وقتی کتابهای تاریخ علم را میخوانی متوجه میشوی که برخی از چهره های مشهور علمی را به دو نام میخوانند: یکی جوان و دیگری در دوره دوم فکری. امثالش هم زیاد است: از ویتگنشتاین که معروفترینشان است تا راسل و مارکس و… (مثل ویتگنشتاین جوان)

داشتم فکر میکردم که انگار برای غربیها اینکه یک نفر عقایدش را عوض کند یا در طی زمان به مکاتب فکری متفاوتی گرایش پیدا کند امری پذیرفتنی است و مشکلی با آن ندارند که برایش هم یک لغت درست کرده اند. برعکس ما ایرانیها که وقتی برچسبی به کسی خورد دیگر به این آسانی عوض نمیشود مگر اینکه چه بشود. مثالش هم فارابی است. از قرار معلوم جناب فارابی تا چهل سالگی مشغول الواتی و لهو و لعب بوده اند و تازه در چهل سالگی، سر به راه راست آورده و خلاصه آنقدر در راه راست پافشاری میکند که لقب معلم ثانی را به وی میدهند. آنچنان هم معلم ثانی شده که گذشته پر شر و شورش به کل فراموش شد…

نتیجه اخلاقی: برای جوانهایی که میخواهند از همان هجده سالگی جهان را فتح کنند!

Leave a Reply