علم یا ثروت؟!
يکي از ايراداتي که به کانديداي وزارت نفت گرفتهاند ثروتمند بودن وي است. برخي هم ذکر کردهاند وي گفته است «من ميلياردر هستم. گفته باشم» و اين را به عنوان يک نقطه ضعف درنظر گرفتهاند. از همه بامزهتر آقاي عماد افروغ است که گفته فردي که از بورس بازي و بساز بفروشي ثروتمند شده با درآمد نفت چه خواهد کرد! واقعا بهتر از اين نميشد استدلال کرد! خوب يکي نيست بگويد في نفسه ثروتمند بودن چه عيبي دارد؟ آنچه بد است ثروت اندوزي از راه ناثواب، خوردن حق بقيه، زد و بند و.. است که اگر اين ثروت از اين راه به دست آمده طرف را ببريد دادگاه و درازش کنيد. اما اينکه کسي بساز و بفروشي کند يا اينکه از طريق بورس سرمايهگذاري کند چه اشکالي دارد؟ از قضا بسياري از ثروتمندان جهان از يکي از همين دو راه به ثروتهاي هنگفت رسيدهاند. جالب است که همزمان خبر پيروزي مجدد شهردار نيويورک در انتخابات جديد را ميخواندم که ذکر شده چون شخصا بسيار ثروتمند است از شهرداري حقوق نميگيرد و به خاطر بينيازي، در رقابتهاي انتخاباتي از جيب خودش خرج کرده و مديون هيچ شرکت يا گروه خاصي نشده است و در نتيجه در تصميمات مديريتي، فقط معيارهاي مورد نظر خودش را اعمال کرده است. اينطوري هم ميشود به يک مدير ثروتمند نگاه کرد.
November 9, 2005 | Posted by شایان
Categories:
Tags: |
موضوع اینه که خیلی از کسانی که از راه بازار بورس پولدار شدن، از اطلاعات پشت پرده ی سیاسی و اقتصادی با خبر بودن و بنابراین اصطلاحا با استفاده از رانت تونستن سودهای کلان یک شبه ببرن.
در مورد این آدم خاص موضوع فقط بورس نیست. خونه های مصادره ای (که با قیمت غیر واقعی به خودی ها داده می شد) رو می خریده و بعد از مدتی به زعم خودش تعمیرات می کرده و به قیمت روز می فروخته (که چندین ده برابر قیمت خریده). این به نظر شما راه خوبی برای پولدار شدنه؟
من هم دقیقا ذکر کردم اگر از راههای غیرقانونی ثروتمند شده است باید به آن رسیدگی شود ولی نفس پولدار بودن نمیتواند عیب باشد.
اما طرف واقعا عقل کرده که ثروتش را به وزارت آن هم دراین دولت ترجیح داده.