<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="wordpress/1.5.1.3" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>Comments on: فرهنگ انتظار، فرهنگ اراده</title>
	<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/02/815/</link>
	<description></description>
	<pubDate>Sat, 22 Nov 2008 00:48:46 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=1.5.1.3</generator>

	<item>
		<title>by: mohsen</title>
		<link>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/02/815/#comment-4942</link>
		<pubDate>Wed, 15 Feb 2006 13:14:34 +0000</pubDate>
		<guid>http://torontoreport.com/fa/archives/2006/02/815/#comment-4942</guid>
					<description>سلام.اول آنکه آن مصاحبه که فرموده ایدالبته خواندنی است.
دیم آنکه آن مطلب درباره تنبلی محقق -اگر به غیب معتقد باشد -البته از حیث تجربه تاریخی صحیح است ولی جزم نیست.و البته بر می گردد به بدفهمی ما از دین و..../ آقای مطهری صحبت جالبی در این باره دارد.خلاصه اینکه می گوید ما هرجا می خواهیم تنبلی کنیم و کم می آوریم می گوییم انشاءالله.حال آنکه  انشاءالله مال وقتی است که می خواهی تلاش خارق العاده بکنی.دین را که بد بفهمی می شود پوستین وارونه.هم آدم را مثل گوسفند نشان می دهد هم گرم نمی کند.(این حدیثی است از علی علیه السلام در نهج البلاغه).و ایشان اضافه می کند که در اسلام همه اتفاقات چند لایه اند.یعنی حتما و حتما هم جنبه غیبی دارند هم جنبه فیزیکی و عینی.ایشان این حرفها را ذیل این آیه می فرماید که «ومن یخرج من بیته مهاجرا الی الله....» که تفسیر می کند که خدا مبدا را عینی گفته(من بیته:از خانه اش) و مقصد را غیبی(الی الله: به سوی خدا). در حالی که فرد مقصد عینی هم داشته است و مثلا می رفته به سوی میدان جنگ یاسر کار که پول درآورد یا.... البته مجددا فرمایش شما را از حیث واقعیتی که در تاریخ واقع شده است تایید می کنم و اذعان دارم که حتی دانشمندان تجربی ما که درعلوم تجربی تحقیقات مفصلی هم کرده اند باز وقتی به یک بن بست نمایی رسیده اند مابقی راه را گذاشته اند توی پرانتزو گفته اند خدا کرده و تلاش بیشتر نکرده اند که باز هم دلایل تجربی عمیق تری برای فلان بن بست پیدا کنند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[	<p>سلام.اول آنکه آن مصاحبه که فرموده ایدالبته خواندنی است.<br />
دیم آنکه آن مطلب درباره تنبلی محقق -اگر به غیب معتقد باشد -البته از حیث تجربه تاریخی صحیح است ولی جزم نیست.و البته بر می گردد به بدفهمی ما از دین و&#8230;./ آقای مطهری صحبت جالبی در این باره دارد.خلاصه اینکه می گوید ما هرجا می خواهیم تنبلی کنیم و کم می آوریم می گوییم انشاءالله.حال آنکه  انشاءالله مال وقتی است که می خواهی تلاش خارق العاده بکنی.دین را که بد بفهمی می شود پوستین وارونه.هم آدم را مثل گوسفند نشان می دهد هم گرم نمی کند.(این حدیثی است از علی علیه السلام در نهج البلاغه).و ایشان اضافه می کند که در اسلام همه اتفاقات چند لایه اند.یعنی حتما و حتما هم جنبه غیبی دارند هم جنبه فیزیکی و عینی.ایشان این حرفها را ذیل این آیه می فرماید که «ومن یخرج من بیته مهاجرا الی الله&#8230;.» که تفسیر می کند که خدا مبدا را عینی گفته(من بیته:از خانه اش) و مقصد را غیبی(الی الله: به سوی خدا). در حالی که فرد مقصد عینی هم داشته است و مثلا می رفته به سوی میدان جنگ یاسر کار که پول درآورد یا&#8230;. البته مجددا فرمایش شما را از حیث واقعیتی که در تاریخ واقع شده است تایید می کنم و اذعان دارم که حتی دانشمندان تجربی ما که درعلوم تجربی تحقیقات مفصلی هم کرده اند باز وقتی به یک بن بست نمایی رسیده اند مابقی راه را گذاشته اند توی پرانتزو گفته اند خدا کرده و تلاش بیشتر نکرده اند که باز هم دلایل تجربی عمیق تری برای فلان بن بست پیدا کنند.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>
