش ژنتیک، مشابه سازی انسان؟</p>
	<p>یا آنها همینطور می خواهند تمام پدیده ها را پشت سر هم &#8220;توجیه&#8221; کنند؟</p>
	<p>شاید هم به قول نویسنده ایتالیایی ، چزاره پاوزه :&#8221; تا مرده ها هستند، کشیش ها نیز هستند؟&#8221;</p>
	<p>نکند وسوسه قدرت آنها را از این کوه جادو پایین نمی آورد؟
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: شایان</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13729</link>
		<pubDate>Sat, 19 Aug 2006 17:05:10 +0000</pubDate>
		<guid>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13729</guid>
					<description>مصطفی جان. فکر میکنم این تضاد واضحتر از آن است که به کم کاری دین شناسان حواله اش بدهیم و منتظر باشیم تا در آینده با پرکاری ایشان حل شود (و آیا نتیجه در نهایت این خواهد بود که دوباره مضامین دینی با دستاوردهای علمی توجیه شود؟). دو-سه مثال میزنم. مثلا در قرآن از هفت آسمان سخن رفته یا اینکه در تشکیل جنین، اول استخوان ساخته شده و سپس بر روی آن گوشت کشیده میشود. خوب خیلی ساده علم میگوید هر چه موشک فرستادیم هوا هیچ طبقه ای در آسمان پیدا نکردیم. در پیدایش جنین هم لایه بندی در کار نیست. یا اینکه جهان در هفت روز آفریده شد و... خوب البته میشود صبر کرد تا نهایتا شواهدی توسط علم پیدا شود که با چنین آیاتی سازگار شود یا سعی کنیم «تعبیر» سازگاری ارائه کنیم ولی فعلا هر دو این منابع معرفت (علم و دین) طرز متفاوتی این رویدادها را گزارش میکنند و قابل جمع هم نیست.

در مورد مثال بوعلی سینا و... هم دو اشکال وجود دارد. یکی اینکه  در ملحد بودن برخی از آن مفاخر علمی قرن چهارم و پنجم هجری مقاله و کتاب زیاد میتوان یافت مثلا میتوانی به نوشته های آقای آرامش دوستدار مراجعه کنی (که ظاهرا در ایران اجازه چاپ ندارد). نه اینکه بگویم من با این نظر موافقم یا مخالفم، فقط خواستم بگویم خیلی بدیهی فرض نکن آن دانشمندان همگی خیلی موحد یا خداپرست و مومن بوده اند. ثانیا، بین کارهای علمی آنها و علم به معنایی که ما میفهمیم تفاوت بسیار زیاد است. باید مواظب بود گرچه لفظ «علم» به کارهای آنهااطلاق میشود اما گاهی در روش با آنچه در این دوره به عنوان روش علمی شناخته میشود میتواند خیلی متفاوت باشد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[	<p>مصطفی جان. فکر میکنم این تضاد واضحتر از آن است که به کم کاری دین شناسان حواله اش بدهیم و منتظر باشیم تا در آینده با پرکاری ایشان حل شود (و آیا نتیجه در نهایت این خواهد بود که دوباره مضامین دینی با دستاوردهای علمی توجیه شود؟). دو-سه مثال میزنم. مثلا در قرآن از هفت آسمان سخن رفته یا اینکه در تشکیل جنین، اول استخوان ساخته شده و سپس بر روی آن گوشت کشیده میشود. خوب خیلی ساده علم میگوید هر چه موشک فرستادیم هوا هیچ طبقه ای در آسمان پیدا نکردیم. در پیدایش جنین هم لایه بندی در کار نیست. یا اینکه جهان در هفت روز آفریده شد و&#8230; خوب البته میشود صبر کرد تا نهایتا شواهدی توسط علم پیدا شود که با چنین آیاتی سازگار شود یا سعی کنیم «تعبیر» سازگاری ارائه کنیم ولی فعلا هر دو این منابع معرفت (علم و دین) طرز متفاوتی این رویدادها را گزارش میکنند و قابل جمع هم نیست.</p>
	<p>در مورد مثال بوعلی سینا و&#8230; هم دو اشکال وجود دارد. یکی اینکه  در ملحد بودن برخی از آن مفاخر علمی قرن چهارم و پنجم هجری مقاله و کتاب زیاد میتوان یافت مثلا میتوانی به نوشته های آقای آرامش دوستدار مراجعه کنی (که ظاهرا در ایران اجازه چاپ ندارد). نه اینکه بگویم من با این نظر موافقم یا مخالفم، فقط خواستم بگویم خیلی بدیهی فرض نکن آن دانشمندان همگی خیلی موحد یا خداپرست و مومن بوده اند. ثانیا، بین کارهای علمی آنها و علم به معنایی که ما میفهمیم تفاوت بسیار زیاد است. باید مواظب بود گرچه لفظ «علم» به کارهای آنهااطلاق میشود اما گاهی در روش با آنچه در این دوره به عنوان روش علمی شناخته میشود میتواند خیلی متفاوت باشد.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: mostafa</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13727</link>
		<pubDate>Sat, 19 Aug 2006 09:22:35 +0000</pubDate>
		<guid>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13727</guid>
					<description>در ضمن اگر منظور نظرتان صحبت های جناب ملکیان است که اگر در سمینار حسینیه ارشاد می بودید جناب محسن کدیور مفصلا جوب آن را دادند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[	<p>در ضمن اگر منظور نظرتان صحبت های جناب ملکیان است که اگر در سمینار حسینیه ارشاد می بودید جناب محسن کدیور مفصلا جوب آن را دادند.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: مصطفی</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13724</link>
		<pubDate>Sat, 19 Aug 2006 08:48:16 +0000</pubDate>
		<guid>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13724</guid>
					<description>سلام جناب مشاطیان عزیز
چند وقتی است مطالبتان را دنبال می کنم اما اینبار ترجیح دادم با ذکر چند نکته نظر شخصی کمی وبلاگتان را خط خطی کنم.
