کسالت مضاعف

بعد از دو-سه سال به کنسرت شجریانها به همراه علیزاده و کلهر رفتم و باید با کمال تاسف بگویم که بسیار ناامیدکننده و کسالت‌بار بود.

دور باطلی که موسیقی سنتی ایرانی به آن دچار شده است حرف تازه‌ای نیست، اما در مورد این برنامه به طور خاص باید گفت آنجا که علیزاده یا کلهر هنرنمایی می‌کردند می‌توانستی چیز تازه‌ای بشنوی: زخمه‌ای بدیع یا آوایی زیبا که کلهر از کمانچه بیرون می‌کشد، اما وقتی نوبت به آواز می‌رسید جز کسالت چیزی نداشت. نه رمقی در آواز بود نه هیچ گونه نوآوری در ترکیب و اجرا. و بدتر آنکه آواز، کاملا سازها را خفه کرده بود و هم‌آوایی شجریان‌ها هم شوقی نرنمی‌انگیخت. فکر می‌‌کنم هم‌‌آوایانی که علیزاده در نوبانگ کهن یا رازنو گردهم آورده بود بسیار جذاب‌تر و شنیدنی‌تر است تا آنچه من دیشب شنیدم.

ناگفته نماند که من هم مثل خیلی کسان دیگر جزو هوادارن شجریان بوده‌ام و دقیق یادم است اولین کاست موسیقی که خریدم برآستان جانان بود، اما واقعیت این است که خواندن شعرهای شفیعی کدکنی یا دیگر شعرهای نو به جای سعدی و حافظ تحولی در آواز شجریان و کل برنامه به عنوان یک اثر هنری ایجاد نمی‌کند و همان تغییر گوشه‌های زیبای علیزاده یا نوآوری‌های کلهر را هم کمرنگ می‌کند، اگر کاملا نابود نکند.

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a