توهم اولین
چندين بار پيش آمده که افراد مختلف به بررسي نظرات حسين و تحليل آن بپردازند، و فکر ميکنم خودش دست آخر در ميان حرفهايش نکتهاي را بيان کرده است که به خوبي براي فهم او و علت همه اين اظهارات و رفتارهاي عجيب و غريبش کافي باشد. در يکي از پستهاي آخرش نوشته است «فکر میکنید اگر کسی دیگر جای من شده بود رواجدهندهی وبلاگ در ایران، همه چیز مثل الان بود؟» .
بر اين منوال من هم به نظرم آمد چند سوال از حسين بپرسم:
- فکر ميکني اگربه جاي تيم ده دوازده نفره ما در مرکر تحقيقات فيزيک نظري و رياضيات کسان ديگري براي اولين در ايران به اينترنت وصل ميشدند، همه چيز مثل الان بود؟
- فکر ميکني به جاي تيم سه چهار نفره ما در دانشگاه صنعتي شريف که براي اولين بار المپياد کامپيوتر را طراحي و اجرا کرد، اگر کسان ديگري اين کار را کرده بودند همه چيز مثل الان بود؟
- فکر ميکني اگر به جاي بچههاي دانشکده عمران شريف که اولين نشريه دانشجويي در سطح کشوري را منتشر کردند، کسان ديگري چنين کاري کرده بودند همه چيز مثل الان بود؟
مشکل بزرگ حسين از همين نوع توهم «اهميت اولين بودن» ناشي ميشود. حسين جان دقيقا موضوع اين است که نه تنها اصلا و ابدا فرقي نميکند که چه کسي يک تکنولوژي يا ابزار يا ايده را به ديگران معرفي کند، حتي اگر خودت هم آن را ساخته بودي و ابداع کرده بودي هم اصلا فرقي ايجاد نميکرد. محض اطلاع، دقيقا پنج سال پيش در شرکت مهرگان سيستمي طراحي کرده بوديم که دقيقا يک سيستم مديريت محتوا بود و روزنامه نگاران ميتوانستند در وب به آن وارد شوند و در بخشهاي مختلف اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي و… مطلب وارد کنند. يعني دقيقا امکانات وبلاگ را داشت به اضافه اينکه چند نفر همزمان ميتوانستند وارد سيستم شوند و مطلب بگذارند و مدتي هم با اقاي بيات و آزرم و بقيه بچه هاي همشهري در آن مطلب ميگذاشتيم. (نام دامنه آن ايرانپرس.ارگ بود و ميتواني صفحات آن را در مي ۲۰۰۱ هم در اينترنت آرکايو ببيني و بعد از اينکه من به کانادا آمدم پروژه متوقف شد)
مملکت ما در خيلي از زمينهها همچنان از غرب و ديگران ياد ميگيرد و آموختن تکنولوژي و انتقال آن به ديگران جزو ساده ترين آنهاست. اين اولين بودن نه حقانيتي ايجاد ميکند، نه اميتاز خاصي دارد، نه کسي برايش نوشابه باز ميکند. نهايتا از کساني که پيشتاز هستند و اين کار را مي کنند تشکر ميشود. به قول يکي از کامنتگذاران حامد، بالاخره اديسون هم برق را اختراع نمي کرد يکي ديگر ميکرد. اگر مرکز تحقيقات اينترنت را به ايران نميآورد يک دستگاه ديگر يک سال ديرتر-زودتر ميآورد. (از ايجا به بعد با لحن پدربزرگها بخوان:) فکر ميکنم براي فردي با پشتکار تو به جاي اينکه در وبلاگ گير کني کارها و موقعيتهاي خيلي بهتري ميتواند در پيش باشد که معرفي وبلاگ به جامعه فارسي زبان فقط يکي از آنها باشد. البته زحمت دارد و حوصله ميطلبد و قدري هم بيادعايي! به قول فرنگیها re-define yourself
پانوشت: وقتی راجع به حسین یا هر کس دیگری حرفی میزنیم، در واقع وی را بهانه کرده ایم که موضوعی را بشکافیم. موضوع اصلا شخصی نیست و نباید شخصی تلقی شود. من هم نهایتا همانطور که قبلا هم گفته ام برای حسین احترام و اهمیت قائلم (جدا از رفاقتمان). جدا هم فکر میکنم باید از برچسب وبلاگ و جریان وبلاگ نویسی قدری فاصله بگیرد و دوباره خودش را تعریف کند وگرنه مثل یک کار دانشجویی میشود که بخواهید همه عمر در دانشگاه بمانید و کار دانشجویی کنید.
