مهاجرت (۳) - تاملاتی در ماندن یا بازگشتن

- ماندن یا برگشتن فقط و فقط یک مساله شخصی است
- بررسی تصمیم به ماندن یا برگشتن زمان خاص خود را دارد و هر گونه تصمیمی که از قبل برای آن گرفته شود فرد را دچار فشار روانی برای ادامه آن تصمیم می‌کند هرچند در عمل به نتیجه عکس آن رسیده باشد. برخی حتی قبل از آمدن تصمیم می‌گیرند که بمانند یا برگردند که سخت اشتباه است.
- معمولا تمایلی وجود دارد که مساله ماندن یا بازگشتن یک مهاجر به نحوه زندگی وی در جامعه مهاجر و میزان حفظ پیوندهایش با کشور مبدا سنجیده شود در حالی که چنین فرمولی نمی‌تواند حالت‌های مختلف را توجیه کند: کسانی هستند که پیوند خود با جامعه مبدا را حفظ می‌کنند و در تلفیق با جامعه میزبان هم چندان موفق نیستند اما همچنان تمایلی به بازگشت ندارند. از طرفی کسان دیگری هستند که دلبستگی چندانی به جامعه مبدا ندارند و در جامعه مهاجر هم موفق هستند اما بنا به دلایل دیگر برمی‌گردند. فرمول کلی در این مورد جواب نمی‌دهد.
- برای کسانی که بچه دارند مساله ماندن یا برگشتن بیشتر موضوعی است که مربوط به بچه‌ها و آینده آن‌ها است تا پدر و مادرها و به همین خاطر کل مساله و نحوه مطالعه آن متفاوت می‌شود. باز هم فرمول کلی وجود ندارد. کسانی هستند که صرفا می‌خواهند بچه‌ها در کشور پیشرفته با امکانات خوب آموزشی بزرگ شوند، کسانی هم هستند که وقتی بچه‌ها به سن بلوغ رسیدند ترجیح می‌دهند مثلا به ایران بازگردند.
- عادت به نظم زندگی در خارج از کشور به نظر یکی از مهمترین چالشهایی است که یک مهاجر برای بازگشت پیش رو دارد اما در یک مطالعه آماری سه نفره (!) هیچ یک از افرادی که به ایران بازگشته بودند از این موضوع چندان ابراز نارضایتی نمی‌کردند.
- نهادهای مختلفی در ایران متولی بحث مهاجرت، فرار مغزها، و… هستند اما تقریبا هیچ پژوهشی که در خارج از کشور انجام شده باشد و مستقیما از مهاجرین ایرانی در این مورد نظر خواسته باشد در دسترس نیست. باب نظریه پردازی بسیار داغ است در حلی که داده‌های به روز و واقعی در دسترس نیست. اغلب مطالعات اینچنینی در داخل کشور هم به مهاجر صرفا به دید «سرمایه انسانی» نگاه می‌کنند که از دست رفته است و باید به نحوی آن را احیا کرد جنبه‌های فردی و انسانی آن‌ها کمتر مد نظر قرار گرفته می‌شود.
- با توجه به موج جدید مهاجرت که افراد با توانایی خوب مالی و وضع تثبیت شده نیز به این جریان پیوسته‌اند، کم کم گروهی دوزیست شکل می‌گیرند که عملا در هر دو جا زندگی می‌کنند و صورت مساله ماندن یا برگشتن برای ایشان تقریبا صدق نمی‌کند و برای مطالعه آن باید الگوهای جدیدی بنا کرد.
- با توجه به ساختار اقتصادی جدید و مساپلی نظیر جهانی شدن، وجود افراد توانمند در خارج از کشورها و تاثیری که می‌توانند بر کشور خود داشته باشند اهمیت بیشتری پیدا کرده است. از سرما‌یه‌دارانی که کمک به برقراری پل‌های اقتصادی می‌کنند تا کسانی که به انتقال دانش می‌پردازند. همینطور صرف وجود عده زیادی شهروندان جدید با ریشه در کشورهای مبدا می‌تواند در تصمیم‌گیریهای کلان اقتصاد و سیاسی کشورها در ارتباط با یکدیگر تاثیر بگذارد.
- مهاجرت از شکل یک فرد یا خانواده با یک بار مهاجرت کم کم عوض شده و سیر مهاجرت برای عده‌ای تبدیل به روالی مداوم می‌شود: از ایران به کانادا، از کانادا به امریکاو… از روسیه به اسراپیل، از اسراپیل به امریکا و از امریکا به کانادا. همینطور سیر مهاجرت از اروپا به امریکا و از آن طرف میان آسیای جنوب شرقی و امریکای شمالی قابل توجه است. در مهاجرت، دسترسی به کار و درامد حرف اول را در انتخاب محل سکونت می‌زند و به همین خاطر مهاجری که یک بار از خانه و کشور خود کنده است آمادگی بیشتری برای جا به جایی و استقرار در مکان‌های جدید به شرط شرایط کار بهتر و امنتر دارد.
- به قول راسل پیتر، کمدین هندی تبار کانادایی، با توجه به مهاجرت زیاد چینی‌ها و هندی‌ها به سراسر جهان و آمیختگی نژادی با ملل دیگر، در عرض پانصد سال آینده ۵ نژاد مختلف بشر در هم ادغام شده و یک نژاد بژ به ظهور خواهد رسید!

3 Responses to “مهاجرت (۳) - تاملاتی در ماندن یا بازگشتن”

  1. anar Says:

    خیلی جمع بندی خوبی بود. ممنونم. وقت گذاشتی واقعا. لینک دادم.

  2. مهرداد Says:

    سلام آقای مشاطیان
    من وبلاگ شما را هر چند یکبار نگاه می کنم و از مطالب خوبی که می نویسید استفاده می کنم. من معمولاً اهل نظر دادن و کامنت گذاشتن نیستم ولی امروز که این خبر را توی بی بی سی خوندم
    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/06/060628_wmt-iranian-antiquities.shtml

    گفتم یک کامنت بگذارم برای شما به خصوص با توجه به اینکه شما هم مذاکره خونده اید.
    نظرت در مورد این خبر چی است؟
    من که خودم داغ کردم. چوب حراج آن هم به نمادهای فرهنگ یک کشور!!حالا دغل بازیهای حقوقی به کنار. از لحاظ اخلاقی آیا یک همچین کاری درست است؟؟؟
    ما بی اخلاق. این آقایان متمدن آمریکا نشین چرا؟؟؟؟؟

  3. سحر Says:

    خیلی خوب بود مرسی. واقعا آدم نمی دونه چیکار کنه اینجور که مد شده هر کسی بخواد راهه زندگیشو پیدا کنه باید از ایران بره ! من یه موقعی دلم می خواست جهانگرد بشم ولی حالا فقط دلم میخواد یه کاره خوب پیدا کنم . شاید ندیدن بقیه دنیا عیبش همینه که دیگه می ترسی از جات تکون بخوری ! مرسی معمولا کسی راجع یه این چیزا صحبت نمی کنه !

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a