1- علیرغم تضادی که شما به صراحت آن را بیان کردید من تضادی بین دین و علم نمی بینم که این ها منظرهای متفاوتی برای دیدن حقیقت دارند و بنابر اختلاف منظرگاهشان وجوه مختلفی از حقیقت را می بینند که البته وسعت دیدشان به اندازه ابزاری است که برای شناخت حقیقت بکار می گیرند و طبیعتا ابزار حسی و تجربی دیدی ریز بیننانه تر و خرد تر نسبت به ابزار وحی دارد. بنابراین هر چند شاید در نگاه اول متناقض یا متضاد یا مانعه الجمع باشند اما بن نظر من این ها هر کدام در جای خود وجوهی از حقیقت را بیان می کنند و می توانند بعنوان مکمل یکدیگر بکار گرفته شوند.
2- من حس می کنم این طرز تفکرات که البته شما هم آن را بیان کردید بیشتر بخاطر عملکرد ضعیف دین شناسان و افراد مربوط به این حوزه پدید آمده است که مربوط به قرون اخیر است و الا در تقریبا تمام بزرگان علمی ایران مانند بوعلی سینا و فارابی و نظام الملک و رازی و امثالهم همگی هم به علوم تجربی و هم به علوم دینیه به حد کمال وقوف داشتند و امتزاج فوق العاده یگانه ای از آن ارائه کرده بودند.
3- در ضمن من نگرانی حضرت سمیه خانم برای جوانان هم سن و سال ایرانی را اصلا درک نمی کنم. چرا فکر می کنیم هر که مثل ما فکر نکند به بیراهه می رود و باید نگرانش باشیم!؟
شاد باشید و برقرار</description>
		<content:encoded><![CDATA[	<p>سلام جناب مشاطیان عزیز<br />
چند وقتی است مطالبتان را دنبال می کنم اما اینبار ترجیح دادم با ذکر چند نکته نظر شخصی کمی وبلاگتان را خط خطی کنم.<br />
1- علیرغم تضادی که شما به صراحت آن را بیان کردید من تضادی بین دین و علم نمی بینم که این ها منظرهای متفاوتی برای دیدن حقیقت دارند و بنابر اختلاف منظرگاهشان وجوه مختلفی از حقیقت را می بینند که البته وسعت دیدشان به اندازه ابزاری است که برای شناخت حقیقت بکار می گیرند و طبیعتا ابزار حسی و تجربی دیدی ریز بیننانه تر و خرد تر نسبت به ابزار وحی دارد. بنابراین هر چند شاید در نگاه اول متناقض یا متضاد یا مانعه الجمع باشند اما بن نظر من این ها هر کدام در جای خود وجوهی از حقیقت را بیان می کنند و می توانند بعنوان مکمل یکدیگر بکار گرفته شوند.<br />
2- من حس می کنم این طرز تفکرات که البته شما هم آن را بیان کردید بیشتر بخاطر عملکرد ضعیف دین شناسان و افراد مربوط به این حوزه پدید آمده است که مربوط به قرون اخیر است و الا در تقریبا تمام بزرگان علمی ایران مانند بوعلی سینا و فارابی و نظام الملک و رازی و امثالهم همگی هم به علوم تجربی و هم به علوم دینیه به حد کمال وقوف داشتند و امتزاج فوق العاده یگانه ای از آن ارائه کرده بودند.<br />
3- در ضمن من نگرانی حضرت سمیه خانم برای جوانان هم سن و سال ایرانی را اصلا درک نمی کنم. چرا فکر می کنیم هر که مثل ما فکر نکند به بیراهه می رود و باید نگرانش باشیم!؟<br />
شاد باشید و برقرار
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: یوتا</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13722</link>
		<pubDate>Fri, 18 Aug 2006 16:05:05 +0000</pubDate>
		<guid>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13722</guid>
					<description>اه ! چه جالب منم همیشه به این موضوع فکر می کنم و اصلا نمی فهمم افراد مذهبی که درجه علمی بالایی هم دارند چه جوری این تناقضه ها رو واسه خودشونو حل می کنن؟
بعضی آدما رو که مطمئنم دورغ می گن ولی بقیه حتی به فکرشون هم نرسیده؟ 

اگر علمی فکر بشه باید همه چیز و همه جوانبو  در نظرنگه داشت ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[	<p>اه ! چه جالب منم همیشه به این موضوع فکر می کنم و اصلا نمی فهمم افراد مذهبی که درجه علمی بالایی هم دارند چه جوری این تناقضه ها رو واسه خودشونو حل می کنن؟<br />
بعضی آدما رو که مطمئنم دورغ می گن ولی بقیه حتی به فکرشون هم نرسیده؟ </p>
	<p>اگر علمی فکر بشه باید همه چیز و همه جوانبو  در نظرنگه داشت &#8230;
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: Somayeh</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13692</link>
		<pubDate>Thu, 17 Aug 2006 11:05:20 +0000</pubDate>
		<guid>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13692</guid>
					<description>ممنون از پاسخ شما .
