انتخاب (و نه انقلاب) پابرهنه‌ها

نتيجه گيري‌هاي زير حاصل گفتگوهايم با افراد مختلف و يا نقل قول‌هايي است که راجع به انتخابات و وضعيت ايران پسنديده‌ام يا قابل تامل مي‌دانم:

- مستقل از دست اندرکاران حکومت، در ايران هنوز طبقات اجتماعي آن طور که در غرب رايج است شکل نگرفته است. به عبارتي طبقه بورژوا تقريبا نداريم: يا کاملا محروم هستيم يا متوسط و رو به رشد. پشتيبانان احمدي‌نژاد در واقع همان قشر محرومي هستند که در طي ساليان اخير نصيبي از توسعه اقتصادي نبرده‌اند و در واقع اين راي گيري صف آرايي بين طبقه محروم و طبقه متوسط به بالاي جامعه است و در نتيجه اينقدر سريع اين دو طيف به رويارويي مي‌رسند.

- در صورت بالا آمدن احمدي نژاد احتمالا اتفاقي که مي ‌افتد اين است: طبقه متوسط (که با آغاز دوره اول رئيس جمهوري رفسنجاني و پايان جنگ کمکم جانی تازه گرفت) و رفته رفته مطالبات اقتصادي‌اش به مطالبات فرهنگي و اجتماعي و سياسي توسعه پيدا کرد به شدت پس زده مي‌شود و در عوض گروه ديگري که هم اکنون پشت احمدي نژاد هستند رو خواهند آمد. بايد شاهد ظهور يک طبقه نوکيسه بود و بخشي که از جواديه به فرمانيه مي‌آيند تا طبقه جديد متوسط را شکل دهند يا به آن ملحق شوند.

- در اين ميان، در نحوه توزيع امکانات و فرصتهاي مختلف اقتصادي يا در ساختار قدرت جا به جاييهايي رخ خواهد داد اما ضربه خوردن طبقه متوسط باعث عقب افتادن روند توليدات فرهنگي، عقبگرد در تربيت مديران مياني (که حالا پس از سالها سعي و خطا تجربه‌اي اندوخته‌اند)، و پس رفتن اقتصاد نيم بند بخش خصوصي خواهد بود زيرا نيروي اجتماعي پشت سر احمدي‌نژاد بيشتر در پي به دست آوردن «حمايت» و پنجاه هزار تومان «کمک» ماهانه است تا راه انداختن چرخ توليد يا مشارکت در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي و توليدي.

در واقع جوهره دفاع کرباسچي از رفسنجاني هم همين است: بايد توسعه اقتصادي دهيم تا طبقه متوسط شکل بگيرد و مجال پرداختن به توسعه فرهنگي و اجتماعي و سياسي پيدا کند. کرباسچي استدلال مي‌کند در نهايت هم خاتمي در طي هشت سال گذشته همين مسير را دنبال کرد و حالا مثل دونده‌هاي دو امدادي اين چوب دوباره بايد بين نفرات تيم دست به دست شود تا دور بعدي.

به عنوان يک ناظر بيرون از ايران، وقتي سال ۷۹ ايران را ترک کردم نفت بشکه اي هشت دلار بود و حالا نزديک شصت دلار است. بسياري از تحليلگران ريشه مشکلات سياسي و اجتماعي زمان شاه را در بالارفتن قيمت نفت (تا ۳۲ دلار) مي‌دانند که به اختلاف طبقاتي و نهايتا انقلاب منجر شد. آيا حالا دوباره همان سناريو اتفاق افتاده است؟ با اين تفاوت که جمعيت و قيمت نفت هر دو دو برابر شده است. آيا برنده شدن احمدي نژاد در واقع انقلاب ديگري از اين دست نيست که در قالب یک انتخاب صورت میپذیرد؟! در اين صورت حتي اگر هاشمي برنده شود بدون به بازي گرفتن طبقه جامانده، پس از مدتي دوباره همين جريان محذوف که حالا متشکلتر هم شده با فشار بيشتري به صحنه بازخواهد گشت.

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a