در مورد کامنتی که گفته بود مثلا اگر یک نفر دیگر تی.سی.پی.آی.پی مرکز مدار درست کرده بود اوضاع عوض میشد، فکر میکنم اتفاقا چندین نفر دیگر این کار را کرده اند و دقیقا چون مرکز مدار بوده است رشد نکرده از دور خارج شده است تا اینکه یک نسخه بدون مرکز آن ابداع شده و فراگیر شده است. این ماهیت تکنولزی است که ساختار و قواعد خودش را دارد و مستقل از اینکه چه کسی آن را ابداع کند (یا آموزش دهد) راه خودش را میرود. محدویدتهای فیزیکی و ساختاری باعث میشود که حتی افراد مستقل از همدیگر در نقاط مختلف و زمانهای مختلف کم و بیش به همان نتیجه برسند و همان چیز را اختراع کنند.
January 15th, 2006 at 8:17 am
دست مریزاد! به نکات جالبی اشاره داشتی
امیدوارم حسین بخونه و کمی به خودش بیاد. در ضمن لطف کنید موقعی که آپ میکنید توی بلاگ رولینگ پینگ کنید. قربان یو.
January 16th, 2006 at 7:51 pm
یادش بخیر مهرگان و ایران پرس!!
January 17th, 2006 at 3:51 pm
گيري داديد به اين هودر ها!
January 19th, 2006 at 12:22 am
این درسته که این که هودر نفر اول باشه یا یکی دیگه در نهایت اثر خاصی نداره. ولی با وجود این همه جای دنیا رسمه که به فردی که کاری رو برای اولین بار کرده credit این کار داده میشه. من نمیفهمم این که این روزها مد شده به هودر گیر میدن برای چیه. بالاخره هودر کارهای باارزشی برای کامیونیتی آنلاین ایرانی ها انجام داده - حتا اگه من و تو هم می تونستیم همون کارها رو انجام بدیم.
January 23rd, 2006 at 8:24 am
فکر میکنی اگر TCP/IP را خود تو ابداع کرده بودی آیا همینقدر بیمرکز بود؟ لارنس لسیگ میگوید برنامهنویسان قانونگذاران دنیای جدیدند. او میگوید سورسکد درواقع همان قانون است.
January 23rd, 2006 at 10:43 am
اقا اين هخاحودر كم سو كه حسين درخشان باشه حتي اولين هم نبوده. اولين وبلاگ رو سلمان ساخته
January 23rd, 2006 at 2:13 pm
خیلی حرف خنده داریه: اگه ادیسون هم نکرده بود یکی دیگه می کرد. بالاخره کردیت اون کار مال ادیسونه دیگه. باید ازش متشکر باشیم یا نه؟
January 23rd, 2006 at 2:49 pm
برقی که ادیسون اختراع کرده با برقی که کس دیگر اختراع میکرد یقیناا فرق دارد. ادیسون را نمیشود از چیزی که ابداع کرده جدا کرد. اگر وبلاگ هم بهجای هودر توسط کسی دیگر معرفی میشد، مطمسنا فرق داشت. کما اینکه وبلگ سلمان که اولین وبلاگنویس است هنوز که هنوز است بخشی برای کامنت ندارد. ایتترنت را هم در ایران اگر جایی مثل موسسه امام خمینی که مالم مصباح یزدی است آورده و معرفی کرده بود همه چیز جور دیگری میبود.
January 23rd, 2006 at 10:30 pm
سلام…
بهت لينک دادم…
يه سر بزن…
www.BATOFUT.BLOGSPOT.COM
January 23rd, 2006 at 11:50 pm
!ey agha! to ke khodet bishtar tavahome avalin boodan dari
January 24th, 2006 at 8:47 am
راستی می دونید هودر یعنی چی ؟
HODER: پسر نابینای خدای اعظم ادین در اساطیر اسکاندیناوی
دیشب تو یک کتاب اینو خوندم
January 24th, 2006 at 9:23 am
اين متن شما واقعيت مطلقه
وقتي يك پديده بخواد به وجود بياد حتما مياد
ربطي هم به مخترعش نداره . جامعه بشري مثل يك ارگانيزم ميمونه
كه هر چيزي بايد به وجود بياد
حتما به وجود مياره.و در مورد حسين درخشان:
حسين هم يكي مثل بقيه است.اگر قرار باشه نگذاريم
حرف بزنه كه فرقي با بالا سري ها نداريم
January 24th, 2006 at 10:05 am
بابا شدید عین تلویزیونهای لس آنجلسی
چرا به هم گیر میدید
January 24th, 2006 at 11:27 am
baba markaze tahghighate fizik nazari,ey daneshmand ,ey boo ali sinaye moaser, to khodet aslan ghahremane olampiadi migam boro ye kam dambel bezan shayad ghahreman olampic ham shodi, ey jahan pahlevan ey takhti!