مطلب استاد ملکیان رو خوندم .ایشون خیلی جالب دین و معنویت رو دو موضوع جدا از هم  مطرح کردند.
میدونید مسئله چیه ؟
انقدر با اهل علم ضد دین و حتی ضدمعنویت برخورد داشتم که دیگه مجالی در ذهنم باقی نمونده تا بخوام تصور کنم شاید کسی دغدغه دین داشته باشه!...
من نگران معنویت هم سن و سال های خودم هستم . کسایی که دوستشون دارم ...  
احساس می کنم این بحث های نظری با هدف پیش میره ...
و دانشجویان ما انگار منتظر چنین بحث هایی هستند تا اون چیزی رو که نباید ،ازش برداشت کنند !</description>
		<content:encoded><![CDATA[	<p>ممنون از پاسخ شما .<br />
مطلب استاد ملکیان رو خوندم .ایشون خیلی جالب دین و معنویت رو دو موضوع جدا از هم  مطرح کردند.<br />
میدونید مسئله چیه ؟<br />
انقدر با اهل علم ضد دین و حتی ضدمعنویت برخورد داشتم که دیگه مجالی در ذهنم باقی نمونده تا بخوام تصور کنم شاید کسی دغدغه دین داشته باشه!&#8230;<br />
من نگران معنویت هم سن و سال های خودم هستم . کسایی که دوستشون دارم &#8230;<br />
احساس می کنم این بحث های نظری با هدف پیش میره &#8230;<br />
و دانشجویان ما انگار منتظر چنین بحث هایی هستند تا اون چیزی رو که نباید ،ازش برداشت کنند !
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: شایان</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13666</link>
		<pubDate>Wed, 16 Aug 2006 15:51:55 +0000</pubDate>
		<guid>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/08/858/#comment-13666</guid>
					<description>سمیه جان. فکر میکنم بحث من طرف هیچ کدام را نمیگیرد، نه علم نه دین.  این یک بحث نظری است و ربطی به موضع من به عنوان نویسنده ندارد. شاید من هم دغدغه دین داشته باشم. شما از کدام سطر من چنین نتیجه ای گرفتی که اولا من طرفدار نظریه علمی هستم ثانیا به آن افتخار میکنم؟ 

ضمنا اینکه علم با دین سازگار نیست دلیل بی ارزشی دین نیست. همانطور که اگر دین علم را رد کند دلیلی بر بی ارزشی علم نیست. اصلا بحث من یک بحث روش شناسی است نه بحث اخلاقی و در پی ارزش گذاری نیست که بگوید حالا که اینها با هم جمع نمیشود پس لابد یکی باارزشتر است. روز و شب هم با هم یک جا جمع نمیشوند، آیا یکی از آنها از دیگری با ارزشتر است؟

از قضا امروز این مطلب شرق را خواندم که استاد ملکیان همان حرفها را دقیقتر و مستدل بیان کرده است:
http://sharghnewspaper.com/850525/html/din2.htm</description>
		<content:encoded><![CDATA[	<p>سمیه جان. فکر میکنم بحث من طرف هیچ کدام را نمیگیرد، نه علم نه دین.  این یک بحث نظری است و ربطی به موضع من به عنوان نویسنده ندارد. شاید من هم دغدغه دین داشته باشم. شما از کدام سطر من چنین نتیجه ای گرفتی که اولا من طرفدار نظریه علمی هستم ثانیا به آن افتخار میکنم؟ </p>
	<p>ضمنا اینکه علم با دین سازگار نیست دلیل بی ارزشی دین نیست. همانطور که اگر دین علم را رد کند دلیلی بر بی ارزشی علم نیست. اصلا بحث من یک بحث روش شناسی است نه بحث اخلاقی و در پی ارزش گذاری نیست که بگوید حالا که اینها با هم جمع نمیشود پس لابد یکی باارزشتر است. روز و شب هم با هم یک جا جمع نمیشوند، آیا یکی از آنها از دیگری با ارزشتر است؟</p>
	<p>از قضا امروز این مطلب شرق را خواندم که استاد ملکیان همان حرفها را دقیقتر و مستدل بیان کرده است:<br />
<a href='http://sharghnewspaper.com/850525/html/din2.htm' rel='nofollow'>http://sharghnewspaper.com/850525/html/din2.htm</a>
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>
