اخیرا نتایج تحقیقاتی ۱۰ ساله در امریکا منتشر شده است که نشان میدهد مغز انسان همچنان تا سن بیست سالگی رشد میکند و گزارش میکند که تا رشد کامل مغز، امکان اخذ تصمیمات منطقی مانند بزرگسالان ممکن نیست. این موضوع بلافاصله یک جنبه عملی اجتماعی پیدا میکند: نباید نوجوانان زیر بیست سال را به خاطر ارتکاب جرایمی مانند دزدی و حتی قتل به اعدام محکوم کرد، زیرا آنها (صرف نظر از تربیت خانوادگی و تجربه اجتماعی) نمیتوانند مانند یک فرد بزرگسال در مواجهه با خطر یا وقایع مختلف تصمیم گیری کنند. به عنوان مثال دو نوجوان ۱۶ و ۱۷ ساله که برای دزدی به خانه کسی رفته بودند، پس از مقاومت وی او را میکشند و نهایتا ۶ دلار سرقت میکنند.
توجه به این موضوع یک نتیجه مهم برای ما در ایران می تواند داشته باشد: در کشورهای غربی تعداد زیادی مجله علمی منتشر میشود که نتایج تحقیقات یا نظرات علمی را به زبان ساده برای عموم مردم بیان میکنند. البته اینها مستقل از نشریات تخصصی علمی و فنی (مثل مجله ماشین یا ستاره شناسی یا باستانشناسی و…) است. انتشار این مجلات باعث میشود که کم کم تفکر مبتنی بر شانس و اقبال و… جای خود را به تفکر علمی بدهد و تفکر علمی به یک امر همگانی نزدیک شود. به این ترتیب، زمینه سازی برای تسری این دانستهها به سطوح تصمیگیری و حتی تبدیل شدن به قانون تسهیل میشود. اینکه امروزه در غرب اعدام جوانان و نوجوانان تقبیح میشود و هر روز قوانین جدیدی بر علیه آن تصویب میشود تصادفی نیست و طی یک جریان جدی و مستمر و با زمینهسازیهایی از این قبیل فراهم شده است. همینطور وقتی راجع به مسائل زنان و تساوی زن و مرد حرف زده میشود، دهها مقاله و تحقیق و کتاب منتشر میشود که نشان میدهد زن و مرد از نظر قوای فکری مساوی هستند، ذهن جنسیت ندارد و… . نمی خواهم نتیجه گیری کنم که باید همه فعالیتهای اجتماعی و سیاسی برای دفاع از حقوق زنان و کودکان تعطیل شود تا زمینههای علمی و آموزشی آن فراهم شود، اما واضح است که بدون چنین پشتوانهای نیز تثبیت این حقوق بسیار دشوار خواهد بود.