زيسته‌ها: آقاي اميني

آقاي اميني ارزياب بانک کشاروزي بود و هميشه به عنوان کارشناس به مزارع کشاورزاني که تقاضاي وام کرده بودند سر مي‌زد و وضعيتشان را به بانک گزارش مي‌داد. اولين بار که جيپ لندرور صحرايي ديدم وقتي بود که آقاي اميني تقريبا نصفه شب از ماموريت برگشته بود و از پشت جيپش يک جعبه زردآلوي درشت خوش رنگ پايين گذاشت و ما بچه‌ها با هيجان همان طور نشسته مشغول خوردن شديم. برگشتن دیروقت آقاي اميني از ماموريت با يکي دو جعبه ميوه که کشاورزان به عنوان تحفه داده بودند تصويري هميشگي بود.

آقاي اميني به اقتضاي شغلش تقريبا تمام منطقه قزوين و رودبار و الموت تا دهات دورتر را مي‌شناخت، با تمام کوره‌راه‌ها و جزئيات ده‌ها و مردمشان. هميشه هم قصه‌ها داشت از اينکه در کجا چه غذايي مي توان يافت، کدام ده چه ميوه مشهوري دارد و… . وقتي بچه بودم اين قصه‌ها برايم کسالت‌بار بود و از اينکه آقاي اميني با اينهمه دقت جزئياتش را تعريف مي‌کرد متعجب مي‌شدم که چه حوصله‌اي! ده بيست سالي طول کشيد تا سبک و سياق زندگي برايم به مساله‌اي عملي در زندگي تبديل شود و حالا هر وقت که مي‌خواهم طرفي بروم فکر مي‌کنم چه خوب بود يکي مثل آقاي اميني همه کوره‌راه‌هايش را قبلا رفته بود و الان با سخاوت تمام جزئياتش را تعريف مي‌کرد.

آقاي اميني پرحرف و قدري تندمزاج بود. تندتند حرف مي‌زد و به کسي مهلت نمي‌داد چيزي بگويد و به همان اندازه هم مهربان بود. پدر شايسته‌اي بود و در سن بازنشستگي خانه‌اي که پس از سال‌ها بيايانگردي و کار شبانه‌روزي ساخته بود فروخت تا سرمايه‌اي شود براي پسرش و خودش اجاره‌نشين شد. در يکي از مهماني‌ها در ميان شلوغ و پلوغي ميهماني ازش پرسيدم حالا بعد از اينهمه سال کار و کوشش و تلاش و تجربه يک عمر زندگي چه توصيه‌اي داريد به من بکنيد؟ قدري فکر کرد و گفت به نظرم حتما يک مدتي از ايران خارج شو و زندگي در جاي ديگر را تجربه کن، من خودم اين کار را نکردم و هميشه فکر ميکنم بايد آن را تجربه مي‌کردم.

يکي از عادات آقاي اميني هم امانت گرفتن کتاب بود و تقريبا هيچ وقت کتاب نمي‌خريد. اما بسيار امانت‌دار بود و تقريبا تنها کسي بود که اگر کتاب نويي را به امانت ميبرد تقريبا همان‌طور سالم پس ‌مي‌آورد.

پدر آقاي اميني خوش نويسي مي‌کرد و مجموعه‌اي نفيس از تابلوهاي مختلف برايش به يادگار گذاشته بود که برايش خيلي عزيز بود. اولين بار اين شعر را در ميان آن مجموعه خطهای آقاي اميني ديدم:
مقدور من سري است که در پايت افکنم - گر التفات به اين مختصر کني.

درباره بخش زیسته ها

2 Responses to “زيسته‌ها: آقاي اميني”

  1. Anonymous Says:

    Dear Mr Shayan,

    Please have a look at: kmterms.persianblog.com and let me know your opinion.
    Thank you very much for your time.

  2. آپاچي Says:

    خيلي خوبه . هميشه درباره آدم ها برام جالب تر از خوندن كتاب هاي تاريخي بود. چيزي كه تقريبا توي خيلي از اين متون حذف شده.

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a