زیر پوست شهر - 1
به اهالی اروپای شرقی میزند. قد بلندی دارد با ریشی خوش مدل. جوان است. حداکثر ۲۴ یا ۵ سال. موهایش را بافته و بر روی سرش جمع کرده که قدش را بلندتر نشان میدهد. شلوار لی و کاپشن بسیار گشاد و دو سه تا کیف بر روی دوش و کمر بسته است. وارد مترو میشود و همه را از نظر میگذراند. صاف میرود و جلوی دختری سبزه که نشسته و کتابی را ورق میزند میایستد و بیمقدمه از دختر میپرسد از چه نوع موسیقی خوشش میآید؟ با صدای بلند. طوری که همه میشنوند. دختر کمی جا میخورد اما لحن پسر خیلی جدی است. دختر با کمی من و من میگویم نمیدانم و لبخند میزند… بستگی به مودم دارد.. و دوباره لبخند میزند. پسر از کیف کمریاش یک سی.دی درمیآورد و میگوید اگر از موسیقی مناطق حاره خوشت میآید میتوانی این را گوش کنی. و سی.دی را طرف دختر دراز میکند. سی.دی کپی است و طرحی ناشیانه روی کاغذ کاهی جلد آن کپی شده است. دختر نگاه میکند اما سی.دی را نمیگیرد. پسر ادامه میدهد:ساخته خودم است و گیتارش را هم خودم زدهام. فقط پنج دلار برای آن بده. تلفن من پشت جلد است. اگر دوستانت خوششان آمد بگو تا هر چند تا خواستی بیاورم همین ایستگاه…