ما و نظم بین الملل
در اينکه کشورهاي پيشرفته سعي ميکنند مانع رشد کشورهاي ديگر از نظر فني و تکنولوژي شوند ترديدي نيست و کاملا قابل فهم است که چرا کشورهاي غربي و شرقي از چين تا شوروي و امريکا نخواهند ايران به تکنولوژي هستهاي يا هر تکنولوژي پيشرفته ديگري دست پيدا کند. اصولا اينکه يک کشور داراي منابع غني طبيعي و نفت و گاز به دانش فني هم دسترسي پيدا کند موقعيت بسيار برتري در جهان پيدا ميکند که همه تلاش خواهند کرد مهارش کنند. اما يک واقعيت ديگر را هم نبايد از نظر دور داشت: در طي پنجاه سال گذشته کشورهاي دنيا بيش از هر زمان ديگري بر هم اثرگذار شدهاند. يکي در چين سارز ميگيرد و با يک پرواز به تورنتو ميآيد و سي نفر در اينجا ميميرند. يک پرنده در آسياي جنوب شرقي آنفولانزا ميگيرد تا هند و اروپا و گسترش پيدا مي کند و مساله واکسن يک مساله جهاني ميشود. اصولا هر چند امريکا سعي ميکند نظم جهاني را مترادف با سيطره امريکا بر ارکان نظام بين الملل تبديل کند، اما به هر حال وابستگي کشورها به هم و تاثيرگذاري موثرشان بر يکديگر قابل انکار نيست و نميشود بدون توجه به اين موضوع بازي کرد. ديگر«فقط» بحث سيطره روس و انگليس و ترکمنچاي نيست، بحث فهم قواعد اين باز ي و شرايط متفاوت است.