این هفته در یک سمینار نیمه فلسفی - نیمه حقوقی در دانشگاه تورنتو شرکت کردم. موضوع بحث هم هویت انسانی بود. سخنران که فیلسوفی حقوقدان بود مثالهای مختلفی راجع به تعبیر فلسفی از هویت اسنان میکرد که به قوانین مختلف منتهی میشود. یکی از بحث انگیزترین موارد، بحث جنین و مسائل مربوط به آن بود. به طور خلاصه، طبق قوانین اینجا، بچه تا وقتی که متولد نشده است جزئی از بدن مادر محسوب میشود و به عنوان یک فرد متفاوت حقوقی بر آن مترتب نیست. به همین خاطر، مثلا اگر مادری که باردار است مست کند و در حین رانندگی تصادفی کند که به بچه اش صدمه بزند، کسی نمیتواند او را به این خاطر سو کند. همینطور اختیار کامل تصمیمگیری در مورد سقط جنین با وی است زیرا مثل این است که تصمیم بگیرد عضوی از اعضای بدنش را ن دارد یا نه.
سمینار عمومی بود و از همه سن و سالی در آن بودند و جالب این است که مسنترها به این برداشت از جنین اعتراض داشتند و برای مادر مسوولیت جداگانه در قبال فرزند قائل بودند، اما جوانترها راحتتر این برداشت ره میپذیرفتند.
یکی از مثالهای بامزه هم این بود که اگر همان مادر با بچه یکی دو ساله اش تصادف کند و بچه صدمه ببیند، ژدر بچه می‌تواند مادر را سو کند و از قضا مادر هم از این موضوع خوشحال میشود. زیرا دادگاه وی را محکوم خواهد کرد و باید جریمه بدهد، اما در نهایت چون کادر بیمه است این شرکت بیمه است که باید پول را پرداخت کند! اما اگر همان مادر حامله باشد و بچه ناقص شود، پولی در کار نیست!

در مورد ریسکهای ناشی از به کارگیری تکنولوژی نیز برای تغییر جنسیت بچه یا درمان بعضی نارساییها قبل از تولد (که با برخی عوارض جانبی همراه است) هم تکلیف کاملا معلوم است. فقط مادر میتواند و حق دارد تصمیم بگیرد چون بجه هنوز عضوی از اعضای بدن وی است.

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a