برخیز و مخور غم جهان گذرا!
از آنجا که هيچ کس حس نوشتن ندارد و همه در خماري هستند من جبران ميکنم:
- به قول حامد از ترس مرگ نبايد خودکشي کرد. جامعه ايران هميشه به نحوي راه سر و کله زدن با حاکميت را پيدا کرده و باز هم پيدا ميکند. خصوصا نسل جديد که محافظه کاري ماها را ندارد. کسي منکر هزينههاي بسيار زياد آن نيست اما به هر حال دنيا به آخر نرسيده است. رفتار دولت جديد بسيار بيش از دولتهاي پيشين زير ذره بين خواهد بود خصوصا در نحوه رفتار با روشنفکران و سياستهاي اجتماعي. به هر حال ديگر دهه شصت نيست و خيلي بعيد است که شرايط به آن دوره يا شبيه آن برگردد.
- براي کساني که به فکر فعاليت سياسي هستند يا خودشان را فعال اجتماعي ميدانند: سياست برد و باخت دارد و هزينه و فايده. اگر با شکست در انتخابات آنقدر نااميد و افسرده ميشويد که ميخواهيد سر به تن مردم نباشد بهتر است به فکر کار ديگري باشيد. اما اگر همچنان معتقديد که ميخواهيد در اين عرصه بمانيد، اين دوره بهترين دوره است زيرا وزن اجتماعي گروههاي مختلف سياسي و اندازه واقعي حاميان پشت سرشان خيلي خوب معلوم شده است. اجماع نه ميليون نفري پشت سر هاشمي عدد معناداري است. خلاصه لطفا ظرفيت داشته باشيد و مردم را تحقير نکنيد. اين مشکل آنها نيست که مثل شما فکر نميکنند يا رئيس جمهوري انختاب مي کنند که بيشتر شکل خودشان است تا شما.
- طنز غريبي است. وقتي احمدينژاد شهردار شد از حضور وي در جلسات هيات دولت جلوگيري شد. حالا احمدينژاد همه آن هيات محترم را از آن اتاق بيرون ميکند. اين را گفتم براي اينکه نتيجه ديگري بگيرم: در سيستمهاي حکومتي مثل کانادا، دولت ترکيبي از نمايندگان است که با راي مستقيم مردم ( با راي دادن به ليست احزاب) انتخاب شدهاند. به همين خاطر به اندازه نمايندگان گروههاي مختلف در مجلس و دولت آدم وجود دارد و مثلا الان که بحث بودجه مطرح است، دولت ليبرال راي ان.دي.پي را احتياج داشت که بتواند به اکثريت برسد و تصويب بودجه را بگيرد. آنها هم طبعا در صورتي که برخي موارد مورد نظرشان در لايحه گنجانده شود از آن پشتيباني کردند. به اين ترتيب هميشه يک ارامش نسبي در جامعه برقرار است چون اگر حزب مورد علاقه شما تنوانست دولت را به دست بگيرد از آن طرف کاملا هم از صحنه حذف نميشود و به اندازه وزنش حضور خواهد داشت. ميدانم که ما براي تبديل سيستم حکومتيمان به چنان مدلي فاصله زيادي داريم اما شايد بتوان اميدوار بود در اين جا به جاييهاي سريع قدرت در ايران، قدري ياد بگيريم که طرف پيروز به نحوي هواي طرف شکست خورده را داشته باشد تا دور بعدي اگر شکست خورد کاملا حذف نشود. در دوره قبلي که اصلاح طلبان روي کار آمدند طبعا همه راستها را از پستها راندند و اينها هم همان کار را خواهند کرد ولي شايد در نقطهاي «کمي» به اين تفاهم نزديک شوند.
