۲۶۰۰۰ دلار برای ترویج عدل در جهان
نوشتن وصیت نامه در کانادا خیلی جدی است چون بدون آن دولت تقریبا تمام اموال شخص درگذشته را مصادره میکند و خانواده و شرکا بدون وصیتنامه خیلی به زحمت میافتند. موضوع هم این نیست که از اموال به جا مانده سهمی نبرند، بلکه حتی ممکن است چیزی هم بدهکار شوند. مثلا دولت ارزش سهام به جا مانده در یک شرکت را که متعلق به متوفی بوده مبلغی برآورد میکند و برای بازماندگان، معادل آن مبلغ به عنوان درآمد آنها در آن سال تعیین میشود و باید مالیاتش را پرداخت کنند حتی اگر نتوانند سهام را بفروشند یا حتی در عمل سهام آنقدر نیارزد. تنها راه جلوگیری از این ماجراها هم تنظیم یک وصیت نامه خیلی دقیق است و به همین خاطر نه تنها مجلات خانواده و زندگی راجع به مرگ مینویسند، بلکه روزنامههای اقتصادی و حقوقی هم در این مورد مطلب زیاد دارند.
اما یکی از بامزهترین مواردی که پیش آمده است: یک مومن مسیحی بسیار معتقد وصیت کرده است که ۲۶۰۰۰ دلار از پولش را که در یک شرکت مالی سرمایهگذاری کرده است، تا هشتاد سال بعد از مرگش در همان حساب نگه دارند و اگر مسیح ظرف آن مدت ظهور کرد برای پیشبرد اهدافش در اختیار وی قرار دهند! تا به حال چندین نفر تحت عنوان مسیح به دادگاه مراجعه کردهاند و ادعا کردهاند که کاملا شرایط ذکر شده در وصیتنامه را دارند و پول باید به آنها پرداخت شود! حالا وراث بیچاره ناچارند هر دم پول وکیل بدهند که ثابت کنند هیچ کدام اینها آن مسیحی نیستند که منظور متوفی بوده است و باید باز هم صبر کنند تا اگر مسیحی که مورد نظر متوفی بوده ظهور نکرد و هشتاد سال گذشت احتمالا پول به نوه-نتیجهها برسد! البته چه مسیح و چه نوه نتیجهها، پول به هر کس برسد باید مالیاتش را به نرخ روز پرداخت کنند!
June 13th, 2006 at 11:44 am
shoma ke ingad aali minevisin chera ingad kam update mikonin
be maryam khanom ham salam beresonid
ishan ham kamkaran!!
July 1st, 2006 at 1:54 pm
به شدت جالب بود !!
پس همه جای دنیا اینجور قانونا و اینجور آدما وجود داره !
July 2nd, 2006 at 11:33 pm
ياد شعر مشهور اخوان عزيز افتادم:
من اينجا بس دلم تنگ است و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است
بيا ره توشه برداريم
سفر در راه بي برگشت بگذاريم
ببينيم آسمان هر كجا آيا همين رنگ است؟!
و به راستي كه همين رنگ است!
July 4th, 2006 at 1:05 am
راه دور نرويم در همين ايران خودمان چند دهه قبل مجتهدي در حوالي اصفهان مي زيست که پول خمس و زکات و وجوهات را از مردم مي گرفت و سهم امام را که قسمت اعظم اين پول مي شد در بيابانهاي بيرون شهر مخفي مي کرد تا امام زمان در هنگام ظهور با علم خود بيايد و پول را بردارد و به نحو صحيح هزينه کند