همه چیز سیاسی است؟!
نظري که به دفعات از افراد مختلف ميشنوي (از جمله سیبیل طلای خودمان) اين است که در ايران همه چيز سياسي است و بر اين اساس براي هر فرد و عملي يک «تعبير» و نيز «وظيفه» سياسي هم تعيين ميشود. حالا خدا نکند که حرفه افراد (مثل دانشگاهيان) ربطي هم به فکر کردن (و نه لزوما روشنفکري) داشته باشد. به همين خاطر هر کس به خود اجازه ميدهد برايشان تعيين تکليف کند. حکومت اسلامي ميخواهد همه مدافع اسلام باشند و وظيفه برايشان تعيين ميکند، از آن طرف اگر به وجود کرم در غذا اعتراض شود همه مخل امنيت ملي و محارب امام زمان ميشوند. اگر هم طرف ضدحکومت باشد، صرف نفس کشيدن مردم در ايران تعبير ميشود به حمايت از استبداد و صد البته فرد «وظيفه» دارد که کاري بکند. هر دو طرف در واقع يک جور هستند فقط هر کسي از طرفي ميکشد. در اين ميان آنچه اصولا ناديده گرفته ميشود هويت فردي و صنفي افراد است.
فکر کنم بد نباشد کم کم تمرين کنيم اين نظريه «همه چيز در ايران سياسي است» را از ادبياتمان حذف کنيم.
January 11th, 2006 at 3:41 am
شایان،
من کی این نظریه را درباره ایران داده ام؟ من گفتم، بدن من سیاسی است. من از سیاست بدن حرف زدم، اگر خاطرت باشد.