قضیه:
در اولین روزهای مهاجرت، تفاوت‌های فرهنگی جامعه ایران و کانادا خیلی زیاد به چشم می‌آیند تا اینکه کم کم به فضای فرهنگی جامعه جدید عادت می‌کنی و برخی رفتارها و حتی ذائقه‌ات ناخودآگاه عوض می‌شود. دوباره پس از مدتی، جریان برعکس می‌شود، یعنی اینکه یک باره با موضوعی که کاملا برآمده از فرهنگ قبلی و ایرانی است برمی‌خوری و متوجه می‌شوی چقدر با آن فاصله گرفته‌ای و مدتها است که در ذهنت چیز دیگری شکل گرفته است. (از این مبهمتر نمی‌شد توضیح داد!)
مثال:
در سایت فن اوری اطلاعات برای مدیران مقاله‌ای نوشته‌بودم و از رفیقی در ایران خواستم راجع به آن نظر بدهد. او هم خواند و گفت به نظر من نویسنده فقط خواسته است انتقاد کند. یعنی به جای نقد محتوای مطلب و بررسی صحت و سقم آن، یک راست رفت سراغ «انگیزه‌شناسی نویسنده». این یکی از آن تفاوتها است که در مقایسه میان ایران و کانادا بسیار به چشم می‌آید. اینجا تقریبا متنی تحلیلی یا نقد نمی‌بینی که به این راحتی و سر راست سراغ انگیزه نویسنده برود و آن هم با این جدیت و اعتماد آن را بیان کند. حتی بر فرض که منتقد دقیقا و به درستی انگیزه نویسنده را کشف کرده باشد، باز هم دلیل نمی‌شود که چون نویسنده «صرفا» می‌خواسته انتقاد کند پس حرفش غلط است. خلاصه این یکی از آن تفاوتها است که مدتها بود به آن برنخورده‌ بودم!

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a