نامها و سایه ها
«نام ها و سایه ها»ی آقای اخوت را خواندم. راستش چنگی به دل نزد و شوقی برنیانگیخت. خصوصا فصول آخرش به نظرم خیلی کشدار آمد. گرچه میتوان بفهمم که به لحاظ تکنیکهای ادبی و نحوه روایت و بازی زمانی و… احتمالا کاری مدرن محسوب میشود اما توقع چیزی تازه تر و گیراتر از «یرادران جمالزاده» داشتم که نبود. البته نویسنده در جایی از رمان اشاره میکند که وقتی همه حرفها را بقیه زده اند شاید تنها کاری که میتوان کرد بازی با بیان و دادن فرمی جدید به همان حرفها است. نمیدانم این عقیده «همه حرفها را بقیه زده اند» از کجا در باورهای ما رسوخ کرده است اما شاید واقعا آقای اخوت چنین فکری میکند و در این رمان بیش از آنکه بخواهد به محتوای داستان بپردازد به تکنیک و بیان و زبان پرداخته است که البته آن هم برایم چندان جالب نبود. شاید هم توضیحات خانم همسر و برخی رمزگشاییهایی که از متنهای مختلف ادبی میکند باعث شده است قدری دست نویسنده ها را بخوانم و با وقوف بر تکنیکهایشان دیگر به آسانی هیجان زده نشوم.
March 31st, 2005 at 5:22 am
البته توجه داری که نویسنده براداران جمالزده و این رمان دو شخص متفاوتند.
March 31st, 2005 at 11:18 am
راستي عيدت مبارك