مواجهه با مرگ
استاد ملکیان در یکی از سخنرانیهایش اشاره کرد دو موقعیت در زندگی انسانها وجود دارد که میتوان بر اساس آن تعریف کرد هر کس چه جور آدمی است: مواجهه با مرگ و مواجهه با عشق.
دردناکترین لحظهای که ممکن است در ماجرای حمله اسراییل به لبنان اتفاق بیافتد، این است که برخی از لبنانیها که تابعیت کانادا یا کشورهای دیگر را دارند میتوانند با تسهیلاتی که برایشان فراهم میشود از لبنان خارج شوند و پدر و مادر و سایر بستگانشان زیر آتش و در خطر بمانند. مسلما خانواده و بستگان از این افراد میخواهند که نمانند چون با ماندن آنها احتمال خطر برای دیگران کمتر نمیشود اما چطور میشود چنین کاری کرد؟!
شما باشید چه میکنید؟!
July 19th, 2006 at 7:18 pm
javab dadane in soal mesle soali ke man dar weblogam neveshtam kheyli sakhte
July 20th, 2006 at 8:53 pm
تجربه شخصی ام نشون داده در شرایط بحرای افراد خانواده اصلا نمی تونن دوری همو تحمل کنن. الان گفتنش آشونه که نه نمیروم. ولی در شرایط …
July 21st, 2006 at 9:00 am
از آن لحظه های تلخ ِ ناگهان است که حماقت قراردادهای آدمیان را عریان میکند.
همه چیز درست به نظر می رسد: از این خط به بعد کشور ماست و ما هموطنیم. برای اینکه یادمان نرود گذرنامه درست می کنیم. هرکه گذرنامه ی این رنگی دارد هموطن است. اگر مثل ما باشی به تو هم گذرنامه می دهیم. ما از هموطنانمان نگهدرای می کنیم. ما برای هموطن جان می دهیم. و حتی، تخت شرایطی، جان می گیریم برای وطن، برای نژاد، مذهب، زبان. ما برای حفظ هرزمان، هموطن، مرزها را پاره پاره می کنیم. بپیش.
به اینجا که می رسد، به کشتن، به مرگ، و همینطور عشق، همگی سخت برابریم: حیواناتی عاجز در زنجیر قانون آدمیان.
موقعیتی که میتوان بر اساس آن ما را تعریف کرد وقتی ست که سعی به تصحیح قانون آدمیان می کنیم و به افشایش.
July 21st, 2006 at 7:44 pm
hi
hala na inke dolate azize Canada ham ba che sor’ati dare un bichare ha ro kharej mikone. 1500 nafar dar ruz az 50000 nafar. yani 15-20 ruz tul mikeshe.