وقتی بحث جهانی شدن و سلطه شرکتهای چندملیتی پیش می آید من هم مثل بقیه خیلی به آن خوشبین نیستم و وقتی میبینم که بر علیه آن اعتراض و راهپیمایی میشود خوشحال میشوم. اما وقتی خوب فکرش را میکنم میبینم که دعواهای اصلی در جلسات جهانی سازی بین کشورهای صنعتی و در حال توسعه، این است که کشورهای صنعتی به کشاورزان خود سوبسید ندهند و در عوض کشورهای در حال توسعه بازارهای خود را به روی کالای صنعتی باز کنند. یعنی با کاهش هزینه های گمرکی امکان رقابت به شرکتهای صنعتی را بدهند. از طرفی پیوستن به قانون تجارت جهانی میتواند به بسیاری از شرکتها و تولیدات داخلی لطمه بزند و آنها را حذف کند، زیرا در کشوری مثل ایران هیچ شرکتی پشتوانه ای قوی برای رقابت با رقبای خارجی را ندارد، اما وقتی خوب نگاه میکنی و به بلایی که سر چای کاران و برنج کاران کشور آمده نگاه میکنی، یا مثلا گرفتاریهای شرکتهای تولیدی و خصوصا شرکتهایی که محصول انها در واقع نوعی فعالیت فکری است (مثل نرم افزار) به این نتیجه میرسی که در عمل دولت ما و مجموعه سیستم اقتصادی به نفع کشاورزان یا شرکتهای کوچک غیردولتی رفتار نمیکند. پس همان بهتر که جزو جریان جهانی سازی شویم تا بلکه در این میان چیزی برای کشور بماند. حداقل میتوانیم طرح فرش ایرانی را ثبت کنیم تا چینیها و هندیها و غیره آن را به اسم خود ثبت نکنند.
به طور خلاصه، نپیوستن به پیمان تجارت جهانی وقتی خوب است که دولت از صنایع و تولیدکنندگان داخلی حمایت کند، ولی وقتی همه کشاورزان خطه شمال ترجیح میدهند به جای زحمت و ریسک بالای کشاورزی، آخر هفته ها از میهمانان تهرانی پذیرایی کنند، چرا باید در مقابل پیوست به سازمان تجارت جهانی مقاومت کرد؟!