مهاجرت و پیشرفت
سلمان طبق معمول یک نکته مهم کنکوری را خیلی ساده و روشن توضیح داده است: برای اغلب افراد دلیل اصلی مهاجرت، دسترسی به برخی امکانات یا آزادیها یا قواعد زندگی است که در محل زندگی خود آنها فراهم نیست. گاهی اوقات اینها خیلی هم چیزهای پیچیدهای نیستند، مثل اینکه خیالت راحت باشد اگر در خیابان تصادف کردی و حتی اگر تقصیر تو هم بود، طرف به تو حملهور نمیشود! در عین حال که تقسیمبندی سلمان بسیار روشنگر است اما فکر میکنم برای خیلیها حتی فقط برخوردهای اجتماعی زننده چه از جانب حکومت و چه از جانب سایر مردم میتواند دلیلی کافی برای مهاجرت باشد و حاضر باشند همه هزینههایش را هم بپردازند و بازی را دوباره از صفر شروع کنند.
جالب است که به طور مثال من به این خاطر مهاجرت نکردم، اما بعد از چهار سال زندگی در جامعهای به دور از تنش، وقتی فکر برگشتن میکنم اولین نکتهای که به نظرم میرسد این است که آیا آمادگی تطابق دوباره با قواعد زندگی محیط ایران را دارم یا نه. البته بخشی از آن به این برمی گردد که در کدام مرحله زندگی هستید. وقتی دیگر در شغل خود جاافتاده هستید یا مثلا تحصیلاتتان تمام شده و خلاصه اهدافی که داشتهاید کم و بیش به انجام رسیده، آن وقت «سبک و سیاق زندگی» یا Life Style اهمیت دوچندان پیدا میکند و به همین خاطر ملاکهای پیشرفت که سلمان به آن اشاره میکند دیگر عامل تعیین کننده نیست…
February 20th, 2005 at 10:42 pm
haji, ping kon in webloget ro, savaab daare