همه می‌دانند که غایت آرزوی یک ریاضی‌خوانده آن است که اگر خواست زمانی تز دکتری بنویسد، تزش چیزی شود حدود سه یا چهار صفحه که در آن یک قضیه مشهور را یا رد کند یا اثبات. از آن طرف، هر وقت کتابهای علوم انسانی و تزهای فوق و دکتری را میدیدم فکر میکردم اینها چقدر طولانی می‌نویسند! در واقع همیشه به نظرم می‌رسید که دوستان علوم انسانی، مثل ارکستر موسیقی کلاسیک هستند که همان نت را چند بار و هر دفعه با تکیه بر یک ساز می‌نوازند!
حالا که خودم شروع کرده ام به نوشتن تکالیف درسی (فلسفه علم) می‌بینم به همان بلا دچار شده‌ام! قرار بود یک مقاله کوتاه حداکثر در دو هزار کلمه بنویسم و دائم با خودم فکر می‌کردم که من کل حرفم یکی دو صفحه بیشتر نمی‌شود چطور ۲۰۰۰ کلمه بنویسم؟ حالا که میخواهم بنویسمش و فکر میکنم خوب باید این موضوع و آن تاریخچه را هم از قبل توضیح دهم، سر میزند به ۵۰۰۰ کلمه که هر کار میکنم کمتر نمیشود! خلاصه اینکه مرا رسما از دست رفته حساب کنید.
خداحافظ ایده‌آل نوشتن تز دکترای ۴ صفحه‌ای، خداحافظ!

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a