شما باشید چه میکنید؟
حامد مطلبی در مورد مذاکره و تصمیم نوشته بود، از آنجا که من هم اخیرا رسما به عنوان یک «مذاکرهکننده» مدرک معتبر بینالمللی (!) دریافت کردهام فکر کردم بد نیست یکی از مثالهای کتاب درسیمان را برایتان ترجمه کنم:
حسن کارمند یک شرکت است که بعد از دو سال از مدیرش یک مرخصی دو هفتهای گرفته است. خانوادهاش را یک هفته زودتر فرستاده است شمال تا خودش هم پنجشنبه شب به آنها ملحق شود. چهارشنبه ظهر، مدیر عامل شرکت وارد دفتر کارش میشود و میگوید به یک گزارش مهم برای جلسهای در روز شنبه احتیاج دارد. حسن مرخصیاش را یک ماه پیش با مدیر مستقیمش که تا چند روز در دسترس نیست هماهنگ کرده است و بهندرت با مدیر عامل طرف میشود و میداند که این موقعیت خوبی است که خودی نشان دهد، اما از آن طرف گزارشی که مدیر عامل خواسته حداقل دو-سه روز کار دارد. علاوه بر این اگر بگوید که نمیتواند بماند ممکن است حتی موقعیت فعلیاش هم به خطر بیافتد. از طرفی، دو بار قرار تعطیلات با زنش را به هم زده و هم زنش و هم بچهها اگر به موقع به آنها ملحق نشود حسابی دلخور میشوند.
شما جای حسن باشید چه میکنید؟ اول به راه حل خودتان فکر کنید و بعد راه حلهای زیر را بخوانید و بگویید (۱) کدام یک از راهحلهای زیر به نظر شما نزدیکتر بود و (۲) بعد از خواندن این پیشنهادها فکر میکنید کدام را انتخاب میکنید:
۱. به مدیر عامل بگوید «نه». و توضیح دهد که مرخصیاش قانونی است و از یک ماه پیش هماهنگ شده و حتی توضیح دهد که حدود دو سال است خانوادهاش را به مسافرت نبرده است و هیچطوری نمیتواند آنها را منتظر بگذارد. (سوال: بر سر روابطش با شرکت و آینده شغلیاش چه میآید؟)
۲. به مدیر عامل بگوید که شخص دیگری باید آن گزارش را تهیه کند و وی را قانع کند که برای تهیه این گزارش فرد مناسبی نیست و اصولا موضوع مرخصی را هم پیش نکشد. (سوال: اگر در این کار موفق نشود باید چه کند؟)
۳. موضوع مرخصی را بگوید، اما پیشنهاد دهد که تا آخر وقت پنجشنبه با یک نفر دیگر بر روی گزارش کار کند و فرد دوم کار تهیه گزارش را به اتمام برساند. حتی پیشنهاد دهد که حاضر است چهارشنبه شب تا هر ساعتی لازم است بماند و کمک کند (سوال: اگر شخص دومی که بتواند گزارش را تهیه کند یا کسی که مسوولیت این کار را بپذیرد پیدا نشد چه باید کرد؟)
۴. برای مدیرعامل توضیح بدهد که وضعیت چیست و از آنجا که هر دوی آنها به یک اندازه در توقعشان محق هستند، پیشنهاد دهد که سکه بیاندازند تا تعیین شود که بماند و بر روی گزارش کار کند یا برود و مدیر عامل فکر دیگری بکند! (سوال: ممکن است مدیر عامل از قمار کردن متنفر باشد یا آن را حرام بداند. ضمنا فکر کند که چرا باید ۵۰ درصد ریسک دست تنها ماندن را بپذیرد در حالی که کارمندی هست که میتواند گزارش را تهیه کند)
۵. پیشنهاد دهد که بماند و گزارش را فراهم کند، اما در عوض به جای دوهفته، سه هفته به مرخصی برود و یک پاداش نقدی خوب هم بگیرد. این طور میتواند دو سه شب دیرتر رفتن را با یک هفته بیشتر ماندن در تعطیلات برای خانوادهاش توجیه کند (سوال: اگر مدیر عامل چنین پیشنهادی را یک نوع باجگیری تلقی کند و عکس العمل نشان دهد چه باید کرد؟)
