حاشیه بر انتخابات - 2

همايون مطلبي در پاسخ به «حاشیه بر انتخابات» نوشته است. توضيح من اين است: مشکلات جامعه ما را شاید بتوان به دو بخش تقسیم کرد: بخشی که به ساختار قدرت و تقسیم منابع اقتصادی و ابزارهای سیاسی برمی گردد (و مثالهای همایون همه به آن بخش برمیگردد) و بخش دیگری مربوط به بدنه اجتماعی است که گرچه تحت تاثیر ساخت قدرت است، اما خصوصیات خودش را هم دارد. به همین ترتیب شاید بتوان گفت کسانی که در ایران به دنبال تغییر هستند دو گروه هستند: کسانی که به تغییر در ساخت قدرت فکر میکنند (که البته هر چه بیشتر فکر میکنند بیشتر به بن بست می رسند!) و گروه دیگری که من هم خودم را جزو آن میدانم تا حد زیادی چشم از ساختار قدرت برداشته اند و به بخش اجتماعی نگاه میکنند. این گروه دوم همان است که طبقه تکنوکرات را شکل میدهد. طبقه تکنوکرات میخواهد (مثلا) سایت الکترونیک فروش کتاب فارسی راه بیافتد. حالا اگر «وزارت ارشاد» سر کار باشد یا «وزارت فرهنگ و هنر» برایش فرقی نمیکند. با قدرت وارد معامله می شود. لابی میکند. امتیاز میدهد و امتیاز میگیرد و در این میان سعی میکند برود بودجه اش را بگیرد و کارش را بکند. در عوض گروه دیگر یا میشود اپوزوسیون خارج از کشور (که دائم دم از براندازی می ازند) یا اینکه اصولا بعد از تحلیل و ذکر گره های سیاسی (حتی به درستی)، راه حلی ندارد.

نسل جدید به جای قهر کردن یا ایده آلبست بودن به این نتیجه رسیده است که باید با قدرت بازی کند. من نظریه صنم را در این چارچوب میفهمم. نسل جدید برعکس قبل یک بار میرود، یک بار قهر میکند و دوباره بر میگردد. یک جا بعد از بازی فوتبال به خیایان میریزد و میزند و میرقصد. یک جا هم خوب میگیرند و میبرندش و دست و پا میزند که خودش را نجات دهد. اما واضح است که در نهایت با رشد اجتماع خود به خود استانداردهای جدید به وجود می آید و خودش را دیکته میکند. بالاخره فقها در مملکت ما ریشه دارند و بیخودی صاحب نفوذ نشده اند. همین الان چند درصد مردم کشور برای حل مسائل روزمره و اصلی شان از آخوند محل نظر میخواهند؟ خوب آیا باید دنبال راه تعامل بود یا نه؟ تجربه خاتمی موفق نبود؟ ولی تجربه یک مسیر بود یا نه؟ حتی با آمدن کسی که بتواند کامل به حوزه نفوذ فقها وارد شود و رگ خوابشان را به دست بگیرد شاید حل یک بخش از مسائل مملکت تسهیل شود اما باز هم در نهایت اتفاق خارق العاده ای نمی افتد (و نباید هم به دنبال اتفاق خارق العاده بود). تازه مسائل فرهنگ عمومی، اقتصاد، ساسیت خارجی و … هستند که باید حل و فصل شوند.

اما چرا یک نفر مثل دکتر معین میتواند خوب باشد؟ مثال: در زمان دکتر معین تلاش زیادی شد که به دانشگاهها اختیار بیشتری در اداره خودشان داده شود و هیاتهای امنا نقش جدیتری به خود بگیرند (و در نهایت همین تلاش در تغییر ساختار آموزش عالی هم با مخالفت شورای نگهبان و شورای انقلاب فرهنگی مواجه شد و یکی از دلایل اصلی استعفای دکتر معین هم تا آنجا که من میدانم همین بود). اما به هر حال تا انجا که در اختیار وزارت علوم بود، حرکتی برای تفویض اختیار به دانشگاهها شروع شد، اما فکر میکنید به جز یکی دو تا دانشگاه در تهران کدام دانگشاه شهرستانی از آن استقبال کرد؟ تقریبا هیچ کدام و همه در مورد مسائل خود چشم به دستور و تصمیم وزارتخانه داشتند تا حرف آخر را بزند. آمدن فردی مثل دکتر معین اگر به رشد جریان اجتماعی و میدان دادن به ان کمک نکند، حداقل آن را متوقف نمی کند. فرهنگ عمومی و … هم مثالهای دیگری از آن بحث بدنه اجتماعی هستند.

در مورد استدلال همایون به‌خصوص با بخش آخر نتيجه گيري اش که مي‌گويد انتخاب معين راه را براي يک انقلاب خونين باز مي‌کند مشکل دارم. چرا و چطوري؟ من اعتقاد دارم که دقيقا برعکس است. به هر حال فشار اجتماعی چیزی نیست که از چشم جناحهای مختلف مخفی مانده باشد و اتفاقا آمدن کسی مثل معین که میتواند قدری در بخش اجتماعی انعطاف ایجاد کند در مجموع توازن را در اجتماع بیشتر حفظ میکند. يادمان باشد جريان سازمانهای غیردولتی خصوصا به کمک جریانات دانشگاهی و دانشجویان از معاونت فرهنگی وزارت علوم خیلی خوب تغذیه شد. حداقل تا زمانی که من ایران بودم و از نزدیک در جریان بودم اینطور بود. اینها چیزی نیست که نادیده گرفته شود و به هر حال ترمزهایی برای اینکه شتاب نگیرد گرفته میشود اما این به معنی سرکوب آن نیست.

جوهر اصلی حرف قبلی من این بود که باید در انتخابات شرکت کرد و اینکه دکتر معین را ذکر کردم بیشتر یک مثال بود نه اینکه لزوما بگویم انتخاب خوبی است. راستش هر چه فکر میکنم که کدام دولتمرد در میان رجل سیاسی ایران بهترین گزینه برای رئیس جمهوری است هیچ کس به خصوصی به نظرم نمیرسد! آنقدر حلقه مردان سیاسی ایران در سالهای اخیر بسته بوده که فرصت برای رشد و «پرورش» سیاستمداران جدید وجود نداشته است.

یک نکته هم اضافه کنم: ما قرار است هر کدام نیم ساعت وقت بگذاریم و برویم رای بدهیم (حتی میتوان این کار را بدون زحمت و دست در دست دوست و گپ زنان رفت و انجام داد!). مگر قرار است به خاطر این نیم ساعت مایه گذاشتن چه تغییر بزرگی اتفاق بیافتد؟ و در واقع همین تاثیری هم که دارد خیلی بزرگ است! فرصت سوزی است اگر با این هزینه کم چنین دستاورد مهمی را با بی تفاوتی کنار بگذاریم.

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a