- چیزی حدود ده میلیون از رای هایی که در دوم خرداد به خاتمی داده شده بود در این دوره به احمدی نزاد داده شد. یعنی یک چرخش کامل. کساني که هميشه به خاتمي ايراد ميگرفتند که ارزش بيست ميليون راي پشت سرش را ندانست، حالا شايد حرف آقاي خاتمي را بفهمند که در پاسخ به پيشنهاد رفراندوم پرسيده بود «با کدام مردم و کدام پشتوانه؟». هنوز هم ميبينيم که خاتمي بهتر از هر کس ديگري ظرفيتهاي اجتماعي و وضعيت واقعي را تشخيص داده بود و به همان اندازه هم فشار ميآورد.
- دست به دست شدن (نسبتا) مسالمت آميز قدرت در ايران را دست کم نگيريد. ميگويم نسبتا چون چند نفري در بمبگذاريها کشته شدند و البته با تنش همراه بود. اما ميدانيم که ميتوانست اوضاع به نحو کاملا متفاوتي رقم بخورد. کساني که بر روي تقلب و مخدوش بودن آرا تاکيد ميکنند به هر حال قبول دارند که ترکيب ارا با دوم خرداد کاملا فرق داشت و اگر بتوان گفت آلوده بوده است ولي نمي توان گفت از اساس تقلب بوده است. اختلاف راي بسيار بيش از اين حرفهاست.
یادمان باشد آن هفده میلیونی که گرسنه و خسته است به جای آمدن به خیابان برای شیشه شکستن، آمده است و رای داده است.
- رفتار سياستمدارانه جناح راست (که آن را به لحاظ تکنيکي تحسين ميکنم چون از تمام ظرفيتهاي خود به نحو مناسبي بهره ميگيرد) مرا ياد رفتار شرکتهاي بزرگ در اينجا مياندازد: دقيقا همانطور که اينجا به رفتار مردم شکل ميدهند، موضوعات جديد برايشان ايجاد مي کنند و به نحوي رفتار اجتماعي مردم را شکل ميدهند، در ايران هم جناح راست به همبن موفقيت دست يافت. البته در کانادا هم گروهي دانشگاهي و روشنفکر هستند که مثلا از وال مارت يا گپ خريد نميکنند و سعي ميکنند تحت تاثير رسانه هاي بزرگ و جريان اصلي مديا نباشند، اما اين گروه کاملا در اقليت هستند و عموم مردم همان الگوهايي که شرکتهاي بزرگ و مديا تدوين ميکنند را دنبال ميکنند.
- آقاي حداد عادل موقع انتخابات مجلس وعده داده بود ژاپن اسلامي بسازند. خوب الان همه چيز مهياست. بسم الله آقاي حداد.
June 25, 2005 | Posted by شایان
Categories:
Tags: |
شایان جان ما منتظر طرح فروش سجاده ی شما هستیم…
شایان جان ما منتظر طرح فروش سجاده ی شما هستیم…
مطلب جالبي بود،فقط اينو بگم كه خيلي هم بد نشد،چون ديگه اينها (دولت جديد و رهبرش)يكدست شدند و ديگر هيچ بهانهاي نميتوانند بياورند.دركل :يازنگي زنگ ميشوند يا رومي روم
I’m wondering if we can say we are now one step closer to democracy.
The system (read leader) seems excited with the outcome of the first elections in which a close competition took place and the results were really unpredictable. This may lead them to actually let more people compete as candidates so that more people can find their desired candidates and vote. The leader also avoided translating people’s patrticipation as a big ‘mosht’ in US and Israel’s mouth as before.
سلام. آفرین. کاملا باهات موافقم. بخصوص درمورد اینکه خاتمی شناخت صحیحی داشت از جامعه مان.
سلام , من با نظر شما در اين رابطه که 10 ميليون از آراء خاتمی به احمدی نژاد داده شده موافقم.اما حداقل نيمی از آنها و شايد خيلی بيشتر به عملکرد خاتمی اعتقاد 100% دارند و رای آتها 1-به مخالفت هاشمی و 2-آگاه نبودن از وضع پيش بينی شده در صورت انتخاب احمدی نژاد …… ( که شامل بسیاری از مردم معمولی و حتی روشنفکران ناآگاه می باشد.)