«پدرم وقتی مرد، مادرم از خواب پرید.
خواهرم زیبا شد».

آیا این تنها خاصیت مرگ اطرافیان‌مان بر ما نیست؟ که ناگهان بیدار می‌شویم. یک آن به خود می‌آییم. دوباره نسبتمان را با جهان می‌سنجیم. اطرافیانمان را می‌بینیم.

وقتی عزیزی از میانمان می‌رود نمی‌دانیم بر سر وی پشت این پیچ ناشناخته چه خواهد آمد، شاید خیلی چیزها و شاید هم هیچ. اما یک چیز را می‌دانم. معدودند کسانی که زندگی و مرگشان تو را از خواب می‌پراند.

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a