آتش میزنم، پس هستم
من ديگر نگران وجهه بينالمللي ايران نيستم. يعني مدتها است که از آن صرف نظر کردهام و کلا بيخيال شدهام. فکر ميکردم بالاخره نهايتا سنتهاي فرهنگي و ديني ايراني حد و حدودي را خواهي نخواهي در رفتار و منش اجتماعي اعمال ميکند که با اتفاقات سالهاي اخير و خصوصا حمله به سفارتخانههاي خارجي آن را هم ديگر به دست فراموشي ميسپارم. فقط يک چيز را هنوز نميتوانم بيخيال شوم و آن هم کساني هستند که در تاريکي و جهل مطلق به يک ساختمان حمله ميکنند، آتش ميزنند، مشت ميزنند و اينچنين ميخواهند چيزي را از درون خود خالي کنند. هميشه از ۱۹۸۴ ترسيدهايم و اينکه نکند کار به جايي برسد که همه به يوغ يک سيستم يا قدرت مسلط درآيند. حالا فکر ميکنم وضع کساني که در چنان وضعي زندگي کنند بسيار بهتر است، چون حداقل ميدانند و «ميبينند» که در چه گرفتار شدهاند و با چه بايد بجنگند، اما وقتي به عکسهاي کساني که صحنههاي تخريب و آتش زدن را خلق ميکنند نگاه ميکنم نميتوانم از آنچه برآنها ميگذرد ــ و اينکه هيچ ايدهاي ندارند که برشان چه ميگذرد ــ صرف نظر کنم. وجهه بينالمللي ميتواند دوباره به دست آيد. اصول و منش شايسته ميتواند دوباره باب شود. اما اين زندگيها و عمرها که چنين هرز ميرود ديگر برنخواهد گشت.
February 10th, 2006 at 3:36 am
سلام دوست عزیز.چند روزی بیش نیست که خواننده ی شما هستم .لذت می برم.و مشتری شده ام. دیگر اینکه چند نفر از کسانی که ریختند توی سفارت دانمارک را می شناسم.البته وقتی فهمیدم آن ها هم بوده اند کلی تعجب کردم … آدم هایی هستند معقول متین درسخوان کتاب خوان لطیف الروح و… یکی شان دارد فوق لیسانسش را می گیرد در عمران که روحی بس لطیف دارد و شاعری تواناست.دیگر نیز فوق لیسانس حقوقش رادارد می گیرد.جالب اینکه این ها انقلابی دوآتشه هم نیستند و کلی انتقاد به سیستم حکومت و رهبر و … دارند.من این که این کسانی که این کار را کرده اند را نادان و نفهم و.. نمی دانم.لااقل دوستان من که می شناسمشان بسیار می دانند وکارشان به گمانم از بسیار دانی و عشق و…. بوده است و البته شور جوانی.
می گفتند که برایشان اس ام اس مبهمی آمده که: تسخیر سفارت دانمارک! و ایشان هم تحریک شده اند و رفته اند.من دوست دیگری دارم که نرفته بودولی از این اس ام اس ها زیاد دریافت و البته فوروارد کرده بود! ظاهرا حدود ۳ هزار نفر جمع می شوند.وبه گفته وی نیروی انتظامی آخر شب می کشد کنار و اجازه می دهد که بریزند توی سفارت.این برای من عجیب بود….