نوشتن با دوربین
نوشتن با دوربين را خواندم و خيلي از گلستان خوشم آمد. بسيار منطقي، خوش ذوق و با ذهني تيز. البته مصاحبهکننده به نظرم خيلي ضعيف آمد و سوالهاي سطحي و بيربط زياد پرسيده بود و دقيقا همان جاها هم گلستان ميگويد که اينقدر در بند کليشهها نباش يا از من نخواه که خودم را نقد کنم. گلستان به خوبي مرز ميان کار خودش و نقد را روشن ميکند و براي هر ادعايي از مصاحبه کننده دليل و شاهد ميخواهد.
داستانهاي جالبي از زمان قبل از انقلاب دارد که هنوز هم شرح حال جامعه ايراني است. آنجا که منکر تاثير زياد سانسور بر کيفيت کارهايش ميشود يا اينکه در مورد ديکتاتوري زمان شاه ميگويد اينطور نبود که يک ملت خيلی فرهيخته باشند و يک ديکتاتور بيايد بالاي سرشان شلاق بکشد. یا آنجا که درباره روشنفکری و اینکه روشنفکران مملکت چه کسانی بودند یا هستند حرف میزند. اصولا وجود جریان روشنفکری در ایران را به چالش میکشد. یا آنجا که بحث تکنیک ویرایش و ویرگول گذاری متن را پیش میکشد.
انگار بعد از تجربه انتخابات اخير خواندن آن مصاحبه درسهاي بيشتري هم دارد!