hala chera oghde kardi enghadr, etefaghan in hoder badbakht ke hame az hezbo laahi ha va komonistha ta saltanat talabhaye ozgal beehsh gir midan kheyli bacheye demokrati hast va shooor va hooshesh az amsale to kheyli bishtare va kasi ham monkare talashesh baraye gostarde shodane weblagestan nist.
to ham ziad joosh nazan shiret khoshk mishe abji
January 24th, 2006 at 2:48 pm
ولی برق رو ادیسون اختراع نکرد، اون لامپ بود مجیدجان
January 24th, 2006 at 5:55 pm
شما آدمهای کوچک اینترنت از جمله نیک آهنک و سایرین دارید همینجوری حسین را معروف می کنید. همه موجودات کوچک و بی خاصیتی هستید عددی هم نیستید حقتان اینست که فردی مثل درخشان را معروف کنید تا در آینده رئیستان بشود. حتی یک مرد یک آدم با جرات و یک فرد خود ساخته هم در شما وجود ندارد. یک مشت کراوات زن خود شیفته که فقط از این می ترسید نوشته تان اشتباه چاپ شود. از این فرهنگ نو ساخته گیر دادن به سایرین دست بردارید، اینقدر این درخشان را معروف نکنید. هرچه می گوید هشتاد سال شما حرف می زنید. ببینید نقطه ضعف شما و فضولی در کار دیگران شما را به کجا خواهد برد.
January 25th, 2006 at 1:25 am
والا منم فکر می کنم شاید اگه هودر وبلاگ رو به جامعه ایرانی کاربران اینترنت معرفی نکرده بود وضع وبلاگ ها متفاوت از امروز بود، یعنی این ابتذالی که توی وبلاگ ها به چشم می خوره دیده نمی شد. هودر با لینک دادن های مکرر به وبلاگ های کم مایه و به شهرت رسوندن نویسندگان شون سعی کرد یک «تیپ ایده آل» وبری از وبلاگ به کاربرها معرفی کنه ، و تازه واردها هم فکر کردند که وبلاگ یعنی همین چیزهای کم مایه رو نوشتن و تمام. و فکر نکردن که هر مزخرفی از آب خوردن و جیش کردن روزانه شون ارزش نوشته شدن و خونده شدن نداره. این هودر با این همه ادعای رهبری این قدر «…»گشاد بوده که حتی یه لیسانس زپرتی توی یه رشته علوم انسانی نتونسته توی ایران بگیره ( چه برسه در خارج از ایران، یا مدرک بالاتر، یا رشته ای که نیاز به زحمت کشیدن بیشتر داشته باشه). الان دیگه هر درپیتی تو ایران یه لیسانس از دانشگاه آزاد دارقوزآباد علیا گرفته، خودش هم اینو می دونه برای همین وارد موضوعاتی که نیاز به احاطه علمی به منابع و نظریه های علمی داره هیچوقت نمی شه. ولی چه کنه که عاشق شهرته! حتی به قول یکی «شهرت منفی»!
January 26th, 2006 at 12:23 pm
یک مقدار زیادی قضا و قدر گرایانه با موضوع برخورد کرده ای. تقریبا محتوای حرف تو به این نزدیک است که تاریخ راه خودش را می رود و کنش فردی ما در آن تاثیری ندارد. منظورت واقعا همین است؟
January 26th, 2006 at 12:31 pm
نه! منظورم این است که ماهیت اینترنت همین است که میبینید. اگر یک چینی آن را یاد بگیرد و راه انداز یکند یا یک ایرانی یا یک نفر در آنگولا هیچ فرقی نمیکند. چه برسد به اینکه این ایرانی آن را معرفی کند یا آن ایرانی). از این نمیتوان نتیجه گرفت که اینترنت حتما اختراع میشد!
January 31st, 2006 at 5:29 pm
> Not sure about Hossein’s response to these questions but
> I take the liberty of answering your second questions
> freely and clearly. The answer is most probably YES. It
> could/would have a different story if others have been in
> charge of the early stages of the national TCP/IP
> connections. Why? Well… I can’t and won’t go further
> than what I remember crystal clear. You may or may not
> remember this [does n’t really matter] but I [as the Jr.
> VP of R&D for an ambitious NPO that had a little share on
> the ‘management of change’ side of the country’s internet
> culture at that time] approached your team [the dirty
> dozen as my staff used to call] and you personally with a
> proposition to work on ways how to provide service to
> thousands of knowledge- hungry people. Guess what…YOU
> rejected that proposition. Well… I’m glad you brought it
> up yourself and provided me with the perfect opportunity
> to get it out of my bleeding chest.
>
Mehdi Vancouver