۶. برود پیش رپیس شرکت و از مدیر عامل شکایت کند که منصفانه نیست در حالی که مدیرش به وی مرخصی داده، مدیر عامل آن را نقض کند و تعطیلاتش را خراب کند (سوال: تا چه حد میتوان مطمین بود که رپیس شرکت طرف او را میگیرد و اوضاع خرابتر نمیشود؟)
۷. تهدید کند که میرود وزارت کار و از شرکت و مدیر عامل و… به خاطر تحت فشار قرار گرفتن برای استفاده از مزایای قانونی استخدام شکایت میکند (سوال: قانون چقدر در این مورد کارا است؟)
۸. از مدیر عامل بخواهد جلسه مذکور را عقب بیاندازد تا وقتی که از سفر برگشت گزارش را تهیه کند (سوال: در صورتی که زمان جلسه قابل تغییر نباشد چه باید کرد؟)
۹. یکی از همکاران یا زیردستانش را مسوول این کار کند و سعی کند از راه دور با تلفن و ای-میل و فکس کمکش کند که گزارش را به موقع تهیه کند (سوال: اگر کسی زیر بار مسوولیت نرفت چه باید کرد؟)
۱۰. بگوید «چشم» و بماند گزارش را تهیه کند (سوال: با آبروی رفته پیش زن و بچه چه باید کرد؟!)
June 16th, 2006 at 8:41 am
فكر كنم ضروريست اين مفروضات را كنار هم بگذاريم و بعد تصميم گرفت:
1. حتما ضروريست يك حالت انتخاب شود (امكان ندارد دفع الوقت نمود)
2. فرض اساسي در اين داستان تعارض خواسته هاي خانواده و سازمان است و كارمند مورد نظر اين وسط گير افتاده است و بايد به نفع يكي تصميم بگيرد.
3. فرض بعدي قصه اين است كه حساسيت هاي اين كارمند، نه توسط سازمان و نه توسط خانواده درك نميشود.
4. اقناع سازمان چون يك موجود انساني نيست احتمالا بسيار مشكلتر از اعضاي خانوادهاست.
5. در عين حال سركار گذاشتن سازمان به همان علت پيش گفته آسانتر از اعضاي خانوده است.
6. كارمند مورد نظر بايد براساس اينكه قابليت اقناع خانواده را بيشتر دارا است يا قابليت سركار گذاشتن سازمان، يا سازمانش را چنان سركار بگذارد كه هيچيك از مسائلي كه گفتي پيش نيايد يا دست به تبيين شرايط خويش براي خانواده به جهت درك شرايط خويش بزند.
7. در صورتيكه دو طرف مسئله از خويش انعطاف به خرج ندهند، كارمند مزبور ميتواند برخي امور را كه تا پيش از آن، در راه حلهايش نديده بود، به كار بگيرد.
June 18th, 2006 at 3:48 am
سلام شایان عزیز
من نمیدانم که در این شرایط چه کنم. احتمالا به شما زنگ میزنم و می پرسم! ولی چیز دیگری را می دانم و آن این است که یکی از بهترین کارهایی که در زندگی ات کردی اینست که مذاکره خواندی چون استعدادت در این زمینه عالی است!
ضمنا از اینکه کامنت محسن عزیز را هم اینجا می بینم خیلی خوشحالم.(این محسن حتما “همان” محسن است دیگر، از نحوه درخشان استدلال اش معلوم است)
همیطور از اینکه هردوی شما انقدر آرامش دارید که می توانید کمی فلسفه ورزی کنید بسیار مسرورم.
مخلص شما - سلام برسانید
June 21st, 2006 at 8:53 am
شایان جان نمیدونم این فرض در ایران اتفاق می افتد یا غیر از ایران و خودت میدونی که مملکت گل و بلبل ما با بقیه دنیا فرق داره و تمام پاسخ ها باید مورد تجدید نظر قرار بگیره و نقش چیزهایی مثل “حاج آقا” و دعای کمیل و نماز جمعه در این مثال تعیین کننده است. ولی اگه جایی غیر از ایران است که خب میشه در مورد راه حل منطقی ترکیبی از بعضی از راه هایی که گفتی رو ایجاد کرد. جزییاتشو نمیگم طولانی میشه