آرمانشهر مجازی

از وقتی نرمافزار وبلاگ را به وردپرس تغییر دادهام به طور جدی درگیر موضوع اُپن سورس شدهام. واقعیت این است که وقتی میخواهی امکان تازهای به سایتت اضافه کنی و میبینی که یک نفر قبلا عینا همین نیاز را داشته، برایش برنامه نوشته و به طور رایگان با یک توضیح کامل در اختیار همه گذاشته است فکر میکنی که واقعا جامعه اینترنتی چه جور جامعهای است؟ باید وجه غالب آن را در سوئ استفاده از کودکان دید یا عامل ترویج فساد از طریق چت؟ یا جایی که عقل جمعی میتواند به نهایت ظرفیت خودش برسد؟ عمق ماجرا وقتی بیشتر معلوم میشود که به پروژههایی مثل ویکی برمیخوری و میبینی که چطور اصولا بر اساس اعتماد بنا شدهاند: هر کسی میتواند بیاید و چیزی به آن اضافه کند، یا اینکه در مطالب دیگران دست ببرد یا آن را پاک کند. و البته تا به حال تجربه نشان داده است که چند میلیون مطلب میتواند به ویکی پدیا اضافه شود یا مدل ویکی برای وردپرس چقدر میتواند مفید باشد. یاد کسانی میافتم که صندلی اتوبوسها را پاره میکنند یا روی تخته سنگهای باستانی یادگاری حک میکنند!
وقتی اینها را با خانم همسر در میان میگذارم و راجع به نهضت اُپن سُرس و ویکی پدیا حرف میزنیم میپرسد که آیا اینترنت نقطه شروع و یک مدل اولیه برای همان جامعه آرمانی (یا آرمانشهر) نیست؟ شاید قرار است یک بار این آرمانشهر در دنیای مجازی تمرین شود و بعد به دنیای واقعی راه یابد؟