کامپیوتر دموکراسی
۱. اگر بپرسید مخترع کامپیوتر کیست، هیچ پاسخ یک کلمهای وجود ندارد. کامپیوتر «محصول» چندین و چند رشته مختلف علمی و صنعتی است که دستآوردهای آنها در طی دورهای نسبتا طولانی دست به دست هم داده است تا نهایتا کامپیوتر به وجود آید. از مهندسی شیمی بگیرید که امکان ساخت جعبه و مواد سازنده آن را فراهم آورده، فیزیک مواد حساس برای ساخت قطعات الکترونیک، دهها و صدها نظریه ریاضی و پژوهش مختلف برای عملیات محاسباتی، نیروی برق و باتری و خلاصه فهرستی بیانتها از اجزای مختلف نهایتا به تولید کامپیوتر منتهی شده است.
۲. واقعیت این است که فرایند بالا نه فقط در زمینه تولیدات صنعتی و تکنولوژی اتفاق میافتد، بلکه در زمینه فرهنگ و اجتماع ــو به تبع آن سیاستــ هم وضع تقریبا به همین منوال است. خلق یک اثر ادبی مستلزم پرورش زبان، وجود واژههای متنوع، ساخت زبانی، اندیشهای منسجم، فرهنگی بارور و … است که نهایتا می تواند موجب پدید آوردن یک اثر ادبی شود. هیچ اثر فرهگی یا هنری یک دفعه نمیتواند در خلا به وجود بیاید و دقیقا به همین خاطر است که حالا حالا نمیتوان انتظار داشت از ژاپن صنعتی یک ژان پل سارتر بیرون بیاید.
۳. دقیقا نمیدانم سازو کارهای قدرت در ایران در حال حاضر به شکلی هستند و مثلا محمد قوچانی تحت چه شرایطی و با چراغ سبز چه کسانی میتواند به رییس جمهور بگوید تو چه کاره هستی که به بوش نامه بدهی و برو به وظایفت عمل کن (سر مقاله شرق، ۲۳ اردیبهشت، «رییس ایران یا منجی جهان؟»»)، اما آنها که قبل از انقلاب را به یاد دارند میدانند که تصور نوشتن چنین جملهای به دون پایهترین مقام دریار هم چندان آسان نبوده است، و حتی پیش از دوران اصلاحات هم کسی نمیتوانست از این شوخیها با نخست وزیر و رییس جمهور بکند.
۴. مقدمه اول را نوشتم که بگویم اگر امروز قوچانی میتواند چنین سرمقالهای بنویسد، نه فقط نتیجه خاتمی یا انقلاب است، که نتیجه یک جریان صد و بیستـسی ساله است که ذره ذره پیش میرود. شاید دوستانی که دوره اصلاحات را سراپا نفی میکنند بخواهند یک بار دیگر از این دید به اوضاع نگاه کنند. این کامپیوتر دموکراسی در ایران (یا پیشرفت یا مدرنیته یا هر چه اسمش را میخواهید بگذارید) از کامپیوتر روی میزتان که با آن چت میکنید یا وبلاگ مینویسید سهل است که سادهتر نیست…